X
تبلیغات
خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا
زیارت عاشورا علوم تربیتی

علوم تربیتی
مطالب مربوط به رشته های علوم تربیتی، روانشناسی،امور تربیتی  

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بی گمان همه ما از دروغ گفتن و یا شنیدن آن احساس ناخوشایندی داریم. در این میان پدر و مادر که تربیت کودک جزو اصلی ترین وظایف آن هاست، با شنیدن دروغ از کودک خود احساس ناراحتی بیشتری می کنند. اما باید گفت کودکان علاوه بر الگوگیری از رفتار والدین، به دلایل متعدد به دروغ گفتن روی می آورند.

 

دروغ در مقابل راستگویی قرار دارد و در تمامی فرهنگ ها و جوامع امری زشت و ناپسند تلقی می شود. بررسی ریشه ای دلایل دروغگویی امری بسیار پیچیده است و نیاز به واکاوی شخصیت انسان ها دارد. اگرچه ممکن است بعضی آن را یک رفتار زنانه تلقی کنند، اما نتایج تحقیقات نشان می دهد که تفاوت معناداری بین مردان و زنان برای دروغگویی وجود ندارد. در خانواده نیز مواردی پیش می آید که والدین از دروغگویی بیش از حد فرزندان خود ابراز نگرانی می کنند. سیامکی خبوشان، کارشناس ارشد روان شناسی و مشاور خانواده و کودک با بیان این مقدمه به خراسان می گوید: دلایل دروغگویی در کودکان بسیار متعدد است و آغاز آن از زمان تکلم کودک و حدود ۲ سالگی به بعد است.

 

کودکان گاه برای جریحه دار نکردن احساسات دیگران، پنهان کردن احساسات یا واکنش های خود، فرار از تنبیه و دریافت پاداش و توجه، دروغ می گویند.نکته این جاست که واقعیت و تخیل در زندگی کودکان زیر ۶سال در هم تنیده است و کودک ممکن است هر آن چه را به ذهنش می رسد بر زبان آورد. به این نوع دروغ، «دروغ سیاه و سفید» می گوییم. در بیشتر موارد چنین گفته هایی بسیار اغراق آمیز و غیرواقعی است .مثلا پسربچه ۶ساله ای با هیجان به مادرش می گوید: «من دیروز یک غول دیدم!»در واقع دروغ بیان کننده حقایق مربوط به امیدها و دلهره ها و آشکار کننده آن چیزی است که فرد می خواهد باشد. والدین از طریق اطلاعاتی که از گفته های دروغین کودک کسب می کنند، می توانند به کودک کمک کنند تا واقعیت را از افکار پوچ و خیالی تشخیص دهد. فاطمه زارع، کارشناس مسئول مرکز بهداشت روان و مشاور با بیان این مطلب به ایسنا می گوید: وقتی بچه ای می گوید که برای عید یک فیل زنده به عنوان هدیه سال نو دریافت کرده است، باید گفت که او دوست دارد یک فیل داشته باشد و نباید او را بابت گفتن این جمله سرزنش کرد.

 

به گفته زارع، گاهی کودک دروغ می گوید، زیرا اجازه ندارد حقیقت را بگوید. به عنوان مثال وقتی به مادرش می گوید که از برادرش متنفر است، تنبیه می شود. اما اگر بلافاصله حرفش را پس بگیرد، والدین، او را بابت انکار احساسش مورد تشویق قرار می دهند. با این تجربه کودک نتیجه می گیرد که انسان به دلیل گفتن حقیقت تنبیه می شود. گاهی هم والدین، کودک را به دروغگویی تشویق می کنند. به این صورت که کودک مجبور می شود به منظور دفاع از خود دروغ بگوید. این کارشناس ادامه می دهد: کودکان از این که والدین از آن ها پرس و جو کنند، بیزارند به خصوص وقتی گمان کنند والدین از قبل پاسخ ها را می دانند. کودکان همچنین از سوال های غافل گیر کننده بدشان می آید سوالاتی که وادارشان می کند دروغ بگویند، حقیقت را پنهان کنند و خجالت بکشند.

 

● الگوگیری از کودکان

 

نباید از نقش والدین و الگوهایی که در اختیار کودک قرار می گیرد، در گرایش کودک به دروغگویی غافل شد. چنان که به گفته سیامکی خبوشان، گاهی والدین خودشان به وضوح دروغ می گویند اما نادیده گرفتن حقیقت از سوی کودک را بر نمی تابند. در صورتی که چنین انتظاری بی جاست. گاهی کودک به علت نداشتن تمرکز و توجه به محیط پیرامون، مسائل را پس و پیش یا به اشتباه روایت می کند و والدین بنا را بر دروغگویی کودک می گذارند. کودکان اغلب تمایلی به دروغگویی ندارند اما وقتی به حساسیت و نقطه ضعف والدین پی می برند، به دروغگویی رو می آورند تا جلب توجه کنند. به عنوان مثال چون کودک می داند که مادر نسبت به سلامت او حساس است، به دروغ از دل درد شکایت می کند. دروغ گویی در کودکان باهوش، ریسک طلب، هیجان خواه، تنوع طلب و اجتماعی بیشتر مشاهده می شود و کودکان کمرو و خجالتی، بیش فعال و عقب مانده کمتر دروغ می گویند.

 

● راهکارها

 

یکی از بهترین راه های پیشگیری از دروغگویی در کودکان این است که او را وادار نکنیم برای دفاع از خود دروغ بگوید. بهتر است اگر نسبت به دروغگویی وی مطمئن هستیم، بدون اشاره مستقیم و استفاده از واژه دروغگویی او را متوجه کار اشتباهش کنیم. زارع با اشاره به این که گاهی والدین خودشان انگ دروغگو بودن به کودک می زنند، تصریح می کند: والدینی که دایم گفته های کودک را انکار می کنند، به طور غیرمستقیم به او می گویند که دروغ می گوید. یا وقتی کودک دروغ آشکار می گوید به شدت عصبانی می شوند و او را سرزنش می کنند. بهتر است والدین خط مشی مشخصی در برابر دروغگویی کودک داشته باشند.بدون سوال پیچ کردن یا بازجویی از کودک طی چند سوال و جواب کوتاه سعی کنند واقعیت یا بخشی از آن را از زبان کودک بشنوند، موضوع را بزرگ و مهم جلوه ندهند و با قاطعیت اما واضح و شفاف درباره موضوع با کودک صحبت کنند. کودک باید طی گفت وگو احساس کند راستگویی به وی کمک می کند یا در پایان گفت وگو به این نتیجه برسد. باید آگاهانه شرایطی را برای کودک ایجاد کنیم که دروغ نگوید و اگر دروغ می گوید نه با واکنش احساسی و هیجانی بلکه به صورت منطقی به او بفهمانیم که نیازی به دروغگویی نیست.

 

● ریشه یابی علت دروغگویی

 

استفاده از واژه های «الکی»، «شوخی» و یا «دروغ» نباید در خانواده رواج داشته باشد و کودک باید بداند دروغ در هر شکلی ناپسند است. سیامکی با بیان این مطلب که بهتر است ریشه دروغگویی کودک را دریابیم، تاکید می کند: بهتر است به جای در نظر گرفتن تنبیه یا تهدید کودک تلاش کنیم به موضوع از دید کودک بنگریم تا دریابیم کودک از دروغگویی چه نفعی می برد و به دنبال چیست. سپس به او نزدیک شویم. همچنین هرگز انگ دروغگو بودن به کودک نزنیم. بهتر است به تخیلات کودک احترام بگذاریم و او را بابت حرف زدن درباره موضوعاتی مثل غول و فرشته و حیوانات عجیب و غریب سرزنش نکنیم.

 

گاهی والدین از دروغگویی مقابل کودک اجتناب می کنند اما در عوض پنهان کاری را به او یاد می دهند. پنهان کاری هم شکل دیگری از دروغ است و در طول زمان کودک یاد می گیرد که چه طور حرف بزند تا متهم به دروغگویی نشود. همچنین کاهش اعتماد به نفس در کودک با تمایل به دروغگویی در ارتباط است و بچه هایی که عزت نفس پایین دارند به «خودیاری کاذب» یا به عبارتی به اغراق در بیان توانایی ها و حوزه اختیارات خود روی می آورند تا آن خلاء را جبران کنند.

 

اگر دروغگویی تا ۷ سالگی درمان نشود همزمان با رشد کودک شاخه و برگ بیشتری پیدا می کند و درمان آن دشوارتر می شود. سیامکی خبوشان با اشاره به این مطلب می گوید: یک دانش آموز دبیرستانی ناخواسته دروغ نمی گوید بلکه با ظرافت و زیرکی واقعیت را طور دیگری جلوه می دهد. اغلب این دانش آموزان برای فرار از تنبیه یا دریافت پاداش دروغ می گویند. این امر حاکی از آن است که شالوده رفتار اخلاقی در دوران کودکی آن ها به درستی پی ریزی نشده است و حالا در دوران بزرگسالی برای رسیدن به اهداف خاص دروغ می گویند. در این سنین فشارهای والدین موقعیت را بدتر می کند و راهی جز دروغگویی برایشان باقی نمی ماند.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

منبع:روزنامه خراسان


موضوعات مرتبط: همراه معلمان، علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، روش تحقیق، خانواده وزندگی، معرفی کتاب، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ سه شنبه هفتم آبان 1392 ] [ 13:40 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 ] [ 23:18 ] [ بهروز علمی مریان ]

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


علل بی نظمی دانش آموزان در کلاس درس و شیوه های برخورد با آن


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



بسیاری از معلمان و حتی مدیـران مـدارس از دانش آموزانی که به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهای نا خواسته و نا مناسبی از خود بروز می دهند و به این ترتیب نظم و انضباط مدرسه و کلاس درس را دچار اخلال می کنند گله دارند . هر کدام از این افراد واکنش های متفاوتی در مقابل این نوع دانش آموزان از خود نشان می دهند و تصمیم گیری ها ی آنان در این زمینه هم متفاوت است . معمول ترین و آشکار ترین این تصــمیـم گیـری ها برای کاهش یا از بین رفــتن بی نظمی ، گرفتن تعهد کتبی از دانش آموزان و در صورت تکرار از والدین آنان ، تهدید به تنبیه و حتی عملی کردن آن و در نهایت اخراج موقتی از کلاس و مدرسه است . از این رو ، نگارش این مقاله و مطالعه ی آن ، به معلمان و مدیران کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه تری بگیرند .



در زمــینه ی بی نظــمی دانــش آمــوزان در کـلاس درس ، معلمان بایــد به سه سوال پاسخ دهند :

1) علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان کدام اند ؟

2 ) چگونه می‌توان از بروز و ظهور رفتار های نا مناسب دانش آموزان ، که نظم و انضبــاط را به مخاطره می اندازند ، پیشگیری کرد ؟

3 ) به هنگام وقوع رفتار های نا مطلوب دانش آموزان ، چه باید کرد ؟



برای پاسخ دادن به این سوال هــا به عــبارت دیــگــر ، شنا سایی علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان در مجموعه عامل های متعدد ، باید زیر مجموعه ای از عوامل کشف شوند تا با ارائه ی راه کار های کاربردی برای از بین بردن یا کاهش آن ها ، تغییرات مناسب و مثبت در کیفیت نظم و انضباط مدرسه ایجاد شود. در این ارتباط ، کارگاهی با حضور عده ای از معلمان با تجربه در مراکز تربیت معلم یاسوج برگزار شد . حاصل چند جلسه بارش مغزی در این کار گاه برای پاسخ به سوال های یاد شده ، بررسی شد . سپس با اندکی دخل و تصرف و تغییر در دید گاه های افراد ، این مقاله برای استفاده ی معلمان و مدیران مدارس و دست اندر کاران تعلیم و تربیت تهیه و تنظیم شد.

علل بی انضباطی دانش آموزان را می توان با توجه به ابعاد در یک مقاله نمی گنجد ، اما به دلیل کاربردی بودن بحث وجلوگیری از طولانی شدن آن ابتدا به ذکر علل و عوامل کلی بی انـضباطی دانــش آموزان می پردازیم ، آنگاه حاصل هم اندیشی معلمان با جربه را در این زمینه به طور مختصر بررسی می کنیم و در پایان هر قسمت ، راهکار های عملی برای جلوگیری از بی انضباطی دانش آموزان را به منظور برقراری نظم و انضباط در مدرسه ارائه می کنیم .



علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان را می‌توان به پنج دسته تقسیم کرد :

الف ) علل مربوط به دانش آموزان (ویژگی های فردی آنان ) ؛

ب ) عوامل مربوط به معلم ؛

ج ) عوامل مربوط به فضای مدرسه ، کلاس درس و کارکنان ستادی مدرسه ؛

د) ویژگی های خانوادگی دانش آموزان ؛

و ) عوامل اجتماعی .



نظم و انضباط تعاریف متعددی دارد. عده ای کنترل رفتار فرا گیرند گان و تسلط بر عوامل رفتاری آنان را انضباط می نامند . برخی دیگر معتقدند نظم و انضباط شامل هر نوع سازماندهی در محیط مدرسه و کلاس است ، به نحوی که سبب افزایش یاد گیری شود . صفوی ( 1383 ) می گوید« انضباط عبارت است از اعمال قواعد و مقرراتی که یاد گیری از تسهیل می کند و اخلال در کلاس را به حداقل کاهش می دهد (ص 266 ) . لو فرانسوا (1991 ) معتقد است " انضباط" به آن دسته از اعمال معلم اطلاق می شود که مانع سر زدن رفتارهایی از دانش آموز است که فعالیت کلاسی را مختل یا تهدید به اخلال می کنند(نقل از زمانی ، 1378) با وجود این ، بی نظمی یا بی انضباطی را می‌توان این گونه تعریف کرد : انجام دادن هر عمل یا رفتاری به وسیله ی دانش آموز که سازماندهی مدرسه و فعالیت های کلاس را مختل یا تهدید به اخلال می کند. بروز رفتارهایی از دانش آموزان که انضباط کلاس را مختل می کنند ، تنها به معلم و کلاس درس مربوط نیستند، بلکه همان طور که قبلا گفته شد علل دیگری نظیر عوامل آموزشگاهی‌ ، خانوادگی ، اجتماعی و... وجود دارند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم زمینه را برای بروز رفتار های مخرب دانش آموزان فراهم می‌کنند . بنابراین ، برای برقراری انضباط در کلاس درس و اداره ی آن ، معلمان باید قبل از برقراری نظم و انضباط اقدامات لازم را برای پیشگیری از رفتار های نامناسب دانش آموزان را به کار گیرند ؛ زیرا پیشگیری مهم تر از در مان است . کانین ( 1970 ) در تحقیق خود که به مقایسه ی رفتار معلمان در کلاس های دارای رفتارهایی نا مطلوب وکلاس‌های عادی پرداخته است او می‌گوید : تفاوت این کلاس‌ها به نحوه‌ی پاسخ گویی معلمان به رفتار نامطلوب دانش آموزان مربوط نیست ، بلکه از اقدامات پیشگیرانه ی آن ها نا شی می‌شود (نقل از کدیور 1382 ص 431 ) به هر حال بی نظمی های دانش آموزان در کلاس علل متعدد دارد :

الف – علل مربوط به دانش آموزان

گاهی علل بی نظمی در کلاس ناشی از خود دانش‌آموز است . برخی از این علت ها عبارت است از :

1 ) ناراحتی های جسمی ، روحی و روانی ؛

2 ) نداشتن علاقه و انگیزه ؛

3 ) سر در گم بودن و بی اعتنایی به انتظارات معلم و قوانین و مقررات مدرسه و کلاس درس ؛

4 ) نداشتن برنا مه ی مشخص مطالعه ؛

5 ) کم خوابی و خستگی مفرط ؛

6 ) انجام دادن تکالیف خود ؛

7 ) تغذیه ی نا مناسب ؛

8 ) نا امیدی به آینده ؛

9 ) استقلال طلبی و مقابله با اقتدار معلم .



از بین بردن یا کاهش عوامل بی نظمی ، در درجه ی اول مستلزم هم کاری و هماهنگی میان خانه و مدرسه است ، و روشن است که معلمان و اولیای مدرسه به تنهایی و بدون همکاری والدین کاری از پیش نخواهند برد . بنا براین ، در نظام آموزش و پرورش برای برقراری ار تباط میان خانه و مدرسه نهاد مستقلی به نام انجمن اولیا و مربیان به وجود آمده است که این نهاد در هر مدرسه ای برای آگا هی والدین از مراحل رشد فرزندان خود در سنین متفاوت و آگاه کردن آن ها از این مسائل فعالیت می کند :

o توجه والدین به وضعیت جسمی و روحی فرزندان خود ؛

o ایجاد شرایط ، موقعیت و امکانات مورد نیاز برای پیشرفت تحصیلی فرزندان خود ؛

o تشویق ما دی و معنوی و تقویت اعتماد به نفس آن ها ؛

o پذیرش وضعیت خاص فرزندان خود و مقایسه نکردن آن ها با افراد دیگر؛

o تبعیض قایل نشدن بین آن ها ؛

o تهیه ی میز و صندلی ، اتاق مطالعه ، وسایل مورد نیاز ، رعایت سکوت هنگام مطالعه؛

o کمک به آن ها در تهیه و اجرای برنامه ی مطالعه ؛

o تشویق آن ها به ورزش و تفریحات سالم و تنظیم خواب و استراحت آن ها ؛

o داشتن برنامه ی تغذیه ی مناسب ، کمک به آن ها در انتخاب دوستان مناسب ؛

o آگاه کردن فرزندان از وظایف خود در مدرسه و خانه ، رعایت حقوق معلمان و کمک به دوستان و هم کلاسان خود ؛



و در نهایت تشویق آن ها به رعایت نظم و انضباط در مدرسه و کلاس درس ، اغلب، والدین علاقه مندند که بدانند در طول سال تحصیلی، درخصوص امور تحصیلی وحتی تر بیتی فرزندان خود ، چه وظیفه ای به عهده دارند وچه کمک هایی سبب پیشرفت تحصیلی فرزندانشان می شود . آگاهی از این مسائل، مستلزم ارتباط مستمر با مدرسه است.



ب- علل مربوط به معلم

1) فقدان آماد گی جسمی ، روحی و روانی معلم ؛

2 ) نا مناسب بودن وضعیت ظا هری معلم ؛

3 ) نا آگاهی از روش های جدید تدریس و استفاده ی مکرر از روش های سنتی ؛

4 ) بی علاقه بودن به شغل معلمی ؛

5 ) نا توانی در برقراری ارتباط مطلوب با دانش آموزان ؛

6 ) رعایت نکردن عدالت آموزشی ( تبعیض بین دانش آموزان )؛

7 ) نا مناسب و نا رسا نا بودن صدا ی معلم؛

8 ) نداشتن طرح درس؛

9) بی توجهی به نیاز های دانش آموزان؛

10) فعال بودن معلم و منفعل بودن دانش آموزان ؛

11) استفاده ی نا مناسب از تشویق و تنبیه؛

12) بی حـوصــلگی و نداشتن صــبر و بــر د بــاری و سعه ی صدر ؛

13 ) بی نظمی معلم (نظیر دیر آمدن به کلاس و ترک زود هنگام آن و... )؛

14 ) تسلط نداشتن به موضوع مورد یاد گیری؛

15 ) نداشتن رو حیه ی انتقاد پذیری و خود داری از پاسخ گویی به سوال های دانش آموزان؛


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



موضوعات مرتبط: همراه معلمان، علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، خانواده وزندگی، مقالات، معرفی کتاب، نکات مدیریتی
[ دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 ] [ 22:55 ] [ بهروز علمی مریان ]

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مراحل روانی - اجتماعی رشد شخصیت

اریکسون رشد شخصیت را به هشت مرحله ی روانی - اجتماعی تقسیم کرد.چهار مرحله ی اول شبیه مراحل دهانی،مقعدی،آلتی،و نهفتگی فروید هستند.تفاوت عمده بین نظریه های آنها در این است که اریکسون بر همبستگی های روانی - اجتماعی تاکید کرد در حالی که فروید بر عوامل زیستی تاکید داشت.

اریکسون معتقد بود که فرایند رشد تحت تاثیر چیزی که وی آن را اصل اپی ژنتیک رسش Epigenetic principle of matuartion نامید قرار دارد.منظور او از این اصطلاح این بود که نیروهای ارثی ویژگیهای تعیین کننده ی مراحل رشد هستند.

در نظریه اریکسون،رشد انسان یک رشته تعارضهای شخصی را در بر دارد.پتانسیل این تعارضها هنگام تولد به صورت آمادگیهای فطری وجود دارد،این آمادگیها در مراحل مختلف،زمانی که محیط ما سازگاریهای خاصی را مطالبه می کند،برجسته می شوند.هر رویارویی با محیط ما بحران نامیده می شود.بحران ما را ملزم می دارد انرژی غریزی خود را مطابق با نیازهای هر مرحله از چرخه زندگی متمرکز کنیم.

هر مرحله رشد بحران یا نقطه ی عطف خودش را دارد که تغییراتی را در رفتار و شخصیت ما ایجاب می کند.ما به این بحران به یکی از این دو روش پاسخ می دهیم:روش ناسازگارانه (منفی) و روش سازگارانه (مثبت).فقط در صورتی که هر تعارض را حل کرده باشیم شخصیت می تواند به توالی رشد عادی خود ادامه دهد و نیروی لازم را برای روبرو شدن با بحران مرحله ی بعد کسب کند.اگر تعارض در هر مرحله ای حل نشده باقی بماند،بعید است که بتوانیم با مشکلات بعدی سازگار شویم.

اریکسون همچنین اظهار داشت که هر یک از هشت مرحله ی روانی - اجتماعی فرصتی را برای پرورش دادن نیروهای بنیادی فراهم می کند.این نیروها زمانی نمایان می شوند که بحران به طور رضایت بخشی حل شده باشد.او معتقد بود که نیروهای بنیادی وابسته به هم هستند،تا وقتی که نیروی مربوط به مرحله ی قبلی تثبیت نشده باشد،نیروی جدید نمی تواند رشد کند.

مراحل رشد روانی - اجتماعی و نیروهای بنیادی اریکسون:

 

مرحلهسنروشهای مقابله کردن سازگارانه در برابر ناسازگارانهنیروهای بنیادی
دهانی - حسیتولد تا ۱ سالگیاعتماد در برابر بی اعتمادیامید
عضلانی - مقعدی۱ تا ۳ سالگیخودمختاری در برابر شرم و تردیداراده
قدرت جابجایی - تناسلی۳ تا ۵ سالگیابتکار عمل در برابر احساس گناههدف
نهفتگی۶ تا ۱۱ سالگیسخت کوشی در برابر حقارتشایستگی
نوجوانی۱۲ تا ۱۸ سالگیانسجام هویت در برابر سردرگمی نقشوفاداری
جوانی۱۸ تا ۳۵ سالگیصمیمیت در برابر انزواعشق
بزرگسالی۳۵ تا ۵۵ سالگیزایندگی در برابر رکودمراقبت
پختگی - پیری۵۵ سالگی به بعدانسجام خود در برابر ناامیدیخرد

 

اعتماد در برابر بی اعتمادی

مرحله ی دهانی - حسی رشد روانی - اجتماعی،شبیه مرحله ی دهانی رشد روانی - جنسی فروید،در سال اول زندگی،زمانی که کودک خیلی درمانده است،روی می دهد.کودک برای زنده ماندن،امنیت،و محبت کاملا به مادر یا مراقبت کننده ی اصلی خود وابسته است.در این مرحله،دهان اهمیت حیاتی دارد.

اریکسون چنین نوشت:کودک از طریق دهان زندگی می کند و با آن عشق می ورزد.

اگر مادر به نیازهای جسمانی کودک به طور مناسب پاسخ دهد و محبت،عشق،و امنیت کافی تامین کند،در این صورت کودک احساس اعتماد را پرورش خواهد داد،نگرشی که نظر کودک در حال رشد را در مورد خودش و دیگران توصیف خواهد کرد.از سوی دیگر،اگر مادر طرد کننده و بی توجه بوده یا رفتار بی ثباتی داشته باشد،کودک نگرش بی اعتمادی را پرورش داده و بدگمان،بیمناک،و مضطرب خواهد شد.به عقیده ی اریکسونفدر صورتی که مادر تمرکز انحصاری بر کودک نداشته باشد نیز بی اعتمادی می تواند روی دهد.اریکسون در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در نوشته های خود این عقیده را بیان کرد که تازه مادری که شغل خارج از خانه را از سر می گیرد و فرزند خود را به خویشاوندان یا مهد کودک می سپارد بی اعتمادی را در کودک به وجود می آورد. 

گرچه الگوی اعتماد یا بی اعتمادی به عنوان جنبه ای از شخصیت  در کودکی تعیین می شود ولی این مشکل می تواند در مرحله ی بعدی رشد دوباره ظاهر شود.برای مثال،رابطه ی ایده آل فرزند - والد سطح بالایی از اعتماد را به وجود می آورد اما در صورتی که مادر بمیرد یا خانه را ترک کند،این احساس اعتماد امن می تواند نابود شود.اگر این اتفاق روی دهد،بی اعتمادی بر شخصیت حاکم می شود.بی اعتمادی کودکی می تواند بعدها در زندگی از طریق مصاحبت با آموزگار یا دوست با محبت و صبور تعدیل شود.

نیروی بنیادی امید با حل موفقیت آمیز این بحران در طول مرحله ی حسی - دهانی همراه است.اریکسون این نیرو را به صورت اعتقاد به اینکه امیال ما ارضا خواهند شد توصیف کرد.امید احساس با دوام اطمینان داشتن از این است که به رغم بدبیاریهای موقتی،زنده خواهیم ماند.


خودمختاری در برابر شرم و تردید

در طول مرحله ی عضلانی - مقعدی در سال دوم و سوم زندگی،که برابر با مرحله ی مقعدی فروید است،کودکان به سرعت تواناییهای جسمانی و ذهنی گوناگون را پرورش می دهند و می توانند خودشان خیلی کارها را انجام دهند.آنها یاد می گیرند که به نحو موثرتری ارتباط برقرار کنند و راه بروند،بالا بروند،هل دهند،بکشند،و شیئی را نگه داشته یا آن را رها کنند.کودکان از این مهارتها احساس غرور می کنند و معمولا دوست دارند تا حد امکان خودشان کارهایی را انجام دهند.

اریکسون معتقد بود که از بین این توانایی ها،مهمتر از همه نگهداشتن و رها کردن هستند. او این رفتارها را نمونه های نخستین واکنش نشان دادن به تعارضهای بعدی در رفتارها و نگرشها دانست.برای مثال،نگهداشتن می تواند به صورت محبت آمیز و یا خصمانه نشان داده شود.رها کردن می تواند به صورت تخلیه ی خشم ویرانگر یا بی تفاوتی آرام نشان داده شود.

نکته ی مهم این است که کودکان در این مرحله برای اولین بار می توانند درجاتی از تصمیم گیری را اعمال کرده و نیروی اراده ی خودمختار خویش را تجربه کنند.گرچه آنها هنوز به والدین خود وابسته هستند،ولی می خواهند خود را به صورت افراد یا نیروهایی در نظر بگیرند که حق و حقوقی داشته و دوست دارند توانایی های نو یافته ی خود را نشان دهند.

در این مرحله،بحران اساسی بین والد و فرزند به آموزش استفاده از توالت مربوط می شود که اولین موردی است که جامعه سعی دارد یک نیاز غریزی را تنظیم کند.به کودک آموزش داده می شود که نگه دارد و فقط در مواقع و مکانهای مناسب رها سازد.امکان دارد والدین به فرزند خود اجازه دهند آموزش استفاده از توالت را با سرعت یا گام خودش پیش ببرد یا اینکه ممکن است آزرده شوند.در این مورد،والدین با تحمیل کردن این آموزش،اراده ی آزاد کودک را نادیده گرفته و وقتی کودک درست رفتار نمی کند ناشکیبایی و خشم نشان می دهند.وقتی والدین به این صورت جلوی تلاش کودک را برای نشان دادن استقلال خود می گیرند و او را ناکام می کنند،کودک احساس خودناباوری و شرم را در برقرار کردن رابطه با دیگران پرورش می دهد.با اینکه ناحیه ی مقعد به خاطر بحران آموزش استفاده از توالت کانون این مرحله است ولی ابراز این تعارض بیشتر روانی - اجتماعی است تا زیستی.

نیروی بنیادی که از خودمختاری به وجود می آید اراده است که تصمیم بحق استفاده از آزادی انتخاب در صورت مواجه شدن با درخواستهای جامعه را شامل می شود.


ابتکار عمل در برابر احساس گناه

مرحله ی قدرت جابجایی ـ تناسلی که بین ۳ تا ۵ سالگی روی می دهد شبیه مرحله ی آلتی در سیستم فروید است.توانایی های حرکتی و ذهنی در حال رشد کردن هستند و کودکان می توانند خودشان بیشتر کارهای خویش را انجام دهند.آنها در خیلی از فعالیتها میل شدیدی به ابتکار عمل نشان می دهند.ابتکار عمل می تواند به شکل خیال پردازی هم پرورش یابد و به صورت میل به تصاحب کردن والد جنس مخالف و رقابت با والد هم جنس آشکار شود.

والدین به این فعالیت های خود انگیخته و خیال پردازی ها چگونه واکنش نشان خواهند داد؟اگر آنها فرزند خود را تنبیه کنند و جلوی این جلوه ی ابتکار عمل را بگیرند،در این صورت کودک احساس گناه را پرورش می دهد که فعالیت های خودگردان وی را در طول زندگی تحت تاثیر قرار خواهد داد.کودک در این رابطه ی ادیپی حتما شکست می خورد. ولی اگر والدین این موقعیت را با محبت و حسن تفاهم هدایت کنند،در این صورت کودک آگاه خواهد شد که چه رفتاری مجاز است و چه رفتاری نیست.

ابتکار عمل کودک می تواند به سمت هدفهای واقع بینانه ای هدایت شود که جامعه آنها را تایید می کند و او را برای پرورش دادن احساس مسئولیت  و اصول اخلاقی در بزرگسالی آماده کند.به زبان فرویدی می توانیم این را فراخود بنامیم.نیروی بنیادی هدف نامیده می شود که از ابتکار عمل سرچشمه می گیرد.


سخت کوشی در برابر حقارت

مرحله ی نهفتگی رشد روانی - اجتماعی اریکسون که بین ۶ تا ۱۱ سالگی روی می دهد با دوره ی نهفتگی فروید مطابقت دارد.کودک مدرسه را آغاز می کند و در معرض تاثیرات اجتماعی تازه ای قرار می گیرد.به صورت ایده آل،کودک در خانه و مدرسه،عادت خوب کارکردن و درس خواندن را (که اریکسون سخت کوشی نامید)عمدتا به عنوان وسیله ای برای کسب تحسین و رضایت خاطر ناشی از انجام دادن موفقیت آمیز یک کار،یاد می گیرد.

از نظر اریکسون در این دوره،پسرها خانه های بالای درخت و هواپیماهای مدل می سازند،دخترها آشپزی و خیاطی می کنند.با این حال،صرف نظر از فعالیتهای مرتبط با این سن،کودکان با استفاده از توجه متمرکز،پشتکار،و پایداری برای انجام دادن کارها تلاش جدی به خرج می دهند.

به قول اریکسون،((هنگامی که کودک برای بکار بردن ابزارها و سلاحهایی که افراد بزرگتر مورد استفاده قرار می دهند آمادگی لازم را کسب می کنند،مهارتهای فنی اساسی پرورش می یابند.))

بار دیگر،نگرشها و رفتارهای والدین و معلمان عمدتا تعیین می کنند که کودکان خود را در پرورش دادن مهارتها و به کارگیری آنها تا چه اندازه ای مناسب در نظر بگیرند.اگر کودکان سرزنش،مسخره،یا طرد شوند،در این صورت احتمالا احساس حقارت و بی کفایتی را پرورش خواهند داد.از سوی دیگر،تحسین و تقویت،احساسهای شایستگی را پرورش داده و تلاش مداوم را ترغیب می کنند.

نیروی بنیادی که از سخت کوشی در مرحله ی نهفتگی حاصل می شود شایستگی است.شایستگی عبارت است از بکار بردن مهارت و هوش در دنبال کردن و کامل کردن تکالیف.

نتیجه ی بحران در هر یک از این چهار مرحله ی کودکی به دیگران بستگی دارد.حل بحران بیشتر در نتیجه ی آنچه در مورد کودک انجام شده است،صورت می گیرد تا آنچه کودک بتواند خودش انجام دهد.با اینکه کودکان از تولد تا ۱۱ سالگی استقلال فزاینده ای را تجربه می کنند،رشد روانی - اجتماعی عمدتا تحت تاثیر والدین و آموزگاران باقی می ماند که در این دوره معمولا مهمترین افراد در زندگی ما هستند.

در چهار مرحله ی آخر رشد روانی - اجتماعی،کنترل فزاینده ای بر محیط خود داریم.ما آگاهانه و به طور سنجیده دوستان،دانشگاه،مشاغل،همسر،و فعالیتهای اوقات فراغت خود را انتخاب می کنیم.با این حال،این انتخابهای سنجیده قطعا تحت تاثیر خصوصیات شخصیت که در مراحل تولد تا نوجوانی پرورش یافته اند قرار دارند.


انسجام هویت در برابر سردرگمی نقش

نوجوانی بین ۱۲ تا ۱۸ سالگی،مرحله ای است که باید با بحران هویت خود مواجه شده و آن را حل کنیم.این زمانی است که خودانگاره ی خویش را تشکیل می دهیم،یعنی ادغام عقایدمان درباره ی خود و درباره ی اینکه دیگران چه تصوری از ما دارند.اگر این فرایند به نحو رضایت بخشی حل شود،نتیجه ی آن تصویری منسجم و باثبات است.

تشکیل دادن هویت و پذیرفتن آن کاری دشوار و اغلب مملو از اضطراب است.نوجوانها نقشها و ایدئولوژیهای مختلف را امتحان می کنند و می کوشند مناسب ترین آن را تعیین کنند.اریکسون معتقد بود که نوجوانی فاصله ی بین کودکی و بزرگسالی و وقفه ی روان شناختی ضروری است که فرصت و انرژی لازم را به فرد می دهد تا نقشهای مختلفی را ایفا کند و خودانگاره های متفاوتی را بپذیرد.

افرادی که با احساس نیرومند هویت خود از این مرحله بیرون می آیند،با اطمینان و اعتماد کافی با بزرگسالی روبرو می شوند.کسانی که نمی توانند به هویت منسجم دست یابند ـ که دچار بحران هویت می شوند ـ سردرگمی نقش را آشکار خواهند ساخت.به نظر می رسد که آنها نمی دانند کیستند،به کجه تعلق دارند،یا به کجا می خواهند بروند.امکان دارد آنها از روال زندگی عادی (تحصیلات،شغل،زندگی زناشویی) دور شوند،همانگونه که اریکسون برای مدتی چنین کرد،یا هویت منفی را در تبهکاری یا مواد مخدر جستجو کنند.حتی هویت منفی،به گونه ای که جامعه آن را تعریف می کند،از بی هویتی بهتر است،گو اینکه این به اندازه ی هویت مثبت رضایت بخش نیست.

اریکسون به تاثیر بالقوه نیرومند گروههای همسال بر رشد هویت در نوجوانی اشاره کرد.او خاطر نشان ساخت که ارتباط زیاد با گروهها و دار و دسته های متعصب یا همانند سازی بی اختیار با شمایل فرهنگ عامه می تواند خود در حال رشد را محدود کند.

نیروی بنیادی که باید در طول دوره ی نوجوانی به وجود آید وفاداری است که از هویت منسجم خود ناشی می شود.وفاداری صمیمیت،صداقت،و وظیفه شناسی را در روابط ما با دیگران شامل می شود.


صمیمیت در برابر انزوا

اریکسون مرحله ی جوانی را از مراحل قبلی طولانی تر می دانست،به طوری که از پایان نوجوانی تا تقریبا ۳۵ سالگی ادامه دارد.در این دوره،خود را از والدین و نهادهای شبه والدین،مانند دانشگاه مستقل کرده و به عنوان فرد بزرگسال پخته و مسئول،انجام وظیفه می کنیم.ما کارهای ثمر بخشی را انجام می دهیم و روابط صمیمانه ای برقرار می کنیم ـ روابط دوستی صمیمی و پیوند جنسی.

از نظر اریکسون،صمیمیت به روابط جنسی محدود نمی شود بلکه احساسهای اهمیت دادن و تعهد را نیز در بر می گیرد.این هیجانها را می توان آزادانه،بدون توسل به مکانیزمهای حفاظت از خود یا دفاعی و بدون ترس از دست دادن احساس هویت نشان داد. 

کسانی که نمی توانند چنین صمیمیتی را در جوانی برقرار کنند،احساس انزوا خواهند کرد.آنها از تماسهای اجتماعی خودداری و دیگران را رد می کنند و حتی امکان دارد به آنها پرخاشگری نشان دهند.آنها ترجیح می دهند تنها باشند زیرا از صمیمیت به عنوان تهدیدی برای هویت خود می ترسند.

نیروی بنیادی که از صمیمیت سالهای جوانی حاصل می شوند عشقاست،که اریکسون آن را مهمترین امتیاز انسان دانست.او آن را به صورت از خودگذشتگی دوجانبه در هویتی مشترک،نوعی آمیختگی خویشتن با فردی دیگر توصیف کرد.


زایندگی در برابر رکود

بزرگسالی ـ تقریبا از ۳۵ تا ۵۵ سالگی ـ مرحله ی پختگی است که نیاز داریم فعالانه به آموزش دادن و هدایت کردن نسل بعدی بپردازیم.این نیاز از خانواده ی نزدیک ما فراتر می رود.از نظر اریکسون، نگرانی ما گسترده تر می شود و نسلهای آینده و نوع جامعه ای را که در آن زندگی خواهند کرد در بر می گیرد.نیازی نیست که کسی پدر یا مادر باشد تا زایندگی نشان دهد و داشتن فرزند نیز به طور خودکار این میل را ارضا نمی کند.

اریکسون معتقد بود که تمام نهادها ـ خواه تجاری باشند یا دولتی،خدمات اجتماعی یا تحصیلی ـ فرصتهایی را برای ابراز زایندگی فراهم می کنند.بنابراین،در هر سازمان یا فعالیتی که درگیر باشیم می توانیم راهی پیدا کنیم تا برای بهبود جامعه در سطح گسترده مربی،معلم،یا راهنمای جوانان باشیم.

در صورتی که افراد میانسال نتوانند یا نخواهند راه خروجی برای زایندگی پیدا کنند،ممکن است غرق در ((رکود،بی حوصلگی،و فقر میان فردی شوند))برداشت اریکسون از این مشکلات عاطفی در میانسالی شبیه برداشت یونگ از بحران میانسالی است.امکان دارد این افراد به مرحله ی شبه صمیمیت واپس روی کرده و خود را به شیوه ی بچگانه لوس کنند.این نیز امکان دارد که آنها به خاطر اینکه به فکر نیازها و آسایش خودشان هستند از لحاظ جسمی و روانی بی ارزش شوند.

مراقبت نیروی بنیادی ناشی از زایندگی در بزرگسالی است.اریکسون مراقبت را به صورت اهمیت دادن به دیگران تعریف کرد و معتقد بود در نیاز به آموزش دادن،نه تنها برای کمک کردن به دیگران بلکه برای تحقق بخشیدن به هویت خویش،آشکار می شود.


انسجام خود در برابر نا امیدی

در مرحله ی آخر رشد روانی ـ اجتماعی،یعنی پختگی و پیری،با انتخاب بین انسجام خود و نا امیدی روبرو می شویم.این نگرشها بر نحوه ای که کل زندگی خود را ارزیابی می کنیم تاثیر می گذارند.در این دوره،تلاشهای عمده ما به اتمام رسیده یا نزدیک به اتمام است.ما زندگی خود را بررسی نموده و به آن می اندیشیم.اگر با احساس خشنودی و رضایت خاطر به گذشته بنگریم،معتقد باشیم که به نحو شایسته ای با پیروزیها و شکستها کنار آمده ایم،در این صورت گفته می شود که از انسجام خود برخورداریم.به بیان ساده،انسجام خود،پذیرفتن جایگاه و گذشته ی خویش را شامل می شود.

از سوی دیگر،اگر زندگی خود را با احساس ناکامی بررسی کنیم،از فرصتهای از دست رفته عصبانی شویم و به خاطر اشتباهاتی که نمی توانند جبران شوند تاسف بخوریم،در این صورت احساس نا امیدی خواهیم کرد.ما از خود متنفر خواهیم  شد،دیگران را سرزنش خواهیم کرد و از آنچه اتفاق افتاده است برآشفته خواهیم شد.

افراد سالخورده باید به کاری بیش از اندیشیدن به گذشته بپردازند.آنها باید فعال بمانند،در زندگی مشارکت اساسی داشته باشند،به دنبال چالش و تحریک از جانب محیط خود باشند.خرد، یکپارچگی تجربه را به نسلهای بعدی انتقال می دهد که به بهترین وجه با واژه ی میراث توصیف می شود.

 منبع : سیدمحمدی، یحیی، ( تالیف:دوان شولتز، سیدنی الن شولتز)، نظریه های شخصیت، نشر ویرایش، ۱۳۹۱

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، روش تحقیق، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی، اریک اریکسون
[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 1:17 ] [ بهروز علمی مریان ]
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
ضعفهای بنیادی

همانطوری که در هر مرحله ی رشد روانی ـ اجتماعی نیروهای بنیادی ایجاد می شوند،ممکن است ضعفهای بنیادی نیز به وجود آیند.

در رشد نا متعادل،خود فقط یک نگرش،سازگارانه یا ناسازگارانه را شامل می شود.اریکسون این حالت را بدر شدی(Maldevelopment) نامید.در صورتی که فقط گرایش مثبت و سازگارانه در خود وجود داشته باشد،به این حالت((ناسازگاری))گفته می شود.چنانچه فقط نگرش منفی وجود داشته باشد،به این حالت((بدخیمی))گفته می شود.ناسازگاریها می توانند به روان رنجوریها،و بدخیمی ها به روان پریشی منجر شوند.

اریکسون انتظار داشت که هر دو حالت را بتوان از طریق روان کاوی اصلاح کرد.ناسازگاریها که اختلال های نه چندان شدید هستند را نیز می توان از طریق فرایند سازگاری مجدد،به کمک تغییرات در محیط،روابط اجتماعی حمایت کننده،یا سازگاری موفقیت آمیز در مرحله ی بعدی رشد برطرف کرد.

جدول زیر ویژگیهای بدرشدی را برای هر یک از هشت مرحله نشان می دهد.

 

مرحلهروش مقابله کردنبدرشدی
دهانی ـ حسیاعتماد ـ بی اعتمادیناسازگاری حسی ـ کناره گیری
عضلانی ـ مقعدیخودمختاری ـ شرم،تردیدلجاجت و کله شقی و قیحانه ـ وسواس و بی اختیاری
قدرت جابجایی ـ تناسلیابتکار عمل ـ گناهبی رحمی ـ بازداری
نهفتگیسخت کوشی - حقارتخبرگی محدود ـ تنبلی و سستی
نوجوانیانسجام هویت ـ سردرگمی نقشتعصب - انکار و طرد
جوانیصمیمیت ـ انزوابی بندوباری جنسی ـ منحصر به فرد بودن
بزرگسالیزایندگی ـ رکودگسترش افراطی ـ طرد و بی اعتنایی کردن
پختگی و پیریانسجام خود ـ ناامیدیگستاخی ـ تحقیر کردن

 منبع : سیدمحمدی، یحیی، ( تالیف:دوان شولتز، سیدنی الن شولتز)، نظریه های شخصیت، نشر ویرایش، ۱۳۹۱

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، نکات مدیریتی، پزشکی، اریک اریکسون
[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 1:14 ] [ بهروز علمی مریان ]
 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 

اهميت و فضيلت نماز از دیدگاه امام علی (ع)

نماز برترين عمل

قال على (عليه السلام ):

او صيكم باالصلوة و حفظها فانها خير العمل و هى عمود دينكم .

(بحارالانوار ج 82 ص 209)

شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش مى كنم ، زيرا نماز برترين عمل و ستون و اساس دين شما است .

نماز سيماى دين

قال على (عليه السلام ):

لكل شى ء وجه دينكم الصلوة .

(بحارالانوار ج 82 ص 227)

هر چيزى سيمائى دارد و سيماى دين شما نماز است .

نماز ستون دين

قال على (عليه السلام ):

الله اءلله فى الصلوة فانها عمود دينكم

(نهج البلاغه نامه 47)

خدا را، خدا را كه نماز را از ياد نبريد، زيرا آن ستون دين شما است .

نماز پايه دين

قال على (عليه السلام ):

سست من قواعد الدين ... و اقامة الصلوة .

(شرح غررالحكم ج 2 ص 166)

شش چيز از اصول و پايه هاى دين است ... از جمله برپا داشتن نماز.

وجوب نماز

قال على (عليه السلام ):

تعاهدوا اءمر الصواة و حافظوا عليها و استكثروا منها و تقربوابها فانها كانت على المؤ منين كتابا موقوتا

(نهج البلاغه خطبه 199)

امر نماز را مرا مراعات كنيد و بر حفظ آن بكوشيد و زياد بجا آوريد و به وسيله آن به خدا تقرب جوئيد. زيرا نماز فرضيه اى است كه در وقت معين بر اهل ايمان واجب شده است .

محبوب ترين اعمال

قال على (عليه السلام ):

اءحب الاعمال الى الله الصلوة

(بحارالانوار ج 82 ص 233)

محبوب ترين كارها نزد خداوند نماز است .

زائر پروردگار

قال على (عليه السلام ):

اءلمنتظر وقت الصلوة بعد العصر زائر الله و حق على الله - عزوجل - ان يكرم زائره و يعطيه ما ساءل .

(الخصال باب الثلاثه حديث 127)

هر مسلمانى كه منتظر وقت نماز بعد از عصر است ، زائر پروردگار مى باشد و بر عهده خداوند عزيز و جليل است كه زائر خود را گرامى بدارد و به هر چه را كه خواهد عطا فرمايد.

فرياد ابليس از نماز گزار

قال على (عليه السلام ):

ان العبد اذا سجد نادى ابليس : يا ويله اءصاع و عصيت و سجد و اءبيت .

(بحارالانوار ج 82 ص 233)

وقتى كه بنده اى سجده كرد، ابليس فرياد مى زند: واى بر من ! او اطاعت كرد ولى من معصيت كردم ، او سجده كرد و من از اين عمل سرباز زدم .

قوام اسلام

قال على (عليه السلام ):

اوصيكم بالصلوة التى هى عمود الدين و قو ام الاسلام فلا تغلوا عنها

(مستدرك الوسايل ج 1 ص 172)

سفارش مى كنم شما را به نمازى كه ستون دين و قوام اسلام است ، پس از نماز غافل نشويد.

اقامه نماز نشانه مليت اسلامى

قال على (عليه السلام ):

و اقام الصلوة فانها الملة .

(نهج البلاغه خطبه 110)

بر پا داشتن نماز نشانه اصلى مليت در دين اسلام است .

حفظ نماز

قال على (عليه السلام ):

لا يخرج فى سفر يخاف فيه على دينه و صلوته

(بحارالانوار ج 10 ص 108)

نبايد انسان عزم سفرى را نمايد كه خطرى براى دين و نماز او دارد.

نماز و توبه

قال على (عليه السلام ):

ما اءهمنى ذنب اءمهلت بعده حتى اءصلى ركعتين و اءسال الله العافية

(نهج البلاغه حكمت 291)

گناهى كه پس از آن مهلت يافتم تا دو ركعت نماز گزارم و از خدا اصلاح آن گناه را بخواهم ، مرا اندوهگين نكرد.

نماز برترين وسيله نزديكى به خدا

قال على (عليه السلام ):

 اءلصلوة اءفضل القربتين

(نصنيف غرر الحكم ص 175)

نماز از بين دو وسيله نزديكى به خدا برترين است .

نماز فرق ميان مؤ من و كافر

قال على (عليه السلام ):

اءلفرق بين المومن و الكافر الصلوة . فمن تركها و ادعى الايمان كذبه فعله وكان عليه شاهد من نفسه .

(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 20 ص 295)

فرق ميان مؤ من و كافر نماز است و هر كه آن را ترك كند و ادعاى ايمان نمايد، كار و عمل او ادعايش را تكذيب مى كند و شاهد و گواهى از وجود خودش بر او خواهد بود.

تاءكيد پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به نماز

قال على (عليه السلام ):

كان رسول الله (صلى الله عليه وآله ) ياءتينا كل غداه فيقول : اءلصلوة رحمكم الله اءلصلوة . انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اءهل البيت و يطهر كم تطهيرا.

(بحارالانوار ج 35 ص 209)

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) هر صبح به خانه ما مى آمد و مى فرمود: وقت نماز است خدايتان شما را رحمت كند (بشتابيد به سوى ) نماز (زيرا خداوند اراده كرده است كه پليدى را از شما خاندان وحى و رسالت دور كند و شما را از گناهان ، پاك و پاكيزه فرمايد.)

نماز ملاك پذيرش ساير اعمال

قال على (عليه السلام ):

الصلوة عمود الدين وهى اول ما ينظر الله فيه من عمل ابن آدم ، فان صحت نظر فى باقى عمله و ان لم تصح لم ينظر له فى عمل و لا حظ فى الاسلام لمن ترك الصلوة .

(دعائم الاسلام ج 1 ص 132) (3)

نماز ستون دين است و آن اولين عمل آدميزاده است كه خدا بدان نظر مى كند، اگر صحيح و درست بود، به ساير اعمالش نيز نظر فرمايد و اگر صحيح نبود در هيچ عمل ديگرش نمى نگرد. و كسى كه تارك نماز باشد بهره اى از اسلام ندارد.

اقامه نماز در همه شرايط

قال على (عليه السلام ):

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله ): اذا لم يستطع الرجل يصلى قائما فليصل جالسا فان لم يستطع ان يصلى جالسا فليصل مستلقيا ناصبا رجليه حيال القبلة يومى ايماء.

(عيون اخبار الرضا ج 2 ص 68)

رسول اكرم (صلى الله عليه وآله ) فرموده است : اگر آدمى نتواند ايستاده نماز به جاى آورد، آن را نشسته بخواند. و اگر آن گونه نيز نتواند، به پشت بخوابد و پاهايش را به جانب قبله دراز كند و با ايماء و اشاره نماز بخواند.

پرسش از نمازگزاران در روز حساب

قال على (عليه السلام ):

عن كميل عن اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فيما اءوصاه به قال : يا كميل ! لا تغتر باقوام يصلون فيطيلون و يصومون فيداومون ، و يتصدقون فيحسنون فانهم موقوفون .

(بحارالانوار ج 81 ص 229)

كميل گويد: اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در وصيت خود فرمود: اى كميل ! به كارهاى مردمى كه نماز را طولانى مى كنند و مداومت در روزه گيرى دارند و در صدقه دادن ، احسان مى كنند، فريفته مباش ؛ زيرا آنان را (هم ) در موقف حساب براى پرسش نگاه مى دارند.

 

منبع : کتاب كلام برتر ( سخنان حضرت علي عليه السلام درباره نماز)  برگرفته از وبگاه

 

http://lib.ahlolbait.com

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


موضوعات مرتبط: عمومی، خانواده وزندگی، اندیشه ومذهب، مقالات، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی، آموزش قرآن،نماز،احکام
[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 20:35 ] [ بهروز علمی مریان ]

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 

چگونه می توان فکر کردن را به دانش آموزان آموخت؟

 

معمولا معلمان معترض هستند که یاد دادن یکسری اطلاعات خشک و بی روح به بچه ها و یادآوری آن در امتحانات بسیار سهل الوصول تر است از اینکه به آنها یاد دهیم که چگونه فکر کنند. آیا می توان اندیشیدن را به دانش آموزان آموخت؟ تحقیقات می گویند: «بله»

 بخشی از تفکر، از تجربه نشات می گیرد؛ بنابراین برای اینکه بچه ها یاد بگیرند چطور فکر کنند (که شامل چگونگی ارزیابی آنها از موقعیت، چگونگی توجه آنها بر مهمترین جنبه ها، نحوه تصمیم گیری برای انجام کار، و چگونگی ادامه کار می شود) نیاز به تجربه دارند.

 ● اما چگونه می شود بستر مناسب برای تجربه کودکان را فراهم آورد؟

 مهارتهای فکر کردن درباره فعالیت های روزانه در مدرسه یا خانه را باید به کودکان و نوجوانان آموخت. این کار می تواند بسیار ساده آغاز شود. از خردسال ها سوالات با انتهای باز بپرسید که با آیا، چرا و چطور شروع می شوند؛ و درحالی که سوالات را برایشان می خوانید آنها را تشویق کنید مهارتهای کلامی خود را بهبود بخشند، این سوالات پرسشی می تواند کمک کند تا کودکان چگونه فکر کردن را یاد بگیرند. همین روش به کودکان سنین بالاتر هم می تواند کمک کند.

 ۱)- از کودکان بخواهید اطلاعات را با هم «جفت و جور» کرده و داده های جدید را با آنچه از قبل میدانستند، مقایسه کنند. این کار به آنها کمک می کند یاد بگیرند، ارتباط بین لغات یا مفاهیم را بشناسند و دریابند دو موضوع در چه نکاتی و مواردی با هم اشتراک و در چه مواردی با هم تفاوت دارند. دانش آموزان می توانند از طبقه بندی کردن اشیاء استفاده کنند که به آنها در یادآوری بهتر مطلب و اندوخته های ذهنیشان کمک کند.

 ۲)- عملکرد «تفکر انتقادی» را که توانایی ارزیابی کردن اطلاعات است را به بچه ها بیاموزید. به آنها بیاموزید تا درباره هر چیزی که می شنوند یا میخواهند که به دست بیاورند چهار پرسش بپرسند.

 الف) آیا آن چیز جالب و درخور شایسته است؟

 ب) دانستن اطلاعاتی راجع به ان چیز می تواند جزو اطلاعاتی قرار گیرد که اطلاعات عمومی به شمار میآید؟ مثلا اکسیژن ترکیب شده است از O۲ H

 ج) اگر جزو اطلاعات عمومی قرار نمی گیرد، دلیل خاص بودن آن چیست و چرا کودک میل دارد راجع به آن نکاتی را بداند. اگر دلیلی دارد، آیا دلیل معتبر هست یا خیر؟ اگر نیست، بچه ها باید یادبگیرند که تلاشی برای درک و دانستن اطلاعاتی که به دردشان نمی خورد یا آن را دوست ندارند، نکنند.

 د) به بچه ها نشان دهید چطور به یک مسأله نزدیک شوند:

 ▪ کودکان نیاز دارند تشخیص دهند چه چیزهایی را می دانند، چه چیزهایی را نمی دانند و باید چه کاری انجام دهند، سپس آنها می توانند

 ▪ نقشه یی را برای حل مساله طراحی کنند.

 ▪ نقشه یی را ارزیابی کنند و تصمیم بگیرند که آیا موثر هست یا خیر؟

 ۳)- از «راهنمای تصورات ذهنی» و تصویر یک حادثه یا تجربه استفاده کنید. تخیلات حسی به ما کمک میکنند که اطلاعات را در حافظه بلندمدت ذخیره کنیم. هر چه از ظرفیت بیشتر حواسمان استفاده کنیم، بهتر است. به این ترتیب ممکن است از بچه ها خواسته شود در حین خواندن داستان هایی درباره صحرا، آن را «ببینند»  شن های آنجا را لمس کنند، به صدای باد گوش دهند و گرما و تشنگی را احساس کنند. این رویکرد از جزییات و حواشی استفاده می کند.

 ۴)- به بچه ها یاد دهید فراتر از آنچه یادگرفته اند، فکر کنند. ممکن است از بچه ها خواسته شود در حین مطالعه انقلاب آمریکا بگویند سربازان در دوره «فورگ» چه احساسی داشتند؟ چه لباسی پوشیده بودند؟ تصور کنید شما در آن موقعیت قرار گرفته اید، نامه یی به خانواده خود بنویسید.

 ۵)- خلاقیت را بر انگیزید. از بچه ها بخواهید اطلاعات تازه یی را خلق کنند یا بسازند. مثلا یک وسیله خانگی برای یکی از کارهای سخت خانگی درست کنند.

 ۶)- طرح های خلاق پیشنهاد کنید. مثل نوشتن یک شعر یا طراحی یک تصویر. بچه ها را تشویق کنید. نسخه دست اول تهیه کنند تا بعد آن را چاپ کنند.

 ۷)- به کودکان ابزار اساسی کار را بدهید و به آنها یاد دهید چطور و چه وقت آنها را به کار ببرند، مثل خواندن نقشه، انجام محاسبات و کاربرد ذره بین.

 ۸)- بچه ها را تشویق کنید اهداف را مرتب کنند و یک چارچوب زمانی برای آنها مشخص کنند و سپس آنها را یادداشت کنند. به این ترتیب می توانند پیشرفت خود را ببینند.

 ۹)- کودکان را یاری دهید تا بیاموزند چطور مهمترین نکات آنچه را که می خوانند می بینند یا می شنوند، پیدا کنند.

 ۱۰)- کودکان را به نوشتن ترغیب کنید. زیرا وقتی افکار را بخواهیم بر روی کاغذ بیاوریم ناچار باید آنها را مرتب کنیم. طرح هایی که بچه ها می توانند از آن لذت برده و چیزهایی از آن بیاموزند؛ از جمله نگهداری یک مجله، ارایه یک بحث به یکی از والدین (برای افزایش پول تو جیبی یا خرید یک چیز خاص یا یک حق) یا نوشتن نام به یک شخص مشهور 
 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، شخصی، مقالات، آموزش وپرورش، اخبار جشنواره ها و همایش ها، نکات مدیریتی
[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 18:5 ] [ بهروز علمی مریان ]

 

 

 

فرهنگ نماز در سیره رضوی


نماز حقیقی دست آوردهای ارزشمندی برای نمازگزار راستین به همراه دارد. نوشته‏ای را که در پیش رو دارید، می‏کوشد بازتاب زیبای این ارمغان ملکوتی را در سیره و سخن امام رضا (علیه السلام) به طور خلاصه بیان کند.

برترین عمل

از منظر امام رضا(علیه السلام) هیچ عملی برتر و ارزشمندتر از نماز نیست، چرا که بهترین و میانبرترین راه برای رسیدن به قرب الهی است.

امام رضا(علیه السلام) همواره می‏فرمودند:

«الصّلاة قربان کل تقیٍّ؛ نماز هر انسان پارسائی را به خداوند نزدیک می‏کند.» (من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 210)

به همین جهت آن حضرت به ابراهیم بن موسی فرمودند: «لاتۆخرنّ الصّلوة عن اوّل وقتها الی آخر وقتها من غیر علّةٍ علیک، ابدأ باوّل الوقت؛ انجام نماز را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز، همیشه در اول وقت آن شروع کن!»(بحارالانوار، ج 49، ص 49)

امام هشتم (علیه السلام) خود نیز چنین بود و به هیچ قیمتی فضیلت نماز اول وقت را از دست نمی‏داد حتی در مهمترین جلسات سیاسی و علمی امام به نماز اول وقت اهمیت می‏داد. روایت زیر نشانگر این واقعیت است:

به دستور مأمون، علمای برجسته از فرقه‏های گوناگون در مجالس مناظره حاضر می‏شدند و امام رضا (علیه السلام) با آن‏ها مناظره و بحث می‏کرد.

برای اقامه نماز در اول وقت هیچگونه عذری برای افراد عادی و مسئولین حکومت اسلامی باقی نمی‏ماند و پیروان آن حضرت نباید از این حقیقت چشم پوشی کرده و به بهانه‏های مختلف آنرا سهل بشمارند

در یکی از مجالس «عمران صابی» که از دانشمندان بزرگ بود، در مجلس حاضر شد و درباره توحید با امام رضا (علیه السلام) وارد گفتگو گردید در آن جلسه امام سۆالهای او را با حوصله، متانت، استدلالهای قطعی و روشن پاسخ داده و او را به سوی توحید متمایل کرده بود هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسید و چیزی به تحول درونی آن دانشمند زبردست صابئین ]صابئین گروهی هستند که خود را پیرو حضرت یحیی می‏دانند و به دو دسته موحد و مشرک تقسیم شده‏اند گروهی از آنان ستاره پرست هستند. مرکز آنان قبلا شهر حرّان عراق بود ولی امروزه در اهواز و بعضی مناطق دیگر به سر می‏برند. آنها طبق باورهای خود در کنار نهرهای بزرگ زندگی می‏کنند.[ نمانده بود حضرت رضا (علیه السلام) احساس کرد وقت اذان ظهر و هنگام نماز است. بنابراین به مأمون فرمودند: «الصّلاة قد حضرت؛ وقت نماز فرا رسید

نماز

عمران صابی که به حقایقی دست یافته و از دریای دانش سرشار امام هشتم (علیه السلام) بهره‏هائی برده بود با التماس گفت: «یا سیّدی! لاتقطع علیّ مسألتی فقد رقّ قلبی؛ آقای من! گفتگو و پاسخهای خویش را قطع نکن دل من آماده پذیرش سخنان شما است. امّا امام رضا (علیه السلام) تحت تأثیر سخنان عاطفی و احساس برانگیز او قرار نگرفته و فرمودند: عیبی ندارد نماز را می‏خوانیم و دوباره به گفتگو ادامه خواهیم داد.

در این حال امام و همراهان به اقامه نماز مشغول شدند حضرت بعد از اقامه نماز دوباره به گفتگو ادامه داده و پاسخ‏های روشنگرانه خویش را ارائه نمود. (توحید صدوق، ص 434؛ حیاة الامام رضا(علیه السلام)، ج 1، ص110)

با توجه به این روایت که در کتابهای معتبر روائی و تاریخی آمده است برای اقامه نماز در اول وقت هیچگونه عذری برای افراد عادی و مسئولین حکومت اسلامی باقی نمی‏ماند و پیروان آن حضرت نباید از این حقیقت چشم پوشی کرده و به بهانه‏های مختلف آنرا سهل بشمارند.

امام هشتم (علیه السلام) خود نیز چنین بود و به هیچ قیمتی فضیلت نماز اول وقت را از دست نمی‏داد حتی در مهمترین جلسات سیاسی و علمی امام به نماز اول وقت اهمیت می‏داد

نماز نوجوانان

حسن بن قارن می‏گوید: از امام رضا(علیه السلام) در مورد شخصی پرسیدند که پسر نوجوانش را به انجام نماز وادار می‏کند و این فرزند گاهی نماز را ترک می‏کند. امام فرمودند: این پسر چند سال دارد؟ گفتند: آقا، 8 ساله است. حضرت رضا (علیه السلام) با تعجب فرمودند: سبحان اللّه! 8 ساله است و نمازش را ترک می‏کند؟! گفته شد! بچه است گاهی خسته و ناراحت می‏شود. امام فرمودند: هر طوری که راحت است نمازش را بخواند. (وسائل الشیعه، ج 4، ص 20)

 آداب نماز

امام رضا (علیه السلام) در مورد آداب نماز فرمودند: اگر برای نماز ایستادی تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را بجای آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را برخود هموار سازی در آن حال که بین بیم و امید ایستاده‏ای و پیوسته با طمأنینه و نگران باشی. همانند بنده گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده ، در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گوئی خدا را می‏بینی، که اگر تو او را نمی‏بینی او تو را می‏بیند. (فقه الرضا(علیه السلام)، ص 101)

منابع:

پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس رضوی.

وسائل الشیعه، ج 4.

بحارالانوار، ج 49.

 

 


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، خانواده وزندگی، اندیشه ومذهب، انتخابات، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 14:35 ] [ بهروز علمی مریان ]

 

اهمیت نماز شب  و سحر خیزی از منظر قرآن:

امام فرمود: «الصوم جنة، و الصدقة تذهب بالخطيئة، و قيام الرجل فى جوف الليل بذكر الله، ثم قرأ تتجافى جنوبهم عن المضاجع».
روزه سپرى است در مقابل آتش و صدقه محو كننده گناه است، و برخاستن انسان در دل شب او را به ياد خدا مىاندازد، سپس آيه تتجافى جنوبهم عن المضاجع را تلاوت فرمود.

در تفسير مجمع البيان از معاذ بن جبل چنين نقل شده كه در غزوه تبوك در خدمت رسول خدا (ص) بودم، گرما همه را سخت ناراحت كرده بود. (تفسير نمونه ج: 17 ص: 156).
و هر كس به گوشه‌اى پناه مي‌برد، ناگهان ديدم كه پيامبر (ص) از همه به من نزديكتر است، خدمتش رفتم عرض كردم: اى رسول خدا (ص) عملى به من بياموز كه مرا وارد بهشت كند، و از آتش دوزخ دور سازد.

فرمود: سؤال بزرگى كردى، اما پاسخ آن براى كسى كه خدا بر او آسان كرده است مشكل نيست سپس افزود: «تعبد الله و لا تشرك به شيئا و تقيم الصلوة المكتوبة و تؤدى الزكوة المفروضة و تصوم شهر رمضان».

خدا را پرستش كن و چيزى را شريك او قرار نده نمازهاى واجب را انجام ده و زكات واجب (حق مستمندان) را اداء كن و ماه رمضان را روزه بگير.

بعد فرمود: و اگر بخواهى از ابواب خيرات به تو خبر مي‌دهم عرض كردم اى پيامبر بفرمائيد فرمود: «الصوم جنة من النار و الصدقه تكفر الخطيئه و قيام الرجل فى جوف الليل يبتغى وجه الله ثم قرأ هذه الايه تتجافى جنوبهم عن المضاجع».
روزه سپرى است در برابر آتش و انفاق در راه خدا كفاره گناهان است، و قيام انسان در دل شب براى خشنودى خدا.

سپس آيه تتجافى جنوبهم را قرائت فرمود.
گرچه هيچ مانعى ندارد كه آيه مفهوم وسيعى داشته باشد، هم بيدار ماندن در آغاز شب را براى نماز عشاء شامل شود، و هم برخاستن در سحرگاه را براى نماز شب، ولى دقت در مفهوم تتجافى معنى دوم را بيشتر در ذهن منعكس مىكند، زيرا ظاهر جمله اين است كه قبلاً پهلوها در بستر آرام گرفته سپس از آن دور مى‌شود و اين مناسب قيام در آخر شب براى انجام نماز است، بنابر اين دسته اول از روايات از قبيل توسعه در مفهوم و الغاء خصوصيت است.

گرچه درباره اهميت اين نماز پر بركت همان چند روايت فوق كافى به نظر مي‌رسد، ولى اين نكته قابل ذكر است كه در روايات اسلامى آن قدر اهميت به اين عبادت داده شده است كه درباره كمتر عبادتى چنين سخن گفته شده است.

دوستان حق، و رهروان راه فضيلت به اين عبادت بىريا كه قلب را روشنائى و دل را نور و صفا مي‌بخشد همواره اهميت بسيار مي‌دادند.

ممكن است بعضى هميشه توفيق بهره‌گيرى از اين عبادت پر بركت را نداشته باشند، ولى چه مانعى دارد كه در بعضى از شبها كه اين توفيق حاصل است بهره‌گيرند، و در آن‌ هنگام كه خاموشى همه جا را فرا گرفته، و اشتغالات روزانه همه تعطيل است، كودكان در خواب، و محيط آماده حضور قلب و راز و نياز با خدا است، بر خيزند و به در خانه خدا روند و دل را بهش نور عشق دوست روشن سازند.

استاد شهيد، مي‌گويد:
ما يك سلسله لذّتهاى معنوى داريم كه معنويّت ما را بالا مى‌برد. براى كسى كه اهل تهجّد و نماز شب است جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار باشد، نماز شب لذّت و بهجت دارد، آن لذّتى كه يك نفر نماز شب خوانِ حقيقى و واقعى از نماز شب خودش مى‌برد، از آن (استغفراللّه ربّى و اتوب و اليه) ها مي‌برد، از آن (العفو گفتنها) و ياد كردن و دعا كردنهاى حدّاقل چهار مؤمن مى‌برد، و آن لذّتى كه از آن (يا ربّ يا ربّ) گفتن‌ها مى‌برد، هيچ وقت يك آدم عيّاش كه در كاباره‌ها ميگردد، احساس نمي‌كند.
لذّت آن نماز شب خوان خيلى عميقتر، نيرومندتر و نشاط بخشتر است.
ولى اگر ما خودمان را غرق در لذّت مادّى دنيا كنيم مثلاً سر شب بنشينيم دور هم و شروع كنيم به گفتن و خنديدن و فرضاً غيبت هم نكنيم كه حرام است، صرفاً شوخي‌هاى مباح هم بكنيم و بعد هم سفره را پهن كنيم و آنقدر بخوريم كه نفس كشيدن برايمان دشوار شود، بعد مثل يك مرده در رختخواب بيفتيم. آيا در اين صورت توفيق پيدا مى‌كنيم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شويم و بعد، از عمق روح خودمان (يا ربّ يا ربّ) بگوييم؟ اساساً بيدار نمى‌شويم و اگر هم شويم مثل مستى كه چند جام شراب خورده است، تلو تلو مى‌خوريم.
پس اگر انسان بخواهد لذّتهاى معنوى و الهى را در اين دنيا درك كند، چاره‌اى ندارد جز اين كه از لذّتهاى مادّى كسر كند. به خدا قسم لذّتى كه يك مرد با ايمان در آن وقت شب كه بلند مى‌شود و چشمش مى‌افتد به آسمان پر ستاره و آيات آخر سوره آل عمران را كه صداى هستى است و از قلب وجود برخاسته است، مى‌خواند و با هستى هم صدا مى‌شود، احساس مي‌كند برابر است با يك عمر لذّت مادّى در اين دنيا.
يك چنين آدمى، نمي‌تواند مثل ما زندگى كند نمي‌‌تواند سر سفره شام بنشيند در حالى كه ظهر غذاهاى سنگين، انواع گوشت‌ها، روغنهاى حيوانى و نباتى، انواع شيريني‌ها
و انواع محرّك اشتهاها را خورده است؛ تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهايش تحريك شود اين روح خود به خود مي‌ميرد، اين آدم نمي‌تواند در نيمه‌هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمى‌تواند لذّت ببرد.


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، خانواده وزندگی، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی، پزشکی، آموزش قرآن،نماز،احکام
[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 14:28 ] [ بهروز علمی مریان ]
 

لزوم توجه به ارزشهاي اخلاقي در دانش آموزان،و روشهاي تقويت آن

تعريف رشد :

دانشمندان ،تغييروتداوم درزندگي را رشد مي نامند .به نظر آنها ،رشد يعني تغييراتي که به طور مستمردرطول زندگي ارگانيسم ،از لحظه ي انعقاد نطفه تا لحظه ي مرگ به وجود مي آيد (گنجي ، 1379 ، ص 28 ).

تعريف رشد از ديدگاه روانشناسان رشد :

از اين ديدگاه تعريف رشد عبارت است از تغيير درساخت بدني ،عصبي ، رفتار و نشانه هاي ويژه ي شخص که همه به ترتيب بروز مي کنند و در حد معقولي باثباتند (ياسائي ،1377، ص 11).

چند گونگي رشد :

به طور کلي رشد بر دو گونه است :يکي رشد طبيعي و ديگري رشد محيطي (پارسا ، 1375 ، ص 26 ).
چند گونگي رشد از جهتي مربوط به وحدت شخصيت است .
کودک به عنوان يک کل يا واحدي که جنبه هاي گوناگون دارد ،درمعرض رشد و دگرگوني تدريجي واقع مي شود .بنابراين ارتباط هرجنبه از شخصيت کودک را بايد با کل شخصيت و جنبه هاي ديگر او در نظر گرفت .
رشد طبيعي به غدد جسمي و عصبي کودک سر و کار دارد .
رشد محيطي به نوبه ي خود داراي جنبه هاي گوناگون است و به صورت رشد عقلي ، هيجاني يا عاطفي ،اخلاقي ،اجتماعي ، ديني و هنري نمايان است ( همان منبع ، ص 26).
در اين پروژه بيشتر مبحث رشد اخلاقي مورد نظر مي باشد .

رشد اخلاقي :

رشد اخلاقي ،تحت تاثير ميزان علاقه ي کودک به معيارها و ارزشهاي معمول ، ارتباط بسياري با رشد و تکامل اجتماعي دارد .
از سوي ديگر به رشد ديني و ميزان علاقه وي به آداب و رسوم و واکنشهاي او در مقابل خيرو شر وابسته است (باهنر ،1378 ، ص 51 ).

مفهوم اخلاق در روانشناسي :

مفهوم اخلاق در روانشناسي به عنوان يکي از مفاهيم کليدي مي باشد .اين مفهوم به يک سلسله ارزشها و باورهاي دروني اطلاق مي شود که به عنوان يکي از عوامل مهار کننده عمل مي کند .به اين ترتيب وجدان از يک قضاوت ساده نسبت به درست و نادرست فراتر مي رود و به مقام تشخيص و به کار بستن اصول ، تکاليف و قوانين اخلاقي مي رسد .(کديور ، 1378 ، ص14).

مفاهيم اخلاقي :

مفاهيم اخلاقي در جوامع و محيط هاي مختلف ارزشهاي متفاوت دارد و حتي در يک اجتماع نيز مفاهيم اخلاقي در بين طبقات مختلف ارزشهاي متفاوتي دارد. جنسيت نيزدراين مورد مؤثراست ،به طوري که ارزشهاي اخلاقي ميان دو جنس زن و مرد متفاوت است .
کودک در آغاز ارزشهاي اخلاقي را در خانواده مي آموزد و پس از ورود به اجتماع و قرار گرفتن در گروههاي مختلف با ارزشهاي گوناگون مواجه مي شود و همين امر اغلب او را دچار تضاد و دو دلي مي کند .درنتيجه گاهي اوقات ارزشهاي اخلاقي قبلي را تغيير مي دهد .مثلاً مفهومي را کودک در خانواده آموخته است و آن را خوب مي داند ،درحالي که همين مفهوم در گروه همسالان و در محيط آموزشگاه ارزش ديگري دارد (مقدم ، 1366 ، ص 32 ).

ديدگاههاي مختلف :

«حس وظيفه شناسي تاج جلال و افتخار اخلاق است ».

اسمايلز

وظيفه و تکليف سراسر زندگاني انساني را احاطه کرده است و انجام آن از دوره ي طفوليت و حيات خانوادگي آغاز مي شود .انجام وظيفه عاليترين مقصود زندگاني و هدف اخلاق است و زندگي انسان در مرکز دايره وظايف عمومي قرار گرفته است .براي اينکه وظيفه ما نسبت به خداوند و همنوعان به طور دائم و تزلزل ناپذير انجام گيرد ، لازم است همه مواهبي را که خداوند به ما داده است ،پرورش دهيم .خداوند همه چيز به ما داده است .اراده ي برتر اوست که اراده ي ما را رهبري مي کند .معرفت نيک و بد يعني اطلاع از اينکه چه عملي درست و چه عملي خطاست ،امري است که ما را در اين جهان و در آن جهان نزد خود مسئول قرار مي دهد .عقل بايد به کمک دانش و معرفت بيدار شود .هرچه عقل روشن تر مي شود و وجدان قدرت خود را بيشتر نشان مي دهد مسئوليت انسان بيشتر مي شود .دراينصورت او تحت تأثير اراده ي خداوند بوده ،برطبق آن عمل مي کند و اعمالش از روي اکراه و اجبار نيست و با طيب خاطر انجام مي گيرد .(اسمايلز ).

امام صادق (عليه السلام )فرمودند :

«انک قد جعلت طبيب نفسک و بين لک الداء و عرفت و آيه الصحه و دللت علي الدواء فانظر کيف قيامک علي نفسک »(کافي ، جلد 2 )
تو را طبيب خودت قرار داده اند ،مرض را بر تو آشکار کرده اند و نشانه هاي سلامت را به تو آموخته اند و تو را به داوري شفابخش ،راهنمايي نموده اند . در کار خود نظر کن و ببين چگونه براي سعادت خويش قيام مي کني .وجدان اخلاقي و فطرت انساني است که آدمي را چون طبيب به درد و درمان خويش متوجه مي کند و سلامت روان را اعلام مي نمايد (فلسفي ،1343 ).
در حديثي از حضرت علي (ع)چنين آمده است :اکره نفسک علي الفضايل فان الرذايل مطبوع عليها .
با سعي و مجاهده فضايئل را به نفس سرکش خود تحميل کن و برخلاف ميل و رغبتش او را به پاکي و نيکي وادار نما ؛زيرا خواهش طبيعي و رغبت نفساني بشر به شهوات ناروا و رذايل اخلاقي است و قبول فضايل و ملکات پاک بر خلاف تمايلات فطري نفس است (ماهنامه تربيت ، 1370 ،ص 44 ).
جان ديويي درباره ي تربيت اخلاقي مي گويد :«به طور کلي موضوع تربيت اخلاقي وابسته به موضوع معرفت است .ايجاد عادات و انگيزه هاي اخلاقي مناسب، مستلزم شناختن اين عادات و انگيزه هاست .درآموزشگاه بايد دانش را به موارد و مصاديق علمي خود پيوند داد و اينگونه پيوندهاست که ميزان سودمندي دانش را تعيين مي کند .پس مهمترين مسئله تربيت اخلاقي ، مسئله رابطه دانش و اخلاق است .اگر دانشي که از درسهاي مدرسه بر مي خيزد در شخصيت مؤثر نيفتد ،تعليم و تربيت متضمن نتيجه ي اخلاقي نخواهد بود . وقتي که دانش به رشد اخلاقي مخصوص و روشهاي انضباطي متوسل مي شوند .درچنين موردي دانش ، وجهي نظري به خود مي گيرد و اخلاق به صورت فضيلت هاي انتزاعي در مي آيد ».(علي اشرف جودت ، 1370 ، ص 42).
دکتر کارل مي نويسد :«کسي که از آغاز زندگي به شناختن خوبي و بدي عادت کرد ،در تمام عمر انتخاب خوبي و پرهيز از بدي ، براي او آسان خواهد بود و همان طور که از آتش دوري مي کند از بدي نيز مي پرهيزد ،وعهد شکني و دروغگويي و خيانت در نظر او نه تنها اعمالي ممنوع ،بلکه غير ممکن مي آيد ».(ماهنامه ي تربيت ،ص 196 ).
ارسطو برخلاف افلاطون معتقد است که علم و معرفت براي تحصيل فضيلت شرط کافي نيست .علاوه بر آن ،بايد نفس را به فضيلت تربيت کرد .يعني بايد در نفس ،ملکات فضايل را ايجاد نمود .بايد کاري کرد که نفس به فضايل که رعايت اعتدالها و حد وسطها است عادت کند و خو بگيرد و اين کار با تکرار عمل ميسر مي شود (مطهري ، ص 34 ).
خواجه نصير طوسي در همين زمينه مي نويسد :«ارسطو در کتاب اخلاق گفته است که اشرار به تأديب و تعليم اخيار نشوند و هر چند اين حکم علي الاطلاق نبود اما تکرار مواعظ و نصايح و تواتر تأديب و تهذيب در موأخذت به سياسات پسنديده ،هرآينه اثري بکند .پس طايفه اي باشند که هرچه زودتر قبول آداب کنند و اثر فضيلت بي مهلت و درنگي در ايشان ظاهر شود .طايفه ي ديگر باشند که حرکت ايشان به سوي التزام فضايل و تأدب و استقامت کندتر بود »(شکوهي ، ص 12).

روش آموزش اخلاق در مکتب روانکاوي :

از آثار روانکاوي ،مثلاً آثار خود فرويد چنين بر مي آيد که کودک چون اصول اخلاقي خود را تا سنين 6 ـ 5 سالگي کسب مي کند ، آموزش رسمي اخلاق در مدرسه چندان تأثيري دراخلاقي کردن وي نخواهد داشت .در واقع از همان سنين اوليه مشخص مي شود که کودک در بزرگسالي خود فردي با وجدان است يا نه .
اما درشيوه هاي آموزشي نو فرويديها و محققان مربوط به حوزه ي روانکاوي ، ديگر مسئله ثابت بودن ويژگيهاي شخصيتي پس از سنين اوليه کودکي عملاً کمتر مطرح مي شود .بنابراين شيوه ي آموزشي پيشنهادي ،قرار دادن کودک در موقعيتهاي وسوسه انگيز و سرزنش و بازداري وي از ارتکاب خطا به منظور دروني کردن اين سرزنشهاست که حاصل آن شکل گيري وجدان در کودک خواهد بود (کريمي ، 1377 ، ص 209).

روش آموزش اخلاق در مکتب يادگيري :

طرفداران اين مکتب معتقدند که از يک سو اخلاق امري است نسبي ،يعني ارزشهاي مطلق اخلاقي وجود ندارد .از سوي ديگر ، ارزشهاي اخلاقي نيز ( مانند ساير رفتارها )طبق اصول يادگيري و از طريق پاداش و تنبيه يا سرمشق و الگو قرار دادن شکل نمي گيرد .بلکه مجموعه رفتارها و عادات که از سوي جامعه مورد پسند واقع شده است به تدريج از طريق مکانيسمهاي يادگيري به وسيله ي کودک کسب مي شود .
نحوه ي آموختن اخلاق در اين مکتب مانند سايررفتارها تابع فرآيندهاي يادگيري از طريق مکانيسمهاي تشويقي و تنبيه و الگو قرار دادن معرفي مي کنند .اين نظريه مدافع اين عقيده است که کودکان در ارزشهاي اخلاقي خود را از معلمان و والدين کسب مي کنند (همان ، منبع ، صص 223 و 224 و 229).

روش آموزش اخلاق در مکتب رشدي ـ شناختي :

شاخص اخلاق در اين مکتب ،توانايي انجام قضاوت اخلاقي است و تأکيد بر فرآيندهاي عالي تعقل و تفکر است .
مهمترين ويژگي مکتب رشدي ـ شناختي اين است که به عقيده ي پيروان اين مکتب ، رشد اخلاق در کودکان طي مراحلي انجام مي گيرد که با مراحل رشد عقلي پيوندي نزديک دارد .
در مکتب رشدي ـ شناختي تجربه نقش شکل دهنده را در کار رشد اخلاق در کودکان بازي مي کند .اما در مورد محتواي تجربه ، پياژه و کلبرگ دقيقاً هم عقيده نيستند .(همان منبع ، صص 210 و 221).

قضاوت اخلاق و رفتار اخلاقي :

مهمترين انتقاد وارد بر نظريه شناختي اين است که براستدلال اخلاقي تأکيد دارد نه بر رفتارهاي واقعي .چه بسا افراد متعلق به مراحل مختلف قضاوتهاي اخلاقي ، رفتاري مشابه داشته باشند و يا اين که افراد متعلق به يک مرحله ، رفتارهاي متفاوتي از خود نشان دهند .درمطالعه کلاسيک مارت شورن و مي (1928)کودکان سنين مختلف با موقعيت هايي براي تقلب و دزدي مواجه شدند به نوعي که مطمئن بودند دستگير نمي شوند .درنتيجه ، تعداد بسيار کمي از دانش آموزان در اين مورد دزدي و تقلب نکردند .تعداد کمي از آنها نيز در کليه ي موارد ، دزدي و تقلب نکردند .تعداد کمي از آنها نيزدرکليه ي موارد ، دزدي و تقلب کردند .اين مطالعه نشان داد که رفتارهاي اخلاقي از قوانين سادهپ پيروي نمي کنند ،بلکه از پيچيدگي خاصي برخوردارند .از سوي ديگر ، پيوند رفتاراخلاقي با استدلال اخلاقي نيز جاي تأمل دارد و ممکن است بسيار ضعيف باشد يا کودکان سنين مختلف ياد بگيرند که چيزهايي را در مورد تصميم هاي اخلاقي خود بگويند ، ولي آنچه که انجام مي دهند از گفتار آنها متفاوت باشد (بلاسي ، 1983 ، به نقل از کديور ، 1378 ، ص 63 ).

نتايج تحقيقات خارجي :

آزمايش «کروس دکروس »با ارائه مجموعه اي از قصه ها براي گروهي از کودکان در سن بين 4 و 6 سالگي صورت گرفت .
اين کار به قصد پرورش ارزشهاي اجتماعي اين کودکان مي باشد .از نتايج اين آزمايش ،وجود تغيير قابل ملاحظه کودکان گروه آزمايش (که قصه ها براي آنها ارائه شد )با مقايسه گروه معيار بوده است (محمد خليفه و سيدي ، 1378 ،ص 260).
بريگز 26(1998)، در مطالعه اي برخورد متقابل دختر اسکيموي آمريکايي را با بزرگسالان اطرافش مورد بررسي قرار داد .در اين مطالعه که به صورت بازي انجام شده ، بزرگسالان اسکيمو نقش بچه ها را ايفا مي کنند که نمايانگر زندگي اجتماعي اسکيموي آمريکايي است .در اين بازي ها برخوردهاي متقابل کودکان و بزرگسالان مورد تحليل قرار مي گيرد که در آن کودک با چندين موضوع عاطفي مشکل برخورد مي نمايد و بايستي براي حل آنها راههايي بيابد .بدينوسيله کودک به تدريج از حالات بچگانه خارج مي شود و مفاهيم معضلات مختلف از جمله تعلق ، مالکيت ، وابستگي ، دوست داشتن ، نحوه ي بيان دوستي ، ترس درون فردي و نحوه ي کنترل آن ، چگونگي متقاعد کردن ديگران و غيره را در مي يابد .
وولگار 27(2001)، در مطالعه اي رشد اخلاقي کودکان 5 ساله را از طريق روش بازي عروسک فرافکن ،تکليف درک هيجان و گزارش همزمان مادران از مشکلات رفتاري و عملکرد کودک در يک تکليف متقلبانه مورد بررسي قرار داد.سه موضوع قصه گويي ، شکل بازي ساخته شدند .
يک موضوع تنبيه غيرجسمي ، يک موضوع فرا اجتماعي ويک موضوع ضد اجتماعي و به کارگيري ديسيپلين غيرفيزيکي از ناحيه ي کودکان به آگاهي از هيجانات اخلاقي وابسته بود .مقياس ضد اجتماعي و فرا اجتماعي وابسته به گزارش مادران از مشکلات بيروني و دروني بود .اگرچه هيجانات کودکان در فهم هيجانات پيش بيني شده ولي رفتار را در تکليف پيشگويي نکرده است و توجيهشان براي هيجانات متفاوت و همچنين نقايص بازي فرا اجتماعي به همين گونه عمل نمودن تمايل دارد .يافته ها درجه اي از ارتباط را در طول ارزيابي رشد اخلاقي نشان داد .

پرورش اخلاقي دانش آموزان :

تحقق ارزشهاي اخلاقي در مدرسه در صورتي ميسر است که معلمان و کارکنان مدرسه به اين ارزشها معتقد بوده ،مهارتهاي لازم را براي تبديل آنها به هدفهاي رفتاري کسب کرده باشند (بازرگان ، پيوند ، شماره ي 211 ، ص 17 ).بسياري از مديران و معلمان از اين شکايت دارند که به رغم اندرزهاي اخلاقي که در کتب درسي دانش آموزان گنجانيده شده است و سخناني که در خلال برنامه هاي صبحگاهي يا ساير مراسم مدرسه براي آنان ايراد مي شود و وجود اشعار و جملات زيبايي که با خط خوش بر در و ديوار مدرسه براي جلب توجه شاگردان نوشته مي شود ، رفتارهايي مانند تقلب ،دروغگويي ، بي اعتنايي به مقررات ،خشنونت و پرخاشگري در بسياري از مدارس مشاهده مي شود .
در برخي از مدارس زنگ تفريح براي درگيريهاي شخصي دانش آموزان است و اگر دخالت بزرگسالان مدرسه نباشد ، مسائل ارتباطي بچه ها مي تواند به خشونت و آسيب رساني به يکديگر و به وسايل مدرسه منتهي گردد.
اين مربيان با آگاهي از اينکه مدرسه مهمترين محل پرورش دانش آموزان است مايلند نقش مثبتي در شکل دادن به شخصيت کودکان و نوجوانان داشته باشند ، اما روشهاي سنتي رفتار و برخورد آنان با دانش آموزان پاسخگوي اين نياز نيست .آنان معمولاً در مقابل مسائل انضباطي شاگردان سعي مي کنند با نصيحت ، تشويق رفتار مناسب و يا صحبت در مورد ارزشهاي اخلاقي ، شاگردان را متوجه عواقب رفتار خود کنند .
اما با کم اثر بودن اين رفتار دلسرد و نااميد گشته و عاقبت ناچار مي شوند اعمال قدرت کنند و با سرزنش ،تنبيه ،اخراج از کلاس و در نهايت اخراج از مدرسه به رفتار نامناسب دانش آموزان بي انضباط خاتمه دهند .اين نوع رفتار در بسياري از موارد به ويژه در مناطق محروم ، توسط برخي از اولياء که در برقراري نظم و اخلاق در خانه ناتوانند و تربيت اخلاقي فرزندان خود را يکسره از مدرسه انتظار دارند ، تشويق مي گردد و اصطلاح «گوشتش مال شما ، استخوانش مال ما »اصطلاح قديمي و آشنا براي بسياري از معلمان آن نواحي است (همان منبع ، ص 17).

تقويت ارزشهاي اخلاقي در دانش آموزان :

بعضي از مربيان معتقدند که توجه به يازده عامل زير مي تواند در گسترش ارزشها به خصوص در ايجاد دوستي و تفاهم بين دانش آموزان ، غني کردن محيط مدرسه و کاهش مسائل انضباطي مؤثر واقع گردد .اين عوامل به طور مختصر به شرح زير است :

1 ـ آموزش مستقيم :

ارزشهاي اخلاقي مانند مسئوليت پذيري ،احترام به حقوق ديگران ، همکاري ، صداقت ، شجاعت و مهارتهاي ارتباطي بايد در مدرسه برنامه ريزي گردد و مانند ساير دروس به طور مستقيم درکلاس و مدرسه تدريس شود .
اين ارزشها و رفتارهاي منطبق با آن در انسان ذاتي و خودانگيخته نيست ،بلکه در طي رشد کودک و در اثر ارتباط با بزرگسالان بايد آموخته و دروني گردد .

2 ـ آموزش مفاهيم :

بسياري از کودکان در بدو ورود به مدرسه درک روشني از ارزشهاي اساسي ندارند .اينان حتي اگر بتوانند مفاهيم فوق را تعريف کنند ، غالباً قادر نيستند آنها را به زندگي روزمره ي خود ارتباط دهند .
لازمه ي پرورش اخلاقي کودکان اين است که آنان را در درک اين نوع مفاهيم حو چگونگي تطبيق دادن آنها با واقعيتهاي روزمره زندگي آشنا ساخت .

3 ـ به کارگيري زبان مثبت :

گفتار و دستورهاي مسئولين مدرسه و معلمان وقتي اثر بخش خواهد بود که در محيط آموزشي ،زبان مثبت به جاي زبان منفي به کار رود . مثلاً به جاي عبارتي مانند به سرجلسه ي امتحان دير نياييد، مي توان گفت که به موقع
بياييد.
دانش آموزان وقتي بدانند دقيقاً چه انتظاري از آنان مي رود ، پذيرش و اطاعت بيشتري از مقررات خواهند داشت .

4 ـ تقويت بصري :

کلمات و پيامهايي که بيانگر ارزشهاي اخلاقي مورد نظر است ، بايد در نقاط مختلف مدرسه و در معرض توجه دائم دانش آموزان قرار گيرد و در فرصتهاي مختلف درباره ي آنها صحبت شود .درمدرسه ابتدايي مي توان کلماتي مانند احترام ، همکاري ، درستي ، تفاهم ، بخشش و عفو را به عنوان ارزشهاي مهم در مدرسه با حروف درشت در تابلوهاي متعدد و در سرسرا يا نقاط ديگر نصب کرد .

5-محتوا و فرآيند :

علاوه بر آموزش ارزشها ، مدرسه بايد شرايطي نيز براي کاربرد آنها فراهم آورد .به طور مثال وقتي به دانش آموزان مي گوييم که صداقت بهتر از دورويي و يا حضور به موقع بهتر از تأخيراست و مؤدب بودن بر گستاخي ترجيح دارد ؛ بايد اين مفاهيم را طي فرآيندي چند مرحله اي به آنان تفهيم
نمود.دانش آموزان بايد بتوانند رفتار جديد را آزمايش و تمرين کنند و به آثار آن پي ببرند .

6 ـ جو مدرسه :

تعليم و تربيت اخلاقي محدود به کلاس درس نيست و اين ارزشها بايد از مرز کلاس عبور کرده به زمين بازي ، سالن اجتماعات ، ناهار خوري ، دفتر مدرسه و حتي اتوبوس راه يابد و از آنجا به خانه و جامعه ي کلي گسترش پيدا کند . اگر در مدرسه روح انصاف ، عدالت ، اعتماد متقابل و صميميت بين مسئولان مدرسه و معلمان برقرار باشد ،بچه ها عدالت ، صميميت و احترام متقابل را ياد مي گيرند .

7 ـ مواد و امکانات آموزشي ساده براي معلمان :

آموزش ضمن خدمت و آماده سازي معلمان براي تدريس مفاهيم اخلاقي نبايد طولاني ، وقتگير و پرخرج باشد .معلم ها اصولاً در مقابل برنامه هايي که وقت و انرژي زيادي از آنان مي گيرد ، مقاوم هستند .اين برنامه ها و وسايل که مورد استفاده قرار مي گيرد بايد ساده و عملي باشد که معلمان آن را به صورت باري اضافه بر برنامه روزمره خود تلقي ننمايند ،بلکه آن را جزء لاينفک از وظايف تدريس خود بدانند .

8 ـ انعطاف پذيري برنامه :

برنامه آموزش اخلاقي دانش آموزان نبايد تحميلي و جزئيات آن از بيش تعيين شده باشد .اين نوع برنامه ها بايد انعطاف پذير باشند و در آن جايي براي آزادي عمل و خلاقيت معلم در نظر گرفته شود تا معلمان بتوانند ضمن در نظر داشتن معيارهاي مدرسه ،برنامه را با شرايط خاص و سبک تدريس خود انطباق دهند .

9 ـ مشارکت دانش آموزان :

همانگونه که برنامه تعليم و تربيت اخلاقي بايد آزادي عمل معلمان را در نظر داشته باشد ،دانش آموزان هم بايد بتوانند در فرآيند تعيين اهداف مشارکت داشته باشند و نسبت به آن احساس تعلق نمايند .

10 ـ مشارکت اولياء :

برنامه تعليم و تربيت اخلاقي دانش اموزان در صورتي پايدارو مؤثر است که اولياء با مسئولان و معلمان مدرسه جلساتي مستمر داشته باشند و از آنچه در مدرسه تدريس و تشويق مي گردد ، آگاه شده در اجراي برنامه ها نقش داشته باشند .

11 ـ ارزشيابي :

برنامه ي آموزش اخلاق بايد شامل ارزشيابي مقدماتي هدفها ،تشکيل جلسات و شوراهاي متناوب در طول برنامه و ارزشيابي نهايي نتايج باشد .در مرحله ي برنامه ريزي اوليه ،معلمان و کارکنان مدرسه بايد بتوانند انتظارات خود را به طور مشخص بيان کنند و جزئيات اهداف مختلفي را که اميدوارند به آنها دست يابند تعيين کنند .
شوراهاي هفتگي معلمان فرصت مناسبي استت تا آنان با در نظر گرفتن اهداف ، تدريس خود را با آنها هماهنگ سازند .ارزشيابي نهايي بايد نشان دهنده ي نتايج برنامه به صورت گزارشهاي کوتاه معلمان در مورد تغيير رفتار دانش آموزان بر اساس متغيرهاي مورد نظر باشد (همان منبع ، صص 24 ـ 21).
نقش آموزش و پرورش در تقويت ارزشهاي اخلاقي ، وجدان و تعهد اجتماعي دانش آموزان :
اينکه آموزش و پرورش در تربيت نيروي انساني آينده نقش زيربنايي دارد ، بر کسي پوشيده نيست .اما منظور آموزش و پرورش ، نبايد فقط پرورش نيروهاي مشخصي باشد که از نظر فني و در رشته هاي گوناگون صاحب نظر باشند.بلکه آموزش و پرورش بايد در کنار آموزشهاي رسمي و برنامه ريزي شده در زمينه هاي اجتماعي و اخلاقي ، به طور جدي برنامه ريزي کند و اين به سبب آن است که دانش آموزان و جوانان وقتي افراد مفيدي مي شوند که بتوانند مشکلات جامعه را از طريق ايفاي نقش خود برطرف کنند . يکي از پديده هايي که نقش دانش آموزان را در حل مشکلات جامعه کاربردي مي کند ، مسأله ي تقويت وجدان و تعهد اجتماعي آنان است که اگر در مسير درستي قرار گيرد ، راه سازندگي هموار خواهد شد .بنابراين ،آموزش و پرورش بايد در زمينه هاي زير به تقويت ارزشهاي اخلاقي وجدان و تعهد اجتماعي دانش آموزان بپردازد :
شرط اساسي براي پذيرش مسئوليت و تقويت تعهد اجتماعي دانش آموزان ، رشد اجتماعي آنان است .به طوري که افراد بتوانند در جامعه اظهار نظر ، ايفاي نقش و انتقاد کنند و مسئوليتي بپذيرند .قبل از ورود دانش آموزان به جامعه ، مدرسه و آموزش رسمي بايد روحيه ي گروه گرايي را در آنان تقويت کنند .تقويت روحيه گروه گرايي موجب مي شود که دانش آموزان به مزايايي از قبيل مزاياي اقتصادي و مالي ، تأمين و اهميت ارضاي نياز گروهي و اجتماعي و کسب هويت و تشخيص فردي دسترسي يابند .(افچه اي ، 1369 ،ص25).
امروزه ،آموزش و پرورش بايد مهارت کار کردن با گروهها را به دانش آموزان ياد دهد .زيرا پيوندهاي ميان اشخاص از عوامل کليدي کاميابي در کار
است .کارها در ميان گروههاي کار و براساس مباني تازه اي که حرمت و پاس فردي زيرساز آنهاست ،پيش برده مي شود (طوسي ، 1375 ، ص 32).
با آموزش تقويت خودباوري در دانش آموزان توسط آموزش و پرورش ، آنان خود را باور مي کنند و با اطمينان و اتکاي به خود در مسئوليت هاي اجتماعي شرکت مي جويند .مقدمه ي خودباوري ، خويشتن شناسي است و خويشتن شناسي نردبان معرفت است (الواني ، 1373 ، ص9).
آموزش و پرورش بايد از طريق معني دادن به دانش آموزان ، خودآگاهي و خويشتن شناسي را در آنان زنده کند .سارتر مي گويد :«ما در حال معنا دادن به انسان هستيم ، اما ساخت اين تمدن ، کشتي به گل نشسته است .دنيا غير شخصي شده و اينها همه باعث معنازدايي از انسان شده است »(قورچيان ، 1374 ، ص 88 ).
شرط اساسي خودباوري ، شناخت خود است .يعني وقتي انسان توانمندي ها و استعدادها و قابليت هاي رواني ، فردي ، عقلي ، فکري خود را شناخت ، باور او در مورد اين که مي تواند آنها را پرورش دهد ، شکل مي گيرد و به خود پنداري خوب مي رسد .خودپنداري هاي خوب با رفتار خودشکوفايي همراه مي شود و فرد مي تواند با آن با اطمينان به اين که ارتباطش با محيط ثمربخش است ، به تعامل با محيط بپردازد .فرد خودشکوفا ، با محيط خود به خوبي رابطه برقرار مي کند و فرصت هاي نشو و نمو و افزايش توان خود را مي يابد و بدون ترديد به رشد ديگران کمک مي کند (بروس جويس ،1372 ، ص 422 ).
با توجه به مطالب بالا ،مي توان خودباوري را چنين تعريف کرد :«خودباوري عبارت است از شناخت توانمندي هاي فکري ، ذهني ، عقلي ، اخلاقي خود و پرورش آنها ، شکل دادن باور به اينکه با به کارگيري استعدادها و توانمندي هاي پرورش يافته مي توان در جهت تعالي خود و جامعه گام برداشت و موفق شد .

آموزش مسئوليت پذيري :

تقويت مسئوليت پذيري از طريق عادت دادن دانش آموزان به مشارکت در امور گوناگون حاصل مي شود .مدرسه و نظام آموزش و پرورش بايد مشارکت را به دانش آموزان ياد دهند .مشارکت عبارت است از ايفاي نقش از طريق اظهارنظر ، ارائه پيشنهاد ، تصميم گيري و قبول مسئوليت در زمينه ي فعاليت هاي جامعه .
مشارکت ،درگيري ذهني و عاطفي اشخاص در موقعيت هاي گروهي است که آنان را بر مي انگيزد براي دستيابي به اهداف گروهي ، ياري دهند و در مسئوليت کار شريک شوند .در اين تعريف ، سه انديشه مهم نهفته است : درگير شدن ، ياري دادن و مسئوليت (رشد معلم ، 1379 ، ص 53 ).
خواجه نصيرالدين طوسي در بحثهاي تربيتي خود ، تأثير هيچ چيز را در فرد ، بيشتر از تأثير جليس و معاشر نمي داند و يادآور مي شود که «چنان چه قانون حفظ صحت در طب استعمال ملايم مزاج بود ،قانون حفظ صحت نفس ايثار معاشرت و مخالطت کساني باشد که در خصال مذکور با او مشاکل و مشارکت باشند (خواجه نصيرالدين طوسي، ص 155).
روشهاي رشد ارزشهاي اخلاقي از راه پرورش اجتماعي :
از ابزاري که مي توان با آن به رشد جنبه هاي اخلاقي کودکان رسيد ، آن است که فرزندان را در درک نتايج مرتبط بر رفتارشان توانا سازيم و آنگاه که کودکان از نتايج مترتب بر رفتارشان آگاه کردند ، رفتار مورد نظر را بروز مي دهند و از رفتار نامطلوب پرهيز مي نمايند .پدران و مادران مي توانند با انجام کارهاي زير ،به مقصود برسند (محمد خليفه و سيدي ، 1378 ، ص 262).
الف )خودشان را الگوهاي قابل تقليد رفتار اخلاقي قرار دهند :
وقتي کودک به رفتاري خاص دست مي زند و در ذهنش نمونه يا الگويي قابل تقليد وجود دارد ،چه بسا که اين الگو برادر بزرگتر يا دوستي باشد . اما تأثيرگذارترين اين الگوها پدران هستند.به طوري که مشاهده رفتار پدر و مادر توسط کودک تأثيرگذارتر از اعلام آنها به اوست يا ديدن رفتاري مناسب است . از فايده هاي الگوبرداري اين است که براي فرزندان ، ميزان پايبندي پدر و مادر به قانون هاي رفتاري که فرهنگ و قانون هاي مطلوب و دوست داشتني آن را تعيين مي کند ،کشف مي گردد (همان منبع ).
پرورش صحيح عقل و عاطفه که پايه ي اساسي سعادت انسان است بايد از بچگي شروع شود .دوران کودکي بهترين اوقات فراگرفتن راه صحيح زندگي است .قدرت تقليد و اقتباس و حس قبول کودک خيلي شديد است .تمام حرکات و سکنات و کليه ي گفتار مربي خود را در کمال دقت ، مانند يک فيلم عکاسي در خود ضبط مي کند .همزمان با رشد و تکامل جسم کودک ، بايد روان او نيز راه تعالي و رشد بپيمايد .همان طور که سلامت جسم کودک مورد توجه است ، سلامت عواطف و روحيات او نيز مورد توجه قرار گيرد (فلسفي ، ص 224 ).
درس اخلاق و پند و اندرز اخلاقي در شاگردان نوآموز چندان تأثير نداشته و گاه جز تباه شدن وقت نتيجه ي ديگري ندارد و بهترين راه پرورش ارزشهاي اخلاقي آن است که از راه عمل و آزمايش ، برتري و بهتري آن را به کودکان بفهمانند و در فرصتهاي مناسب اين موقعيت را از دست ندهند و به مقتضاي طبيعت و سرشت آنان ،با دقت تمام ، خوئي نيک را در آنها پرورش دهند ( ماهنامه ي تربيت ، 1370 ، ص 47 ).
ب )ارائه ي اطلاعات دقيق به کودک از رفتارش :
کودک رفتارش را آنگونه که اطرافيان او مي بينند ، نمي بيند .به همين جهت ، وظيفه ي پدر و مادر است که کودک را در دستيابي به اطلاعات دقيق از رفتاري که از وي صادر مي شود ياري نموده ، وي را کمک کنند تا رفتارش را به شکلي عيني ببيند (محمد خليفه ، عبداللطيف ، 1378 ، ص 264 ).
ج )ارائه ي اطلاعات درباره ي نتيجه ي رفتار :
کودکان با رشد سني تقويمي شان ،فراگيري نتيجه هاي مترتب بر رفتارشان به ويژه فوري و آني را آغاز مي کنند و اين فراگيري نتيجه مترتب بي واسطه بر رفتارشان ، سريع تر از فراگيري نتيجه هاي بعدي مي باشد .اين حالت که مسئوليت بزرگي از نظر آموزش فرزندان از نتيجه هاي دور ، متوجه پدر و مادر است ( همان منبع ).
آموزش ارزشهاي اخلاقي در دانش آموز و معرفي «ميزان »به او :
سيستم ارزشي هر فرد دخالت مستقيم و تعيين کننده در تصميم گيري و عملکرد وي دارد و در هر رفتار مسئوليت شناسانه نيز تشخيص و تصميم فرد تابعي از ارزشهايش مي باشد .به علاوه بايد توجه داشت که وجود انسان همچون ظرفي است که محتوا و مظروفي را طلب مي کند .ارزشها و ضد ارزشها محتويات اين ظرف هستند و هرگاه اين ظرف با ارزش ها و مطلوبيتها پر نشود ، اجباراً با ضد آنها بار خواهد شد .در نتيجه با کوتاهي در آموزش و تثبيت ارزشهاي اصيل ، در واقع کودکان را به سمت شر و ضد ارزش سوق داده ايم .براي تقويت ارزشهاي اخلاقي توجه به موارد زير ضروري است :
1 ـ مهمترين آموزش ، وفادار بودن الگوهاي دانش آموز به ارزشها در عمل مي باشد .
2 ـ توقع از کودک ، به نحوي که در تمامي برخوردها طوري با او رفتار شود که او خوب است و چون خوب است از او جز انتظار خوب عمل کردن نمي رود و حتي اگر خلاف کرد ناشي از اشتباه و غفلت بوده و نه خواست قلبي .
3 ـ معرفي الگو بهترين طريقه ي آموزش ارزش است.در اين معرفي بايد رفتارها و نه خصلت هاي الگو عنوان بشود ،به نحوي که براي کودک صحنه هايي کاملاً روشن و ملموس دور از هر نظرپردازي و ذهني گرايي باشد .
4 ـ تاکيد بر کرامت نفس ، به نحوي که کودک هررفتار و عملي را که مباين با ارزش انساني خود مي بيند ترک کند .مثلاً تنبيه را به دروغگويي ترجيح دهد يا از غيبت اجتناب کند .زيرا ، نشانه ترسو بودن آدم است و ... در مقابله ي با رفتار ضد ارزشي کودکان نيز بايد از اينکه او را و رفتارش را مستقيماً به زير سؤال برده و توبيخ کنيم اجتناب نموده بلکه با صبر و تأمل و معرفي و ارج گذاري رفتار درست بدون اشاره مستقيم به او فرصت داد تا فکر کند و خودش مرحله ي جايگزيني و انتقال راصورت دهد .صبور بودن و خودداري از طرد ، خشونت يا حتي تعجيل در هر زمينه اي کارساز خواهد بود .
به طور خلاصه ،رشد اخلاقي را مي توان به سه بخش تقسيم کرد :
1)رفتار اخلاقي ، آنچه فرد واقعاً انجام مي دهد .
2)احساسات اخلاقي ، هنگامي که فرد از نظام ارزشي خود تخطي مي کند چه احساسي به او دست مي دهد .
3)استدلال اخلاقي ، استدلال يا نوع تفکري که براي توجيه قوانين رفتار اخلاقي به کار مي رود (غضنفري ، 1380 ، ص 96 ).
رفتار شخص هميشه از استدلال اخلاقي پيروي نمي کند ، چون از اجتماعي شدن تأثير مي پذيرد .نظريه ي يادگيري اجتماعي که به فرآيندهاي تقويت ، تنبيه و تقليد مربوط مي شود ، بيشتر بر رفتار اخلاقي به عنوان بخشي از رشد اخلاقي تمرکز دارد .
احساسات اخلاقي از طريق ميزان گناه ارزيابي مي شود .گناه ممکن است هشيار باشد ولي اساساً ناهشيار است و به اضطراب و اختلالات شخصيت مربوط مي شود.ديدگاه روانشناسي روان تحليلي ، مخصوصاً بر اين قسمت از رشد اخلاقي تأثير دارد .
حس اخلاقي در خانواده ظاهر مي شود و به وسيله ي معلمان الگو مي گيرد و به وسيله ي اجتماع تغذيه مي شود .
پياژه و کلبرگ بر عنصر شناختي رشد اخلاقي (استدلال يا تفکر اخلاقي ) تأکيد کرده اند .طبق نظر کلبرگ رفتار اخلاقي به وسيله ي تفکر اخلاقي هدايت مي شود .نوجوانان بدکار نمرات اخلاقي پايين تري نسبت به بزهکاران دارند و شخصي که داراي استدلال اخلاقي بالايي است ککمتر دروغ مي گويد يا به ديگران آسيب مي رساند .
چگونه افکار فرد بر اعمال و احساسات او تأثير مي گذارند ؟ طبق نظريه ي پياژه و کلبرگ ، احساسات و رفتارهاي اخلاقي توسط تغييرات رشد شناختي تعديل مي شوند .همان طور که رشد شناختي پيشرفت مي کند ، تفکر پيچيده تر و از نظر منطقي سازگار تر مي شود و از اين رو استدلال اخلاقي مي تواند رفتار يا احساسات اخلاقي را تغيير دهد يا برآن تأثير گذارد (همان منبع ، صص 97 ، 96 ).
قضاوت اخلاقي به دلايل و برهانهايي استوار است .کلبرگ اين برهانها را ، بر حسب ديدگاهها و هدفهايي که آنها را بر مي انگيزد ، به شش مرحله تقسيم کرده و آنگاه دوباره درسه سطح جاي داده است :پيش قراردادي ، پس قراردادي و قراردادي .
اما ايجاد رابطه بين رفتار و نظر شخص ،از ديدگاه اخلاقي ، کارآساني نيست (گنجي ، 1376 ، ص 225).
همان طور که پياژه بيان کرده است ، پيشرفت شناخت است که رشد قضاوت اخلاقي را سبب مي شود .بنابراين حس اخلاقي پس قراردادي تنها در آغاز نوجواني ، با ظهور تفکر منطقي و انتزاعي ، ممکن مي شود .زيرا اين حس بيشتر بر تغييرات ساختي تفکر استوار است نه شناخت بهتر از ارزشهاي فرهنگي (همان منبع ، ص 227 ).
هيچکس نمي تواند از اصول اخلاقي ، بدون درک آنها ، اطاعت کند .با اين همه ، مي توان برپايه اصول استدلال کرد و در عين حال آنها را نپذيرفت .
منابع علمي :
1 ـ اسمايلز ،سموئيل ـ اخلاق ـ مترجم ، محمد سعيدي ،انتشارات صفيعلي شاه ، 1342.
2 ـ اسمايلز ،سموئيل ـ وظيفه .مترجم ، مهرداد مهرين. ناشر ، کانون معرفت .
3 ـ افجه اي ، علي اکبر ـ اهميت گروه در تأمين نيازهاي فردي ، فصلنامه مديريت ، شماره ي 17 ، 1369 ، ص 25.
4 ـ الواني ، مهدي ، خويشتن شناسي مديران ، تهران :نشرني ، 1373 ، ص 9 .
5 ـ بازرگان ، زهرا .1376 .يازده قدم در رشد اخلاقي کودکان .پيوند . شماره 211 .
6 ـ باهنر ، ناصر . 1378 .آموزش مفاهيم ديني همگام با روانشناسي رشد . تهران :سازمان چاپ و نشر بين الملل .
7 ـ بلاسي ، 1983 ، به نقل از کديور ، 1378 ، ص 63 .
8 ـ پارسا ، محمد . 1375 .روانشناسي رشد . چاپ دهم ، تهران : انتشارات بعثت .
9 ـ جريس ، بروس .1373 .الگوهاي تدريس ،ترجمه محمدرضا بهرنگي ، ص 422.
10 ـ رشد معلم ، 1379 ، ص 53.
11 ـ شکوهي ، غلامحسين ، تعليم و تربيت و مراحل آن ، ص 12.
12 ـ طوسي ، خواجه نصير الدين ، اخلاق ناصري ، ص 155 .
13 ـ طوسي ، محمد علي ، مفهوم تازه اي از آموزش و پرورش در روزگار کنوني .فصلنامه مديريت در آموزش و پرورش ، شماره ي 14 ، 1375 ، ص 32 .
14 ـ علي اشرف جودت ، تقي ، 1370 .نقش عادت در تربيت ، ماهنامه ي تربيت ، ص 42 .
15 ـ غضنفري ، احمد ، 1380 .روانشناسي عمومي .اصفهان : انتشارات مرکز فرهنگي شهيد مدرس .
16 ـ فلسفي ، محمد تقي ، کودک از نظر وراثت و تربيت ، 1343 .هيئت نشر معارف اسلامي ، ص 224 .
17 ـ قورچيان ، نادرقلي ، 1374.رشد و تحولات برنامه درسي ، تهران : مؤسسه ي پژوهش و برنامه ريزي در آموزش عالي ، ص 88 .
18 ـ کديور ، پروين ، 1378 .روانشناسي اخلاق ، تهران :انتشارات آگاه ، ص 14.
19 ـ کريمي ، 1377 ، صص 229 ، 209.
20 ـ گنجي ، حمزه ، 1376 .روانشناسي رشد .تهران :انتشارات بعثت .
21 ـ ماهنامه ي تربيت ، 1370 ، صص 45 ـ 44.
22 ـ محمد خليفه ، عبدالطيف ، 1378 .بررسي روانشناسي تحول ارزشها ، ترجمه ي سيد حسين سيدي ، مشهد :انتشارات آستان قدس رضوي .
23 ـ مطهري ، مرتضي .حکمت عملي ، آشنايي با علوم اسلامي ، ص 34.
24 ـ مقدم ،بدري .1366.کاربرد روانشناسي در آموزشگاه .تهران : نشر سروش ، انتشارات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران .
25 ـ ياسايي ،مهشيد .1376.و رشد شخصيت کودک ، تهران :نشر مرکز
26 -Briggs,J.L.1998.Inuit Morality play.The emotional education of a three - year - old. Yale university press.
27 -Woolgar , M.2001.Childrenُs play narrative responses to hypothetical dilemmad and their awateness of moral emotions.
British journal of developmental psychology , 19:115-128


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، روش تحقیق، خانواده وزندگی، مقالات، معرفی کتاب، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 23:18 ] [ بهروز علمی مریان ]
 

 

حالت چشم دانشجویان!

هنگام درس دادن استاد سر کلاس :
 
(-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)
 

وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
 
(o.O)  (o.O)  (o.O)  (o.O)  (o.O)  (o.O)
 

موقع امتحان:
 
(←.←)  (→.→)  (←.←)  (→.→)  (←.←)  (→.→)

 
وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:
 
(↓.↓)  (↓.↓)  (↓.↓)  (↓.↓)  (↓.↓)

 
وقتی که نمره ها رو میزنن :
 


(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)‬

عکسی خنده دار و جالب از شیطنتهای دوران دانشجویی

خودتون قضاوت کنین اینه رسمش؟


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، شخصی، معرفی سایت و وبلاگ، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی، دانشجویان دانشگاه پیام نور
[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 15:16 ] [ بهروز علمی مریان ]

راه کارهای تقویت خواندن  

61 نوع راهکار برای خواندن

۱) حل مسئله

یکی ازمهارت های اساسی خواندن حل مسئله است. دراین حالت متنی انتخاب می کنیم که دارای گره داستانی باشد وازدانش آموزان می خواهیم پس ازمطالعه ی داستان گره موجود را پیداکرده وحل کنند.مثلا درقصه ی "مرده زنده شد" یا "خرچنگ ومرغ ماهی خوار" می توان گفت اگربه جای یکی ازشخصیت های داستان بودی چه می کردی؟  درمتن درس ها نیز می توان پرسش های تفکربرانگیزی مطرح کرد که دانش آموزان به آن ها پاسخ دهند.

  2) بیان پیام اصلی متن

متن خواندنی را دراختیار دانش آموزان قرار می دهیم تا آن رابخوانندسپس درباره ی متن فکرکرده وپیام اصلی داستان را بگویند. مثلا درس "اگردیگران نبودند" رابخوانند ونظرخود را بگویند یا بنویسند.

  3) بررسی جزئیات

یکی دیگرازمهارت های خواندن تجزیه وتحلیل متن وبررسی جزئیات است. تشخیص مکان وفضای داستان ، قهرمانان وشخصیت های داستان ، مجموعه ی رویدادهای جزئی ، اشیا وپدیده ها وازجمله مواردی هستند که دانش آموزان دربررسی درس می توانند تمرین کنند. مثلا درس" دوست بزرگ بچه  ها " رابخوانند ومهمترین فعالیت های جبارباغچه بان رابیان کنند.

4) استخراج نتایج

براساس این مهارت دانش آموزمتن خواندنی رامطالعه می کند وپس ازتحلیل ذهنی وبررسی قسمت های مختلف متن نتیجه گیری خودرااعلام کنند. مثلا ازدانش آموزان می خواهیم درس4" کودکان حق دارند که..." رابخوانند ونتیجه ی درس رادرچندجمله گفته یا درچند سطر بنویسند.

5) بیان دریافت ها واستنباطات

 متن خواندنی را در اختیار دانش آموزان قرار میدهیم تا آنرا به دقت مطالعه کنند.سپس از آنها میخواهیم که به ما بگویند از این متن چه فهمیده اند؟به آنها فرصت میدهیم پاسخ های خود را بگویند

6) قضاوت و داوری

دانش آموزان متن را می خوانند و با توجه به راهنمایی معلم درباره شخصیت ها با موضوعات مورد نظر به قضاوت و داوری می پردازند.گفتنی است که این مهارت متناسب با توانایی دانش آموزان باید اجرا شود.

7) تصمیم گیری

متنی ساده یا داستانی را به دانش آموزان میدهیم تا آنرابخوانند و درباره ی موارد خواسته شده تصمیم بگیرند.مثلا به ما بگویند اگر به جای نویسنده بودند چه میکردند یا درباره ی مواردی که معلم تعیین کرده تصمیم گیری کنند.

8) دلیل آوردن

دلیل آوردن مهارتی است که نیاز به یکسری توانایی های ذهنی دارد و لازمه ی این امر توجه به تمرین در خواندن است.بنابراین از دانش آموزان میخواهیم متن را بخوانند و نظر خود را نسبت به آن بگویند و برای نظرات خود دلیل بیاورند.

9) تاثیرگذاری

دانش آموزان متن را میخوانند و به هم گروه ها یا معلم میگویند متن چه تاثیری در آنها گذاشته است برای روشن شدن موضوع معلم می تواند از حالت یا احساس آنها بپرسد . آیا پس از خواندن متن غمگین شدند یا شاد شدند ؟ وقتی متن تمام شد چه احساسی به آن ها دست داد ؟

10) سرنخ ها متن

متنی را انتخاب می کنیم که ح.ادث و رویدادهایی پیچیده و معما گونه داشته باشند از آنها می خواهیم پس از خوانده هر بخش ادامه را حدس بزنندو چگونگی پیدا کردن سرنخ ها را بگویند این تمرین موجب میشود ذهن آنها برای پیدا کردن و حدس وقایع فعال باشد. می پرسیم از کجا فهمیدند این اتفاق می افتد ؟

11) پیشگویی حوادث :

این مهارت نزدیک به مهارت شماره 10 می باشد اما باید بدانیم در پیدا کردن سرنخ ها دانش آموز  راه رسیدن به هدف را تشخیص می دهد در حالیکه در این مهارت او خوادث بعد ی داستان را تخمین میزند. در این می پرسیم فکر می کنید ادامه داستان چه می شود ؟

12 ) مقایسه کردن برای نشان دادن شباهتها :

وقتی متن مورد نظر را خواندند , از آنها می خواهیم پدیده ها , اسخاص , امور , اشیا و حوادث را با هم مقایسه کنند و شباهت بین آن ها را بگویند . این کار به آنها کمک می کند تا در زمینه ی گسترش مهارتهای نگارشی نیز تقویت شوند.

13 ) تعمیم دادن

متنی را در اختیار دانش آموزان قرار می دهیم تا آن را به دقت مطالعه کنند . سپس از آنها می خواهیم بخش هایی را انتخاب کنند که می توان نمونه هایی از آن را ملاحظه کرد. یعنی چه مطالبی را می توان به کل محیط عمومیت داد / آیا می توان گفت همه ی کودکان ترسو درست کار هستند ؟

14 ) مقایسه کردن برای نشان دادن تفاوتها

 مشابه مهارت 12 دانش آموزان پدیده ها , اشیا , امور , حوادث و اشخاص را با هم مقایسه می کنند و تفاوت های آن ها را پیدا کرده و بیان می کنند.

15) خلاصه کردن

این مهارت یکی از رایج ترین مهارتهای زبانی است . بر این اساس دانش آموزان متن درس را می خوانند و خلاصه آن را به زبان خودشان بیان می کنند . در آغاز نیازی نیست در باره راههای خلاصه کردن و انواع آن سخن بگوییم بهتر است آن ها ره همان شکل ابتدایی متن را خلاصه کنند.

16 ) زبان تصویری

دانش آموزان متن مورد نظر را می خوانند و موضوع یا پیام آن را از طریق نقاشی بیان کننئ. استفاده از زبان تصویری موجب می شود توانایی درک متن و ارائه ی آن به شکل تصویری تقویت شود.

17 ) همانند سازی

از دانش آموزان می خواهیم پس از مطالعه ی متن , داستان دیگری را شبیه به آن تعریف کنند یا به جای برخی عناصر داستان مثل قهرمانان و فضا از عناصر مشابه و همانند استفاده کرده , داستان یکبار دیگر باز نویسی کنندو

18 ) استعاره سازی

متنی را انتخاب میکنیم که در آن استعاره هایی به کار رفته باشد یا اینکه اماکان ساختن استعاره وجود داشته باشد. بسیاری از استعاره های کودکانه در حوزه ی افعال بکار گرفته می شود. مثلا کودک پس از دیدن رود خانه می گوید :" انکار رودخانه دیوانه شده است . " بنابراین از آن ها می خواهیم متن رخوانند و استعاره ها را نشان دهنا یا صفت هایی را به برخی اشیا و پدیده ها نسبت دهند.

19 ) مبالغه کردن

یکی از مهارتهای کودکان در زمینه شناخا شناسی مبالغه کردن است یعنی آنها در بسیاری از موارد برای تعریف و توصیف اشیا و پدیده ها بویژه امور مورد علاقه از مبالغه استفاده می کنند این مهارت برای تقویت درک مطالب و تمرین برای وسعت بخشیدن به نگارش نیز مناسب است.

20) بیان دو باره ( سبک شخصی )

دانش آموزان ابتدا متن را می خوانند سپس داستان یکبار دیگر به زبان خودشان می گویند یا می نویسند .

هر فردی در بیان مجدد مطالب سبک مخصوص به خود دارد بنابراین در این مهارت کودکان بیش تر جملات را به زبان خود بیان می کنند و به جملات ساده دست نمی زنند . نکته دیگر اینکه بیان دو باره به توانایی های ذهنی , دایره لغات , فرهنگ حاکم بر خانواده و ... بستگی دارد علاوه بر این بیان مجدد غیر از مهارت خلاصه کردن است .

21 ) نام آوا

برخی از کلمات در صورت تکرار , تولید صداهایی می کنند که در زبان شناسی به آنها "نام آوا " می گویند مثل جیک جیک صدای گنجشک  , شرشر صدای آب , واق واق صدای سگ  و ... در این مهارت دانش آموزان متن را می خوانند و هر جا نام آوایی را دیدند آن را با صدای بلند ادا می کنند این کار نه تنها شور و شوق خاصی به محیط آموزشی می دهد . بلکه باعث تنوع و شادی در کلاس می شود.

22) معنی ضمنی

گاهی جملات و عبارات علاوه بر معنی اصلی , معنی دوم یا فرعی نیز دارند . بنابراین وقتی دانش آموزان متن مورد نظر را خواندند , می خواهیم یک بار دیگر متن را بررسی کنند و در صورتی که به چنین مواردی برخوردند , آنها را مشخص کنند.

23) معنی اصلی

منظور از این پاره مهارت این است که دانش آموزان پس از مطالعه متن منظور اصلی نویسنده را بیان کنند . پی بردن به معنی اصلی با منظور نویسنده تمرینی است که موجب تقویت خواندن و فهم متن می شود.

24 ) هدف نویسنده

این مورد غیر از دریافت معنی اصلی است . در اینجا از دانش آموزا انتظار می رود پس از خواندن متنب به ما بگوید نویسنده در این متن چه هدف یا اهدافی را دنبال می کند. این تمرین به دانش آموز کمک می کند تا در خواندن متون مختلف اهداف نویسنده را نیز در نظر بگیرند.

25) قیاس کردن

دانش آموزان متن را می خوانند و حوادث و رویدادها را باهم مقایسه می کنند . علاوه بر این آنها می توانند اجزا و پدیده های داستان را با سایر پدیده های اطراف خود نیز مقایسه کرده و و جوه اختلاف و اشتراک را بیان کنند.

26) تسلسل حوادث

از دانش آموزان می خواهیم متن را به دقت بخوانند و رویدادها و حوادث آن را بررسی کنند . سپس حادث را به طور مسلسل بیان کنند . البته هر متنی ممکن است این ویژگی را نداشته باشد  . بنابراین برای انجام این تمرین لازم است متن هایی انتخاب شود که در آن حوادث به طور مسلسل اتفاق افتاده باشد. تشخیص تسلسل حوادث باعث ایجاد نظم منطقی در ذهن می  شود.

27 ) طبقه بندی کردن

در این مهارت دانش آموزان یاد می گیرند پس از خواندن متن , اشیا و پدیده ها را بر اساس ویژی های عمومی طبقه بندی و منظم می کنند. طبقه بندی کردن از مهارت هایی است که به  دانش آموزان کمک می کند تا ذهنی تحلیل گر و منظم داشته باشند . تمرین های " طبقه بندی کن در کتاب "نوشتاری " با این مهارت کمک می کند.

28) بیان حوادث

دانش آموزان پس از خواندن متن به ما می گویند که چه وقایع و رویداد هایی اتفاق افتاده است در این تمرین آنها یاد می گیرند هنگام خواندن , حوادث را دنبال کنند.

29 ) بیان عقیده و نظر

وقتی خواندن متن را به پایان بردند از آنها می خواهیم نظر و عقیه ی خود را نسبت به کل داستان , شخصیت ها , حوادث و نتیجه داستان بگویند.

30) عناصر داستان

از دانش آموزان می خواهیم پس از خواندن متن برخی از عناصر داستانی را مشخص کنند. مثلا قهرمان داستان , شخصیتها , حوادث  وفضای داستان را تحلیل و بررسی کنند.

31) فضا و موقعیت

دانش آموزان در خواندن به مکان هایی که داستان در آن اتفاق افتاده است توجه می کنند ؛ مثلا می گویند این قصه در جنگل و کاخ پادشاه روی داده است . این تمرین باعث می شود کودکان علاوه بر درست خوانی فضای داستان را نیز بررسی کنند.

32 ) شخصیت ها

از دانش آموزان می خواهیم آدمها , حیوانات و اشیایی را که در داستان نقش دارند , بررسی کرده و در باره آنها گفتگو کنند.

33) طرح و پیلوت

منظور از طرح یا پیلوت پیوستی منظم حوادث و رویدادهایی اس که مبتنی بر رارطه علت و معلولی باشد. بنابراین ممکن است داستانی دارای طرح و پیلوت نباشد . برای تمرین در این زمینه لازم است داستانی انتخاب شود که دارای طرح باشد. در طرح ما دنبال این هستیم که بعد چه می شود.

34) فولکلور و ادبیات عامیانه

کودکان در این سنین علاقه زیادی به قصه های عامیانه دارند بزرگترهایشان به آنها قصه های پریان را تعرثف کنند. بنابراین یکی از راههای تقویت خواندن , مطالعه کتاب های مربوط به ادبیات عامیانه است  . قصه عامیانه به قصه ای گفته می شود که از زمان های قدیم سینه به سینه و شفاهی نقل شده است , مکتوب نیست

35) حوادث مبا لغه آمیز

گاهی نویسنده اعمال و توانایی شخصیت های داستان را بالاتر از حد معمول نقل میکند. در چنین داستانهایی خود به خود حوادث و رویدادها مبالغه آمیز جلوه می کند. از دانش آموزان می خواهیم داستان را بخوانند و در صورت وجود چنین حوادثی , آنها را بیان کنند.

36 ) حوادث تاریخی

گاهی موضوع داستان تاریخی و روایی است . در این حالت از دانش آموزان می خواهیم پس از خواندن متن به ما بگویند حوادث داستان به کدام رویداد تاریخی مربوط می شود.

37 ) مترادفات

از دانش آموزان می خواهیم متن را به دقت خوانده و لغات و ترکیبات مترادف را پیدا کنند . این تمرین باعث می شود کودکان برای درک روابط معنایی واژگان مهارت پیدا کنند.

38) متضادها

این تمرین نیز برای تقویت درک روابط معنایی می باشد با این تفاوت که در متن به دنبال عباراتی می گردند که با هم رابطه ی معنایی تضاد داشته باشند.

39) بخشهایی از کتاب

از دانش آموزان میخواهیم متن را بخوانند و به جزئیات صفحات توجه کنند . در هر صفحه چه جزئیاتی دیده می شود. چه جدول و نموداری در محتوا آمده است. تصاویر چه ویژگیهایی دارند. در محتوای چه طبقه بندی هایی به عمل آمده است . در قسمت منابع چه کتابهایی معرفی شده است .

40) اعلام

معمولا در انتهای کتابها بخشی به نام اعلام تهیه می شود که در آن اسامی خاص , مکانها و رویدادهای تاریخی توضیح داده می شود. از دانش آموزان می خواهیم متن را بخوانند و برای آگاهی بیشتر از برخی توضیحات لازم به قسمت اعلام مراجعه کنند.

41 ) منابع

برخی کتابها در پایان به معرفی منابع می پردازند . منظور از منابع , مشخصات کتابها و مقالات و نوشته هایی است که نویسنده در نوشتن کتاب از آن ها استفاده کرده است . این تمرین هم باعث می شود کودکان در خواندن متون مختلف آگاهی و توان بیشتری کسب کنند.

42) فهرست محتوا

از دانش آموزان می خواهیم قبل از مطالعه متن به فهرست کتاب مراجعه کنند و به ما بگویند کتاب در باره ی چیست یا محتوای کتاب چگونه سازماندهی شده است . از این طریق یاد میگیرند برای خواندن برخی کتابها از خواندن اجمالی فهرست نیز استفاده کنند.

 43) سرفصل ها

کتاب مناسبی را در اختیار دانش آموزان قرار می دهیم تا ضمن ورق زدن و مطالعه ی اجمالی به فهرست کتاب مراجعه کرده و عناوین سرفصل ها را به خاطر بسپارند. وقتی زمان مطالعه به اتمام رسید ، از طریق سر فصل های کتاب به معرفی آنم بپردازند.

44) کتاب نامه

منظور از کتاب نامه فهرست  کتابهایی است که در باره ی موضوع کتاب وجود دارد و نویسنده آنها را به صورت الفبایی فهرست می کند . بنابراین از کودکان می خواهیم تا کتابنامه را مطالعه کرده و از طریق آن به بحث و گفتگو بپردازند.

45 ) واژه نامه

در پایان برخی کتابها مجموعه ای ازواژگان واصطلاحات به ترتیب الفبایی می آیدکه به طورمفصل معنی وتوضیح داده شده است.ازدانش آموزان می خواهیم واژه نامه رابررسی کرده ونظرخودرانسبت به آن ارایه کنند.

46) دایره المعارف

یکی ازمنابع قابل استفاده برای دانش آموزان کتاب های مرجعی است که اطلاعات درآن گردآوری شده است .دایره المعارف ویژه کودکان ونوجوانان رادراختیارشان می گذاریم وطرزاستفاده ازآن راتوضیح می دهیم تا موضوعات وسؤالات خودرادرآن جستجوکرده وپاسخ لازم را پیدا کنند.

47) اطلس

اطلس یکی ازکتاب های مرجع است که درباره ی جغرافیای کشورها اطلاعات لازم راارایه می دهد. دراین جا نیزمی توان مشابه کتاب های دایره المعارف عمل نمود.

48) برگه دادن

فیش با برگه کارت مخصوصی است که در کتابخانه مورد استفاده قرار می گیرد. به نحوی که مشخصات و اطلاعات ضروری کتاب ها را بر روی آن یادداشت میکنند تا مراجعه کنندگان از طریق مطا لعه ی آن راحت تر به منابع دسترسی پیدا کنند . به محل نگهداری برگه ها , برگه دان می گویند . در کلاس نمونه ای از برگه های کتابخانه ای را معرفی میکنیم. سپس از دانش آموزان می خواهیم نحوه ی استفاده از برگه و برگه دان را توضیح دهند. آن ها از این طریق می توانند به مطالعه ی اجمالی و سریع در باره ی منابع مورد نیاز بپردازند.

49) روزنامه

یکی از مهارتهای تقویت خواندن , روزنامه خوانی است . در یکی از ساعات مطالعه روزنامه ی مناسب برای سنین کودک و نوجوان به کلاس می بریم یا از آن ها میخواهیم همراه خودشان بیاورند از آن ها میخواهیم روزنامه را ورق زده و مطالب مورد علاقه ی خود را مطالعه کنند سپس در باره ی آن گزارش مختصری تهیه کرده و به کلاس ارائه دهند . این کار هم به صورت فردی و هم به صورت گروهی قابل اجرا ست .

50 ) تقویم

از دانش آموزان درخواست می کنیم  در یکی از جلسات , تقویمی را به همراه خود بیاورند . سپس از آن ها می خواهیم تا تقویم ها ی خود را مطالعه کرده و به دوستان خود نحوه ی استفاده از تقویم را توضیح دهند و در باره ی کاربردهای آن گفتگو کنند.

51) دفترچه تلفن

یکی از مهارت های ساده برای تقویت خواندن , مطالعه و استفاده از دفترچه تلفن است . از دانش آموزان می خواهیم دفترچه تلفن هایی تهیه کرده و به کلاس بیاورند. ممکن است دفترچه ی تلفن خود را بیاورند . در کلاس مشول بررسی دفترچه شده و در باره ی نحوه ی کاربرد آن گفتگو می کنند.

52) کلمات کلیدی

 متنی را در اختیار دانش آموزان می گذاریم تا بخوانند . بهتر است متن داستانی باشد . از آنها میخواهیم در حین خواندن کلمات مهم و کلیدی را مشخص کرده و زیر آنها خط کشیده یا روی کاغذ بنویسند . این کار باعث می شود تا عمل خواندن با دقت بیش تر همراه باشد.

53) ارجاعات

 کتابی انتخاب می کنیم که ارجاعات و پانویس های زیادی داشته باشد از دانش آموزان می خواهیم تا ضمن تورق و مطالعه کتاب به ارجاعات دقت کرده و برای یکدیگر در باره ی علل و فواید آن سخن بگویند.

54) کلمات متشابه (هم نویسه ها)

از دانش آموزان میخواهیم تا ضمن مطالعه ی متن مورد نظر اگر به کلمات متشابه برخوردند , آن ها را مشخص کرده و پس از پایان مطالعه و خواندن در باره ی کلمات متشابه گفتگو کنند. کلمات متشابه یا هم نویسه به کلماتی گفته می شود که در نوشتن و تعداد حروف شبیه هم بوده و تنها از نظر معنا با هم تفاوت داشته باشند . مثل شیر به معنی سلطان جنگل و شیر به معنی نوعی خوردنی .

55) کلمات متشابه ( هم آ واها )

برخی از کلمات در نوشتن به هم شبیه نیستند بلکه در تلفظ به هم شباهت دارند به این سری کلمات " هم آوا " می گویند . مثل خویش و خیش که در تلفظ مانند هم هستند. در این مهارت نیز مثل مهارت قبلی عمل می کنیم.

56) چند معـــــــــنایی

از کودکان می خواهیم متن را مطالعه کنند و در صورتی که به کلمات چند معنایی برخوردند ,آنها را استخراج کرده و به دوستان خود و کلاس اراده دهند مثل کلمه ی " گرفت " که در عبارت های " دلم گرفت " و عبارت " رگ گردنم گرفت "  و " خورشید گرفت " و " دستم گرفت " و " ماست گرفت "  و ....

57 ) کلمات پیشوندی

از بچه ها می خواهیم به مطابعه ی متن انتخابی بپردازند و در صورتی که در حین خواندن به کلمات پیشوندی برخوردند , آنها را استخراج کرده و به کلاس اراده دهند و در باره ی ساختمان و معنای آن ها بحث کنند. کلمات پیشوندی کلماتی هستند که از بیش از دو جز تشکیل شده باشند.

58) کلمات پسوندی

این مهارت مثل مهارت قبل است . با این تفاوت که در این جا کلمات پسوندی را پیدا می کنند. مثل هنرور که دارای پسوند  " ور " است .

59) ریشه ی کلمات

اگر در حین خواندن متن به کلماتی برخوردند که ریشه ی اصلیشان را می دانند آن ها را استخراج کرده و در روی کاغذ بنویسند , سپس این کلمات را جمع بندی کرده و در گروه بخث کنند.

60) کلمات ساده و غیر ساده

از بچه ها می خواهیم متن خود را بخوانند . سپس کلمات را از نظر ساده و غیر ساده بودن بررسی کنند و آن ها را در دو دسته طبقه بندی نمایند . کلمات ساده از یک جزء و کلمات غیر ساده از بیش از یک جزء تشکیل می شود. مثلا کارساده و کارمند یا کارخانه غیر ساده است.

61) کلمات مخفف

 متنی را انتخاب می کنیم که در آن کلمات مخفف به کار رفته باشد. مثل ناگه مخفف ناگهان , از دانش آموزان می خواهیم کلمات مخفف را پیدا کرده و اصل آن ها را بیان کنند.

 

منابع :

روانشناسی خواندن  - علی محمد ناعمی  - انتشارات آستان قدس

تحلیل روش آموزش زبان  - ویلیام فرانسیس مه کی – ترجمه حسین مریدی – انتشارات آستان قدس

زبان و مهارتهای زبانی – جیمز فلاد پیتر اچ – ترجمه علی آخشینی – انتشارات استان قدس

مهارت های خواندن – منبع اینترنتی  

 

با استفاده از روشهای زیر و تمرین بیشتر به زودی به نتیجه خوبی می‌‌رسید:

۱- در مورد موضوعی که قرار است بخوانید فکر کنید:

- در مورد این موضوع چه می‌‌دانم؟
-
چه چیزی می‌‌خواهم یاد بگیرم؟
-
بعد از خواندن، چه چیزی یاد گرفته ام؟

۲- ابتدا بخشی را که می‌‌خواهید بخوانید سریع نگاه کنید:

- چه مطلبی به نظرتان آشناست؟
-
چه چیزهایی به نظرتان تازگی دارد؟
-
درک کلی شما از موضوع چیست؟

۳- این بار مطالب را به دقت بخوانید و از نکات مهم یادداشت بردارید:

- نکات مهم و اصطلاحات خاص را روی برگه های یادداشت و یا کارتهای کوچکی بنویسید. این کار در دوره مطالب به شما کمک می‌‌کند.
-
مطالبی را که کاملا متوجه نشده اید، دوباره بخوانید
.
-
فکر کنید که از کجا می‌‌توانید راجع به این موضوع اطلاعات بیشتری به دست بیاورید
.
-
این موضوع با کدامیک از موضوعات درسی دیگر شما ارتباط دارد؟

۴- آنچه را که خوانده اید، دوره کنید:

- بعد از هر قسمت مطالبی را که خوانده اید، برای خود تکرار کنید.
-
در پایان هر بخش نکات مهم را مرور کنید
.
-
مطالبی را که خوانده اید برای خود یا یکی از دوستانتان یا یکی از اعضای خانواده به زبان خود بیان کنید. این کار ذهن شما را منظم می‌‌کند.

 

چگونه از جعبه لایتنر استفاده کنیم:
جعبه لایتنر یک قوطی در باز است که از پنج قسمت تشکیل می‌‌شود.

۱

۲

۴

۸

۱۵

عرض قسمت های مختلف به ترتیب ۱۵,۸,۴,۲,۱ واحد است. این جعبه را می‌‌توانید خودتان با مقوا، جعبه یا قوطی های پودر لباسشویی ، کفش و… درست کنید، یا اینکه از بازار تهیه نمائید.
این روش را می‌‌توانید برای یادگیری لغات زبان انگلیسی،فارسی و یا هر فرمول یا مطالب درسی فراری که می‌‌خواهید به خاطر بسپارید به کار گیرید.
هر موضوع یادگرفتنی را روی یک برگ کاغذ(فیش) بنویسید. دقت کنید که روی هر فیش تنها یک موضوع یادگرفتنی نوشته شود. یعنی لغت را در یک روی کاغذ و جواب آن را در روی دیگر برگه می‌‌نویسید.

مراحل کار:
۱. روز اول: تعدادی از برگه‌ها را تکمیل می‌‌کنید و پس از اینکه هر دوروی برگه را یکی دوبار مرور کردید، برگه‌ها را در خانه اول جعبه قرار دهید. می‌‌توانید هر روز، ده پانزده یا تعداد بیشتری برگه آماده نمائید.شاید در بعضی روزها هم برگه ای تهیه نکنید.
۲. روز دوم: ابتدا برگه هایی را که دیروز تهیه کرده بودید از خانه اول بردارید.سؤالات را از روی برگه بخوانید و سعی کنید جواب‌ها را به خاطر بیاورید. آنهایی را که بلد نبودید، مجدداً در خانه اول قرار دهید و آنهایی را که بلد بودید، به خانه دوم منتقل کنید. پشت این برگه های خانه دوم یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار دهید.
در پایان، برگه هایی را که در روز دوم برای اولین بار تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۳. روز سوم: به برگه های خانه دوم دست نمی زنید زیرا خانه دوم هنوز تکمیل نشده است و ظرفیت دو گروه برگه را دارد. پس باز هم از برگه های خانه اول شروع می‌‌کنید و برگه هایی را که جواب سؤالاتشان را بلد هستید به خانه دوم منتقل می‌‌نمائید و در پشت کاغذ رنگی قرار می‌‌دهید تا این برگه‌ها با برگه های روز گذشته مخلوط نشود. برگه هایی که پاسخشان را بلد نیستید به همراه برگه های جدیدی که امروز تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۴. روز چهارم:
الف. ابتدا از خانه دوم شروع کنید، زیرا خانه دوم ظرفیت دو گروه برگه را دارد و ظرفیت آن روز قبل تکمیل شده است. ولی فقط برگه های ردیف جلوتر را برمی دارید.(یعنی برگه هایی که جلو کاغذ رنگی قرار دارند) سؤالات روی این برگه‌ها را مطالعه می‌‌کنید و اگر جواب درست دادید برگه‌ها را در داخل خانه سوم و در ابتدای آن قرار می‌‌دهید و پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا فاصله گذاری مشخص شود. ضمناً برگه های باقی مانده در خانه دوم را جلوتر می‌‌برید و کاغذ رنگی را در پشت این برگه‌ها می‌‌گذارید.
ب. سپس به خانه اول برگردید و برگه های آن را بردارید و آنهایی را که بلد هستید در خانه دوم و پشت کاغذ رنگی قرار دهید.
ج. برگه هایی که پاسخ آنها را بلد نیستید و همچنین برگه های جدیدی را که تهیه کرده اید در خانه اول می‌‌گذارید.
۵ . خانه سوم برای چهار گروه برگه در نظر گرفته شده و باید چهار روز صبر کنید تا این قسمت تکمیل شود.البته هر روز پس از ورود برگه‌ها از خانه دوم به خانه سوم پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی می‌‌گذارید تا قسمت سوم هم به تدریج و پس از چهار روز تکمیل شود.
۶. خانه چهارم جای هشت گروه برگه را دارد و هشت روز پس از ورود اولین برگه‌ها پر خواهد شد. خانه پنجم جای پانزده گروه برگه را دارد و شانزده روز پس از ورود اولین برگه ها، این قسمت تکمیل می‌‌شود. یعنی اگر شما در کارتان وقفه ای نیندازید سی روز طول خواهد کشید تا هر پنج قسمت جعبه لایتنر تکمیل شود. توجه دارید که بین هر دو گروه برگه یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا برگه های مربوط به روزهای مختلف با یکدیگر مخلوط نشوند.از روز سی و یکم به تدریج برگه‌ها از داخل جعبه خارج می‌‌شوند و شما می‌‌توانید این برگه‌ها را بایگانی نمائید. زیرا پس از پنج بار تکرار موفقیت آمیز هر برگه در زمان های متفاوت، می‌‌توانید مطمئن باشید که آن موضوع را برای همیشه فرا گرفته اید و هیچگاه آن را فراموش نخواهید کرد.
به این ترتیب شما با روشی که شبیه بازی انفرادی است، در اوقات فراغت می‌‌توانید با کمترین میزان اتلاف وقت آنچه را که یادگیری اش برایتان مشکل تر است بیشتر تکرار کنید و زودتر و برای همیشه به خاطر بسپارید و آنچه را که زودتر یاد می‌‌گیرید فقط با پنج بار تکرار برای همیشه فرا بگیرید.
نکته مهم: در هر مرحله که به سؤال یک برگه نتوانستید جواب دهید باید آن را به اولین خانه برگردانید.

منبع: تبیان

راهزنان وقت:
۱- صحبتهای كم اهمیت

۲- میهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب كم اهمیت و غیرضروری
۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری
۶- نداشتن انضباط كاری
۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری
۸- دوباره كاری
۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواسته‌های نابجا
۱۰ - نداشتن تمركز حواس
۱۱- عادت امروز و فردا كردن
۱۲- ترس از شكست

راههای ایجاد وقت:
۱- زنده كردن وقت مرده ( مثل زمانهایی كه در انتظار هستیم، زمانی كه در اتوبوس می گذرد و
... )
2-
انجام كارها به طور همزمان

3-
تنظیم كردن وقت خواب
4-
كنترل بیشتر روی وقت تفریح
5-
نه گفتن به درخواست‌های غیر مهم
6-
عقب انداختن كارهای غیر مهم

 


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، خانواده وزندگی، شخصی، معرفی کتاب، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ شنبه هفتم بهمن 1391 ] [ 15:54 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 13:38 ] [ بهروز علمی مریان ]

ـ تعداد سوره هاي قرآن؟ 114

 2ـ تعداد جزء هاي قرآن؟ 30

 3ـ طولاني ترين سوره قرآن كدام است؟ دومين سوره، بقره.

 4ـ كوتاهترين سوره قرآن كدام است؟ صدوهشتمين سوره،كوثر.

 5ـ طولانيترين آيه قرآن كدام است؟ آية 280 سوره بقره

 6ـ بهترين شب كه قرآن به آن اشاره كرده است؟ شب قدر.

 7ـ بهترين ماه كه در قرآن ذكر شده است؟ ماه رمضان.

 8ـ بزرگترين حيوان كه در قرآن آمده است؟ فيل.

 9ـ كوچكترين حيوان كه در قرآن آمده است؟ پشه.

 10ـ قلب قرآن يا ريحانة القرآن ؟ يس

 11ـ سورهاي كه به نام يكي از حكما است؟ لقمان.

 12ـ سورهاي كه در آن فقط يك كسره وجود دارد؟ اخلاص

 13ـ سورهاي كه به نام يكي از فلزات ميباشد؟ حديد

 14ـ آيات سجده تلاوت چند است؟ 14

 15ـ كدام سوره بدون بسمالله است؟ توبه

 16ـ كدام سوره داري دو بسم الله ميباشد؟ نمل و هود.

 17ـ عروس قرآن؟ الرحمن.

 18ـ سورهاي كه معادل يك سوم قرآن است؟ اخلاص

 19ـ سورهاي به نام يكي از روزهاي هفته؟ جمعه.

 20ـ چند سوره با قل شروع ميشود؟ ۵: كافرون، اخلاص، فلق، ناس.جن

 21ـسورهاي كه در تمام آيات آن كلمة الله وجود دارد؟ مجادله.

 22ـ سورهاي به نام يكي از ميوهها؟ تين.

 23ـ سورهاي به اسم يك حكومت يا كشور؟ روم.

 24ـ معوذتين كدام سورههاست؟ فلق و ناس.

 25ـ دو سوره كه اگر نامهايشان را برعكس بخواني باز هم همانست؟ ليل و تبت.

 26ـ سبع المثاني كدام سوره است؟ حمد.

 27ـ زهراوين كدام سورههاست؟ بقره و آل عمران.

 28ـ سورهاي كه تمام آياتش با حرف د تمام ميشود؟ اخلاص.

 29ـ سوره اي كه تمام آياتش با حرف سين تمام ميشود؟ ناس.

 30ـ سورهاي كه از اخلاق و ادب سخن ميگويد؟ حجرات.

 31ـ چند سوره نامهايشان متشكل از يك حرف است؟ 3 سوره: ص، ق، ن.

 32ـ شخصي كه با ثروت زياد مشهور است ؟ قارون.

 33ـ در كدام سوره يك آيه 31 بار تكرار ميشود؟ الرحمن.

 34ـ آية الكرسي در كدام سوره است؟ بقره.

 35ـ آيهاي كه با عكس خواندن هم تغيير نميكند؟ رَبَّكَ فَكَبِّرْ

 36ـ نام چند پيامبر در قرآن ذكر شده است؟ 26 پيامبر.

 37ـ آيه استرجاع كه مصيبت زده ميگويد چيست؟ اِنَّا لِلهِ وَ اِنَّا اِلَيْهِ رَاجِعُوْنَ.

 38ـ اولين آيه نازل شده؟ إِقْرَءْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِيْ خَلَقْ.

 39ـ پيامبري با لقب صفي الله؟ حضرت آدم (ع).

 40ـ پيامبري با لقب خليل الله؟ حضرت ابراهيم (ع).

 41ـ پيامبري با لقب ذبيح الله؟ حضرت اسماعيل (ع)

 ۴۲ـ پيامبري با لقب كليم الله؟ حضرت موسي (ع).

 43ـ پيامبري با لقب روح الله؟ حضرت عيسي (ع).

 44ـ پيامبري با لقب حبيب الله؟ حضرت محمد (ص).

 45ـ تنها زني كه نام او در قرآن ذكر شده؟ مريم.

 46ـ زنان كدام پيامبران كافر بوده و به شوهرشان خيانت كردند؟ نوح و لوط.

 47ـ زن كدام كافر ملعون به راه پيامبر خار ميانداخت؟ ابولهب و اسم زن او ام جميل.

 48ـ اولين زني كه مسلمان شد؟ حضرت خديجه رضي الله عنها.

 49ـ پيامبري كه در نوجواني بتها را شكست؟ حضرت ابراهيم (ع).

 50ـ پيامبري كه در شكم ماهي چندين روز زنده ماند؟ حضرت يونس (ع).

 51ـ چند سوره به اسم پيامبران است؟ 6 سوره: يونس، محمد، نوح، هود، يوسف، ابراهيم، عليهم الصلاة و السلام.

 52ـ پيامبري كه بدون اينكه صليب شود به آسمان رفت و بجايش كسي ديگر از كافران صليب شد؟ حضرت عيسي (ع).

 53ـ نام رسول اكرم چند بار در قرآن ذكر شد؟ 4 بار.

 54ـ پيامبري كه بدون پدر و پيامبري كه بدون پدر و مادر به دنيا آمد؟ حضرت عيسي(ع).و حضرت آدم (ع).

 55ـ پيامبري كه با حيوانات حرف ميزد؟ حضرت سليمان (ع).

 56ـ پيامبري كه پسر او از او اطاعت نكرد و در آب غرق شد؟ حضرت نوح و اسم پسرش كنعان است.

 57ـ پيامبري كه در صبر مثال زده ميشود؟ حضرت ايوب (ع).

 58ـ زبور به كدام پيامبر نازل شد؟ حضرت داود(ع).

 59ـ پيامبري كه خداوند متعال به او رياضيات و نجوم آموخت و اولين بار خياطي كرد و خط نوشت؟ حضرت ادريس (ع).

 60ـ در كدام سوره آمده كه حضرت عيسي u آمدن حضرت محمد r را بشارت داده است؟ سوره صف.

 61ـ نصف قرآن كدام كلمه ميباشد؟ وَلْيَتَلَطَّفْ.

 62ـ به مادر كدام پيامبر وحي نازل شد؟ حضرت موسي (ع).

 63ـ نامهاي ظالمين كه در قرآن مذكور است؟ جالوت، هامان، سامري، فرعون، قارون، ابولهب.

 64ـ چند سوره به نام حيوانات است؟ فيل، عنكبوت، بقره، نمل، نحل.

 65ـ فرعون چگونه غرق شد؟ در رود نيل غرق شد.

 66ـ اولين قتل در زمين به دست چه كسي و به چه دليل اتفاق افتاد؟ قابيل، حسادت.



موضوعات مرتبط: عمومی، خانواده وزندگی، شخصی، اندیشه ومذهب، انتخابات، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 13:30 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 13:5 ] [ بهروز علمی مریان ]

اختلالات اضطرابی دانش ‏آموزان و راه‏های مقابله با آن در مدرسه

مقدمه:

   رشد هیجانی برای همه‏ ی انسان‏ها یک چالش به‏ شمار می‏رود. کودک درزمانی کمتر از یک دهه، از حالت درک هیجانی محدود، به فردی تبدیل می‏شود که از لحاظ هیجانی پیچیده است. با افزایش سن، تعداد و پیچیدگی تجارب هیجانی و نیز مطالبات برای تعدیل تظاهرات هیجانی افزایش می‏یابد.

تعجب‏ آور نیست که بعضی از کودکان درگیر این چالش‏ها می‏شوند و اختلالات هیجانی را تجربه می‏کنند. یکی از انواع اختلالات هیجانی اختلال اضطرابی است که می‏تواند در صورت مزمن شدن موجب بروز مشکلاتی در زندگی بزرگسالی شود (کندال، 2003). اضطراب امتحان یکی از شایع‏ترین اختلالات اضطرابی است که دانش‏ آموزان به آن مبتلا هستند به‏طور کلی کمتر کسی است که در طول دوران تحصیل خود حالت‏های اضطرابی را تجربه نکرده باشد و یا با آن آشنا نباشد. دانش ‏آموزان کم‏وبیش با این حالت‏ها دست به گریبان هستند جهت آشنایی بیشتر با علائم_ سبب‏ شناسی و راهبردهای مقابله‏ای با آن به این موضوع خواهیم پرداخت.

 

نشانه‏ شناسی:

   به‏ طورکلی بروز اضطراب دارای 3 مؤلفه اصلی است: (مانیس و اولندیک، 2005)

1.‏ مؤلفه ‏ی جسمی ( آن‏چه فرد در بدن خود احساس می‏کند ) مانند: ضربان سریع قلب، تنگی نفس، گیجی، خشکی دهان، تهوع یا اسهال.

2. مؤلفه‏ ی شناختی ( آن‏چه فرد راجع به آن فکر می‏کند ) مانند: اگر از عهده‏ی امتحان برنیایم، اگر سؤالات سخت باشد، اگر سر امتحان حالم بد شود و...

3. مؤلفه‏ ی رفتاری ( آن‏چه‏ که فرد انجام می‏دهد ) مانند: نداشتن تمرکز در جلسه‏ ی امتحان، عدم توانایی در پاسخ دادن به سؤالات امتحان، ترک جلسه‏ی امتحان.

هریک از این مؤلفه‏ ها نقش مهمی در شروع و تداوم دوران اضطراب ایفا می‏کنند. و دانش ‏آموزان این مؤلفه‏ ها را بسته به ماهیت اضطرابشان به ‏صورت تصادفی تجربه می‏کنند.

 

سبب‏ شناسی:

*‏ نداشتن آمادگی کافی برای امتحان

* وجود رقابت درسی زیاد بین دانش‏آموزان

* سخت‏گیری بیش از حد خانواده

* ترساندن کودک از امتحان به‏وسیله‏ی خانواده و یا اولیاء مدرسه

* بعضی مسایل و مشکلات روانی مثل وسواس

* فشار وارده از دیگران بر دانش ‏آموز یا از فرد به خود

* چگونگی ارزیابی خود

* نحوه‏ ی زندگی در گذشته و آینده

* چگونگی روبه ‏رو شدن با شکست یا موفقیت

* تفکر و تصور بدبینانه

* نداشتن نحوه‏ ی یادگیری مؤثر و مفید مطالب موردنظر

* روحیه ‏ی رقابتی سالم یا ناسالم

* افکار، احساسات، تصورات، نظرات و حالات شخصی درباره‏ی خود و انتخاب محل تحصیل

* ترس از شکست

* قبول این نظریه که «من آدم لایق و شایسته‏ای نیستم». (علیخانی، 1383)

* صفات مزاجی کودک: کودکانی که مزاج «شورا» دارند یا در «گرم‏شدن‏کند هستند» برای ابتلا به حالات اضطرابی‏  مستعدترند.

*رفتار و نگرش پدر و مادر: نگرانی مفرط و درگیر شدن افراطی والدین با کودک، ایجاد اضطراب ووابستگی شدید درکودک‏ کرده و سطح اضطراب را در بسیاری از موقعیت‏ها بالا می‏برد (هور، 1996)


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، خانواده وزندگی، شخصی، مقالات، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 18:3 ] [ بهروز علمی مریان ]

ویژگی های یک خانواده سالم و بالنده

1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعی اصالت توام است.
2 - افراد خانواده به طور آشکار رنج و ناراحتی و نیز احساس همدری خود را نسبت به افراد دیگر خانواده بیان می کنند.
3 - افراد خانواده از ریسک (‌خطر کردن )‌ معقول و سنجیده نمی هراسند و می دانند که ممکن است با خطر کردن اشتباهاتی نیز داشته باشند ‍ ، ولی اشتباهات شخصی هم می تواند خود مقدمه ای برای شناخت اشکالات شخصی و بنابراین زمینه ای جهت رشد و کسب تجربه بیشتر باشد.
4 - افراد خانواده برای یکدیگر ارزش و احترام قایل اند و یکدیگر را دوست دارند و از این احساس خود شادمان هستند.
5 - روابط افراد خانواده با یکدیگر هماهنگ و روان است و با آهنگی پرمایه و روشن با یکدیگر سخن می گویند.
6 - زمانی که در خانواده سکوت برقرار است ‍، سکوتی است آرامبخش و نه سکوت مبتنی بر ترس یا احتیاط.
7 - وقتی در خانواده سرو صدا هست ‍، صدای فعالیتی پر معنی است و نه غرشی رعد آسا و برای خفه کردن صدای دیگران.
8 - هریک از اعضاء خانواده می دانند حق آن را خواهند داشت که حرف خود را به گوش دیگران برسانند و در این زمینه نیازی به سکوت و تحمل فشار حاصل از آن نمی باشد.
9 - اگر یکی از اعضای خانواده هنوز فرصتی برای صحبت کردن پیدا نکرده است ‍، به دلیل تنگی وقت بوده است و نه کمی محبت ‍ ،‌ کم توجهی یا بی ملاحظه بودن اعضای دیگر خانواده .
10 - اعضای خانواده به راحتی یکدیگر را نوازش می کنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امری است عادی و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگی.
11 - افراد خانواده صادقانه با هم صحبت می کنند ، با علاقه به سخنان یکدیگر گوش می دهند ، با یکدیگر رو راست و صادق هستند و به راحتی علاقه خود را به یکدیگر نشان می دهند.
12 - افراد خانواده به راحتی و آزادنه با یکدیگر درد دل می کنند و این حق را دارند که درباره هر موضوعی (‌ مثل ناکامیها ، ترسها ، صدمه هایی که دیده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از دیگری ، خوشیها یا کامیابیها )‌ ،‌ با یکدیگر سخن بگویند.
13 - افراد خانواده برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند و در این راه اگر مشکلی با مزاحم اجرای برنامه های از قبل تعیین شده آنان شود ،‌ به سادگی خود را با آن تطبیق می دهند و در نتیجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس یا واهمه ،‌ بیشتر مشکلات زندگی خود را حل و فصل کنند.
14 - در خانواده ،‌ زندگی آدمی و احساسات بشری، بیش از هر عامل دیگری مورد توجه و احترام است.
15 - در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدیر یا رهبر خانواده می دانند و نه رئیس یا ارباب خانواده و نیز می دانند که در موقعیت های مختلف چگونه به فرزندان خود بیاموزند تا به مرحله یک انسان واقعی بودن نزدیک شوند.
16 - اعضای خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هیجانها و ... ) به همان سهولتی با یکدیگر سخن می گویند که در مورد اعمال ، کردار و گفتار صحیح خود اظهار نظر می کنند.
17 - رفتار اولیای خانواده با آنچه به فرزندان خود می گویند - یا توصیه می کنند - مطابقت کامل دارد و در این راه از خود صداقت بسیار نشان می دهند.
18 - پدر و مادر خانواده مانند هر مدیر یا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن می باشند تا از هر فرصت مناسب برای سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده کنند.
19 - اگر یکی از افراد خانواده مرتکب اشتباهی شد و نادانسته خسارتی ایجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در کنار او قرار می گیرند تا از او حمایت کنند . این رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بی دقت ،‌ بر احساس ترس یا گناه خود فایق آید و از فرصت آموزشی که پدر و مادر برای او فراهم کرده اند ،‌ بیشترین بهره را بگیرد.
20 - اولیاء خانواده می دانند که فرزندانشان عمدا بدی نمی کنند. به همین دلیل ، اگر متوجه شوند که فرزند آنان در زمینه ای خرابکاری کرده است به این نتیجه می رسند که یا سوء تفاهمی در کار بوده است و یا احساس ارزش فردی و احترام به خویشتن ،‌ در فرزند آنان کاهش پیدا کرده است و باید برای این مشکل راه حلی را پیدا کرد.
21 - اولیا خانواده می دانند هنگامی فرزند آنان برای یادگیری آمادگی بیشتری خواهد داشت که خود را با ارزش بداند و احساس کند که دیگران نیز برای او ارزش قایل هستند.
22 - اولیاء‌ خانواده می دانند که هر چند با شرمنده ساختن کودک و تنبیه بدنی فرزندان می توان رفتار آنان را تغییر داد ،‌ اما این آگاهی را نیز دارند که آثار این تنبیه ها بر ذهن آنان باقی می ماند و به سادگی و به سرعت قابل ترمیم نمی باشد.
23 - وقتی یکی از فرزندان خانواده عملی را انجام می دهد که برای تصحیح عمل یا کار او الزامی به نظر می آید ، پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس کردن - فهمیدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز می کنند.
24 - پدر و مادر خانواده می دانند که در زندگی هر شخص مشکلاتی پیش خواهد آمد و اجتناب از همه مشکلات زندگی امکان ناپذیر می باشد . بنابراین گوش به زنگ آن هستند که برای هر مشکل تازه ،‌ راه حلی پیدا کنند و به فرزندان خود نیز می آموزند تا چگونه در حل مشکلات از خلاقیت و نو آوری بهره بگیرند.
25 - اولیای خانواده می دانند که تغییر و تحول از ویژگیهای زندگی است ، بنابراین ، می پذیرند که فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طی می کنند و هیچگاه نباید سد راه رشد و تغییر فرزندان خود شوند.

خلاصه :
گفته می شود که از هر صد خانواده تنها در صد اندکی می دانند که چه باید کرد و به مرحله سلامت و بالندگی قابل توجه رسیده اند. محصول خانواده های پریشان یا آشفته فرزندان بیمار ،‌ نومید ، افسرده ، بزهکار و ضد اجتماعی ،‌ معتاد و .... است و اکثریت افراد مبتلا به بیماری های روانی و اختلالات رفتاری ،‌ الکلیک ، معتاد ‍ ‍، فقیر ،‌ از خود بیگانه ،‌ جانی و ... در خانواده های پریشان رشد پیدا کرده اند.
می توان ویژگیهای مهم خانواده های پریشان و خانواده سالم را چنین خلاصه کرد.
خانواده آشفته :
1 - در خانواده ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قائل است در حد پائین می باشد.
2 - ارتباطها غیر مستقیم ، مبهم و کاملا نادرست است.
3 - قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشک ، نامردمی ، ناسازگار و همیشگی است.
4 - پیوند و رابطه با جامعه بسته ، مایوس کننده و یاس آور است و براساس ترس انجام می گیرد.
خانواده سالم یا بالنده
1 - سطح ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قایل است ، در حد معقول و منطقی می باشد.
2 - ارتباطها مستقیم ،‌ واضح ، صریح و مبتنی بر درستکاری است.
3 - قواعد قابل انعطاف ، انسانی ، منطقی دستخوش تغییر است.
4 - پیوند با جامعه باز ، سالم و امید بخش می باشد.



موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، خانواده وزندگی، جامعه وسیاست، شخصی، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ شنبه سی ام دی 1391 ] [ 15:4 ] [ بهروز علمی مریان ]

تغییر رفتار با روش های غیرکلامی

بررسی شیوه های روانشناختی برای تربیت اخلاقی دانش آموزان ... 

یکی از ارکان مهم آموزش و تدریس، ایجاد فضایی سالم و مناسب برای یادگیری و آموختن است.

ذهن، روان و رفتار کودکان و نوجوانان نسبت به سال های گذشته دچار تحولات و دگرگونی های بی شماری شده است. دانش آموزان، آموزگارانی را ترجیح می دهند که به شخصیت آن ها احترام گذارند، به جای تنبیه آن ها را تشویق و حمایت کنند، خوب درس بدهند، انگیزه تلاش و پیشرفت را در آن ها زنده نگه دارند، ارزش ها و آرمان هایشان را نادیده نگیرند و آن ها را در یافتن اهداف صحیح زندگی یاری کنند. رابطه معلم - دانش آموز رابطه یی ظریف و شکننده است، تا حدی که شکیبایی و بردباری بیشتر آموزگاران و معلمان را می طلبد.

گاهی وضعیتی بر کلاس حاکم می شود که احتیاج به مهارت، تسلط و مدیریت آموزگار بر رفتارها و واکنش های هیجانی - احساسی دانش آموزان دارد.

 

بدخلقی های روزانه، اختلاف ها و تعارض های بین بچه ها، بحران های لحظه ایی کلاس و... نیازمند توان بالای تصمیم گیری آموزگار است. تحقیقات نشان می دهد ارتباط مستقیمی بین اعتماد به نفس آموزگار برای ایجاد رابطه ایی فعال و پویا با دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی کلاس وجود دارد.

آموزگارانی که می دانند چه هدفی را دنبال می کنند و با چه شیوه یی قصد دارند برنامه های آموزشی خود را دنبال کنند، با آمادگی بیشتری درس و کلاس خود را اداره می کنند.

باید اذعان کرد مشکلات آموزشی به یکباره و ناگهان به وجود نمی آید، بلکه همیشه عوامل گوناگون و متنوعی زمینه ساز آن است. خانواده، دوستان، مدرسه، اجتماع و... تأثیرات عمده ایی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان می گذارد که گاه آن ها را از روند آموزش دور می سازد.

در دنیای پرمسأله ایی که ما زندگی می کنیم، کودکان و نوجوانان نمی توانند مشکلات شخصی شان را (حتی آن هایی را که ارتباطی هم به درس و مدرسه ندارد)، پشت در کلاس جا بگذارند و پس از بازگشت از مدرسه، آن ها را با خود به همراه ببرند.

برای آنکه بچه ها از مدرسه، کلاس و درس لذت ببرند، استعدادهایشان شکوفا شود و تبدیل به افرادی سرزنده و پویا شوند، باید به تمامی نیازهای عاطفی، عقلانی، جسمانی و اجتماعی آنان توجه شود. تعامل

و ارتباط بین معلم و شاگرد و شاگرد و شاگرد بخش مهمی از فرآیند آموزش و یادگیری است.

هرچه آموزگاران به اهمیت این تعامل اجتماعی بیشتر پی ببرند، بهتر می توانند محیطی مساعد برای تدریس خود به وجود آورند. رفتارها و پاسخ های آموزگاران، مربیان و مشاوران مدرسه می تواند جوی از تفاهم و توافق یا خودسری و مشاجره در بین کلاس و دانش آموزان پدید آورد.

 

انتقادهای آموزگار

انتقادها، بهانه جویی ها و حرف های نیش دار آموزگاران تنها حس تنفر و انزجار را در دانش آموزان ایجاد می کند و موجب کاهش پیشرفت و ضعف عملکرد و راندمان کلاس می شود. اگر دانش آموزی قدری بی نظم، اخلال گر و کند است، طعنه و سرزنش آموزگار نمی تواند تغییری در رفتار او به وجود آورد. معمولاً زمانی که بچه ها در فهم درسی مشکل دارند، بدرفتار و سهل انگار می شوند و از ادامه یادگیری سر باز میزنند.

 

آن ها از این که از آموزگارشان کمک بخواهند، می ترسند، زیرا احساس می کنند یا آموزگار آن ها را توبیخ می کند یا انگشت نما و مسخره دیگر بچه ها می شوند.

این در حالی است که آموزگار می تواند با برقراری روابط صحیح و تذکرهای مرتب به دانش آموزان، رفتاری پیشه کند که جو تفاهم و دوستی را در کلاس برقرار سازد.

زمانی که احترام و جایگاه واقعی آموزگاران و دانش آموزان در کلاس حفظ شود، اعتماد به نفس، خودپنداره و تصویر ذهنی بچه ها از خودشان تقویت می شود.

 

 

کودکان دبستانی و گاه نوجوانان دبیرستانی، کمتر به استعدادها و توانایی های درونی شان اطمینان دارند. کم ترین جملاتی که هوش و ذکاوت آن ها را مورد حمله قرار دهد (به خصوص توسط آموزگاران و معلمان) کافی است که انگیزه تلاش و پیشرفت را در آن ها از بین ببرد و احساس بی ارزشی و ناتوانی را در آن ها جایگزین سازد. بسیاری از مسائل آموزش و پرورش ریشه در روابط حاکم بر معلم و دانش آموز دارد. برای اصلاح و بهبود بخشیدن این روابط، باید تغییرات عمده یی در این زمینه صورت گیرد.

 

زمانی که آموزگار از دانش آموز می خواهد کاری انجام دهد، اگر لحن کلامش انتقادی و سرزنش آمیز باشد، نتیجه آن مقاومت و ستیزه جویی کودک (یا نوجوان) خواهد بود. اما اگر لحنی سازنده و غیرانتقادی داشته باشد، روحیه همکاری و مشارکت را در بین دانش آموزان تقویت خواهد کرد. خوب است معلمان و آموزگاران نسبت به رفتارهای خود هوشیار و حساس باشند و آگاهانه از برانگیختن پاسخ های دفاعی شاگردان بپرهیزند.


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، مقالات، معرفی کتاب، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 17:34 ] [ بهروز علمی مریان ]

فداکاران


کیا این 2 نفر رو میشناسن ؟


نفر سمت راست: (دهقان فداکار) همون ریز علی خواجوی که همه میشناسیمش و توی کتابای دبستانمون باهاش آشنا شدیم.


اما نفر  سمت راست رو کی میشناسه؟
ایشون حسن امیدزاده، معلم فداکاری هست که در سال 76 برای نجات ۳۰ دانش آموز گرفتار در آتش سوزی مدرسه روستای بیجارسر شفت خود را به شعله های آتش زد و از ناحیه سر و صورت دچار سوختگی شدید شد.
ایشون پس از ۱۵ سال تحمل درد و رنج ناشی از سوختگی شدید روز 30 تیر سال جاری در بیمارستان فومن جان به جان آفرین تسلیم کرد .


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 ] [ 18:30 ] [ بهروز علمی مریان ]
 

 

ارایه راهکار هایی عملی به معلمان در مورد استفاده از تشویق در محیط مدرسه:

۱- ذکر کلمات محبت‌آمیز

غرض ذکر عبارات و کلماتى است که جنبه مهر و علاقمندى فرد و هم دیدگاه احترامى مربى را به کودک نشان دهدو او بر اثر آن دریابد که عملش مورد رضاى والدین یا مربى بوده و آن ها او را بر این اساس بیش از پیش مورد محبت قرار داده‌اند.   

کلماتى مثل عزیر من، پسرجان من، آقا، خانم، شاگردخوب،الفاظى چون بفرمائید، تشریف بیاورید، آفرین برتو پسرم، دخترمن، و ... مى‌تواند حاکى از این محبت باشد و البته سعى داریم که این کلمات سرسرى و تصنعى نباشد که طفل از آن سر در مى‌آورد.         

 2- معرفى عمل آن در حضور جمع

در خانه یا مدرسه، نزد خواهر و برادر و یا نزد دانش‌آموزان کلاس سعى کنید فردى را که عمل خوبى انجام داده معرفى کنید و عمل او را مورد ستایش قرار دهید. این روش براى همه دانش‌آموزان در همه سنین و مخصوصاً براى نوجوانان و بالغان بسیار مۆثر است. 

 شک نیست که براى دیگران باید توضیح داد که چرا عمل او مورد تقدیر است . البته جمع کلاس را وا مى‌داریم که به افتخار عملکرد خویش ابراز شادمانى کنند، صلواتى بفرستند، تکبیرى بگویند و بالاخره علاقه و رضامندى خود را اعلام دارند.  

  3- معرفى و ارائه آثار

ممکن است طفلى عمل پسندیده‌اى چون نوشتن مشق با خط زیبا را انجام داده، نقاشى‌ زیبائى کرده، وسیله خوب و زیبایى ساخته، هنرى را در خطاطى به کار برده و ... از راه ‌هاى تشویق او آن است که آن را مورد تأیید قرار داده و به بچه ها عرضه کنیم.

    4- نصب عکس او

گاهى مى‌توان عکس او را به تنهائى در تابلوى مدرسه نصب کرده و یا آن در کنار خط زیبایش و یا نقاشى قشنگش قرار داد و یا در سطحى وسیع ‌تر و بهتر عمل کرد، بدینگونه که عکس او را با زرق و برق تزیین کرده و در تابلو نصب کنند.  

این اقدام نیز براى همه کودکان و مخصوصاً نوجوانان روش سازنده و مۆثرى است. کودک را به این نتیجه مى‌رساند که براى کار و فعالیت او حسابى بازکرده‌ایم و برا عملش اعتبارى قائلیم. طبیعى است که در چنان صورتى پایبند ملاحظاتى گردد و براى خود ارزش و اعتبار بیشترى از لحاظ حسن عمل قائل شود.       

 5- دادن جایزه

در مواردى مى‌توان براى کودک جایزه و پاداشى در نظر گرفت که به تناسب سن، جنس و دیگر شرایط در اختیارش قرار گیرد. بهاى جایزه مهم نیست، مهم نفس جایزه است و نشان این امر که از این راه مى‌خواهیم رضایت خود را نسبت به او اعلام کنیم.    

  جایزه گاهى مى‌تواند یک مداد باشد، زمانى یک توپ پینگ‌پونگ، زمانى یک گل‌‌سر یا گل ‌سینه، گاهى یک شیرینى و شکلات و ... در همه حال براى کودک این مسأله مهم است که از شما چیزى را به عنوان جایزه دریافت مى‌دارد.

 6- نزدیک کردن به خود

گاهى تشویق مى‌تواند به صورت نزدیک کردن کودک بخود باشد، بدین ‌معنى که به خاطر عملکرد خویش او را مقرّب کنیم، مورد توجه بیشترى قرار دهیم، خواسته‌ هاى او را بیشتر مورد رسیدگى قرار دهیم و بالاخره به او بفهمانیم که تا حالا او را دوست داشته‌ایم ولى اینک او را بیشتر دوست داریم.      

 معلم نمى‌تواند او را بدینگونه به خود نزدیک کند که مثلاً به او اجازه‌ دهد ناهار را در مدرسه و در دفتر در نزد او صرف کنند. به او دست دهد از او احوال بپرسد، براى او احترامى بیشتر قائل گردد، یا به او یاد‌آوری کند که دوستش دارد و ...       

   7- سپردن مسۆولیت

گاهى در مدرسه معلم و مربى در خانه والدین براى تشویق کودک مى‌توانند مسۆولیت مورد علاقه‌اى را به او بسپرند، به او تفهیم کنند که به خاطر احترام به او، دیدن عرضه و لیاقت او، حاضر شده‌اند چنان مسئولیتى را به او واگذار کنند.   

 در اعطاى این مسئولیت سعى داریم راه ‌هاى اداى آن را هم به او یاد دهیم تا در سایه انجامش احساس لیاقت و شادمانى کند و یا درک کند که او را به حساب آورده‌اند، براى او شخصیتى قائل شده‌اند، او را داخل در جمع و گروه خود کرده‌اند.  

8- ذکر قصه و داستان

به عنوان تشویق کودکان خردسال مى‌توان به آن ها وعده داد که قصه و داستانى براى او بگویند. مى‌دانیم که کودکان و حتى بزرگترها قصه‌گوئى والدین و مربیان را دوست مى‌دارند و حاضرند بسیارى از کارهاى خود را رها کنند تا قصه‌اى بشنوند.       

شک نیست که به تناسب سن و جنس، و با در نظر داشتن شرایط گوناگون و لازم سعى داریم داستان‌هاى سرگرم‌کننده، اخلاقى و ارزنده‌اى براى کودکان بگوئیم و از این طریق نیز به امر سازندگى و اصلاح کودکان بپردازیم.     

     9- دادن گواهى

در مواردى مدرسه مى‌تواند گواهینامه‌اى به کودک بدهد که در آن حکایت از رضایت از کودک باشد. البته سعى داریم که این سند به صورت امرى نباشد که مورد سوءاستفاده قرار گیرد. در آن قید مى‌کنیم که تا امروز و این ساعت او کودکى فعال، باادب و اخلاق و... بوده است. در این مورد نیز از قبل سخنانى را عرضه کرده‌ایم. در کل مى‌خواهیم بگوئیم رضایت‌نامه مطلق نباشد.  

   10- شیوه‌هاى دیگر

شیوه‌هاى دیگرى هم براى تشویق کودکان وجود دارد که هر مربّى به تناسبى مى‌تواند یکى از آن ها را انتخاب کرده و مورد عمل قرار دهد مثل:     

 * لبخند رضایت‌آمیزى که والدین و مربیان به روى کودک مى‌زنند.    

* بردن کودک به گردش و تفریح و مسافرت به خاطر نقش خوبى را که در زمینه‌اى ایفا کرده.  

* دادن عکس او به روزنامه مدرسه و یا روزنامه‌ هاى صبح و عصر یک شهر تا از دیدن آن احساس غرور کند.

* دادن فرصت اظهار نظر به او از طریق واردکردن او در شورائى که در مدرسه است.

* وارد کردن او در صف بزرگترها به عنوان احترام به او و به حساب آوردنش...    

* کشیدن دست نوازش به سر و صورت او و یا بوسیدن و در آغوش گرفتنش.        

* بازى کردن مربى و معلم با کودک و به حساب آوردن او


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، خانواده وزندگی، مقالات، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ یکشنبه هفدهم دی 1391 ] [ 14:54 ] [ بهروز علمی مریان ]

مقدمه:

تقویت فرهنگی و تمدن اسلامی باید یکی از دغدغه های همیشگی یک مسلمان متعهد باشد ، زیرا از یک سو بیگانگان فضایل  مسلمین را انکار و از سوی دیگر مسلمانان در ثبت و ضبط و عرضه ی دستاوردهای علمی و فرهنگی خویش تسامح کردند و در نتیجه این باور غلط جهانی حتی در بین مسلمانان به وجود آمد که فرنگیان تافته ی جدا بافته د رخلقت هستند و از یک هوش و استعداد استثنایی برخوردارند که دیگر ملل از جمله مسلمانان ، از آن بی بهره اند . از یونان قدیم تا رم و رنسانس ، همواره آن ها پیشتاز و مولد ، و شرقیان و مسلمانان دنباله رو و مصرف کننده بوده اند .

نتیجه ی علمی چنین باور فراگیری که از حدود دو سده ی پیش تا کنون تبلیغ می شده ،‌این بوده که سعی بیهوده نکنیم ،‌ما را نرسد که در آرزوی قله های رفیع علم و معرفت باشیم ، بلکه باید به همین حدی که در ازل قسمت ما کرده اند رضایت دهیم . برای هر صاحب درد متعهدی غمی جانکاه تر از این نیست که این چنین ، اعتبار عقیدتی و قومی اش لگد مال شود . از همان زمانی که سرزمین های اسلامی و شرقی مورد تهاجم نظامی و فرهنگی ( مغرب زمین ) قرار گرفت و تبلیغ و ترویج نهادینه کردن این گونه باورها که مصداق بارز استعمار بود آغاز شد ،‌بزرگانی برخاستند و بانگ بیداری مشرق زمین و مسلمانان را سر دادند و در برابر برتری طلبی های فرهنگی و تمدنی ( فرنگیان ) بر طبل بیداری اسلامی د رمشرق زمین کوفتند . امواج بیداری اسلامی از دویست سال پیش تا کنون هر روز بلندتر و گسترده تر شده است . مهم ترین دستاورد این حرکت تاریخی بازگرداندن تدریجی خودباوری به جهان اسلام بود .

به گونه ای که امروز به وجود توسعه و تعمیق تبلیغات صوتی ،‌تصویری و الکترونیکی ، مدعای قدیمی برتر غرب ، اثر کمتری بر ملتهای مسلمانان و مشرق دارد . بنابراین باید از زمینه سازی بیدارگران پیشتاز سیاسی و فرهنگی استفاده و در عین حال زمینه های بازگرداندن خودباوری علمی و معرفتی را نیز بیشتر فراهم سازیم . برای نیل به این هدف برخی از بزرگان کوششهای ارزنده ای کردند . از جمله این بزرگان : امیر عبدالقادر ،‌سید جمال الدین اسدآبادی ،‌شیخ محمد عبده ، شیخ فضل الله نوری ، عبدالرحمان کوابکی ،‌رشید رضا ،‌علامه اقبال لاهوری ،‌سید حسن مدرس ، سید قطب ،سید محسن امین جبل عاملی و ... سرانجام امام خمینی (ره) همگی مردم را به بازگشت واحیای اسلام دعوت کردند و مردم هم این دعوت را پذیرفتند و دسته دسته از ملل اسلامی ، دوباره از اسلام تبعیت کردند .

 نتیجه آن دعوت خواص و این پذیرش عمومی مردم ، شکل گیری یک نهضت فراگیر احیای دین و ارزش های دینی در سراسر جهان اسلام شد . حبت وجود در تاریخ معاصر و نگاهی به دقایقی که در زمان ما اتفاق می افتد ،‌کاملا این واقعیت را آشکار می کند که هیچ کشور اسلامی نیست ،‌مگر اینکه در آن ردپایی از بیداری اسلامی یا نهضت بازگشت به اسلام باشد .چنین واقعیتی حاکی از کامیابی چشم گیر ، در نخستین مرحله از نوزایی ( رنسانس ) اسلام می کند . اهمیت این مرحله به قدری است که امروز طمع کنندگان به سرزمین های اسلامی و میراث خواران استعمار کهن ،‌با ردای جدید « حمایت از حقوق بشر » و « دفاع از صلح و امنیت و دموکراسی » تحت پوشش تئوری « برخورد تمدن ها » کمر به نابودی آن بسته و پس از فروپاشی شوروی ، با همه توان نظامی خویش در برابر مسلمانان صف آرایی نموده اند .

ولی هم اکنون مسلمانان جهان برای حفظ ارزشهای اسلامی خود در سایه ی بیداری و خیزش جهانی در حال بازسازی خویش هستند و با احیا و بازسازی ارزشهای اسلامی مشت شحره ی ( فراعنه ی زمان ) باز شده و مشعل داران حفظ ارزش های اسلامی در برابر دشمنان و کفار و حیله گران فرنگی قد مردانگی علم کرده اند . که این مردانگی ما و خیزش مسلمانان و کند و کاو آنان در این حوزه نشان می دهد که در پایان راه هستیم و تا رسیدن به مقصود فاصله زیادی نداریم ، زیرا بی تردید حرکتها آغاز شده است .

 

  فصل اول:مفهوم شناسی بیداری اسلامی:

بیداری حقیقتی است که دو خاصیت دارد :‌آگاهی و جنبش و توانایی .

انسان به هر نسبت که آگاهی بیشتری داشته باشد از حیات بیشتری برخوردار است و به هر نسبت که تحرک و جنبش بیشتری داشته باشد حیاتش افزون تر است در واقع این حقیقی است برای انسان ها که هر چه بیدارتر و آگاه تر و جنبش و تحرک داشته باشند حیاتی خوب را خواهند داشت و اگر مسئله به عکس شد ،‌نتیجه بر عکس خواهد بود . مسلمانان تا زمانی می توانند حیات و به فرموده ی قرآن در زمره ی ( لیُِنذِرَ من کانَ حَیّا ... )[1] قرار گیرند که آگاهی و جنبش عمیق تری به اسلام داشته و سعی وافری در تحقق آرمان ها و آموزه های آن داشته باشند . در واقع رمز پیروزی مسلمانان در جنبش و بیداری آنان است که این نوع بیداری در واقع احیای حیات دوباره به انسان ها بویژه مسلمانان است . [2]

بنابراین ما برای آشنا شدن با بیداری باید ابتدا مفهوم بیداری و کاربرد آن را دریابیم . لذا عناوین اصلی ما در این فصل به دو بخش تقسیم می شود که عبارتند از :

الف:مفهوم بیداری و پیدایش بیداری ها در جهان اسلام

مفهوم بیداری در لغت:

1. یَقِظُّ و یَقاظَةً : از خواب بیدار شدن و یا به معنای او را هشیار کردن و به او هشدار دادن  است .

2 . الیَقَظَة : به معنای بیدار شدن از خواب ،‌بیداری و هشیاری . [3]

در واقع بیداری در لغت به کسی گفته می شود که در خواب نباشد و یا برانگیختن و از خواب برخاستن و آگاه و هوشیار ساختن کسی یا شخصی یا گروهی است . [4]

مفهوم بیداری در اصطلاح:

درباره تعریف اصطلاحی بیداری اسلامی باید گفت :‌که در بین اندیشمندان و پژوهشگران ، وفاق وجود ندارد ، آنچه در تعابیر بعضی از نوشته ها می توان یافت این است که از آن به اصلاح دینی و احیاگری تعبیر شده است که در عربی به الصحوه الاسلامیه ، البعث الاسلامی و ... نام برده می شود . از بیداری اسلامی به پدیده ای اجتماعی تعبیر می کنند که به معنای بازگشت بیداری و هوشیاری امت اسلامی است تا به خود باوری برسد و به دین و کرامت و استقلال سیاسی ،‌اقتصادی و فکر خود مباهات کرده و در راستای ایفای نقش طبیعی خود به  عنوان بهترین امت برای مردم تلاش کند . به تعبیر دیگر می توان منظور از بیداری اسلامی را مجموعه ای از باورهای دینی دانست که در دوره کنونی در میان مسلمانان عالم شیوع پیدا کرده است . اساسا بیداری اسلامی از مصادیق باورها و گرایش معنوی در جهان اسلام است . پس حرکتی را که هدف آن بازگشت به اسلام ناب و هویت فراموش شده دینی ،‌رها از دست استکبار جهانی باشد را بیداری اسلامی گویند . اعتقاد مشترک نسبت به آموزه های دینی در بین همه مسلمانان سراسر جهان وجود دارد .

مراد از بیداری اسلامی چیست؟

مراد از بیداری اسلامی یعنی اینکه همه نه تنها فقط افراد خاصی بلکه همه انسان ها و بویژه مسلمانان ملتها هر جا هستند ملتها به خواب رفته خود را بیدار کنند و به ملتها بفهمانند که در زیر بار ظلم و ستم بودن و سکوت کردن در برابر ناعدالتی های آنان خفتی و ذلتی عظیم برای آن ملتها است . با تبلیغات رسانه ای قوی به مردم بفهمانیم که چرا سکوت کرده اید چرا از این قدرتها ترس دارید و چرا در برابر این خفتها و ذلتها بی تفاوت هستید و به خواب غفلت فرو رفته اید ، کجاست این هویت مسلمانی و غیرت مردانگی باید به پا خیزید و قیام کنید و باید به دنیا بفهمانید که ما با چنگ زدن به آموزه های قرآن و اسلام توانمند هستیم و هر روزمان مانند دیروزمان نخواهد بود و هر قدم ما یعنی یک گام نزدیک شدن به پیروزی است .

آری مراد از بیداری این است که این نمی شودها و خفت و ذلتها کشیدن در برابر قدرتمندان مستکبر را که ما نمی توانیم در برابر این ابر قدرتها بایستیم از مغز ملتها شست ،  باید این  نمی شودها و نمی توانیم ها را کنار بگذاریم . تقریبا یک میلیارد جمعیت مسلمین با دارا بودن همه امکانات و آن سرزمین های وسیع و آن مخازن زیرزمینی وسیع و آن پشتوانه اسلامی ـ الهی نباید در ذهنشان بیاید که ما نمی توانیم و نمی شود ، باید با آنان مقابله کنیم . ملتها اگر چیزی را نخواهند نمی شود تحمیلشان کرد ،‌بنابراین باید ملت را بیدار کنیم . اولین قدم ما برای مقابله با این شیطانهای زمان حرکت و جنبش است باید ملتها دست به دست هم داده و با فریاد اسلام خواهی در برابر این طاغوتیان گرگ صفت که هر لحظه در کمین شکار یک ملت اسلامی هستند قد مردانگی علم کرده و هدفهای شیطانی و شوم آنان را خنثی کنیم .

آغازپیدایش بیداری اسلامی در ایران و سایر کشورهای اسلامی:

بیداری اسلامی در آغاز ، خیزش های پراکنده ای از ناحیه ی مسلمانان کشورهای اسلامی در مواجهه با غرب و مدرنیته بود . بنابراین پیشینه این جریان را باید به نخستین سالهای این مواجهه ـ یعنی هنگام حمله ی ناپلئون به مصر ـ بازگرداند .

این حمله و حمله ی دیگر کشورهای غربی به کشورهای اسلامی عربی نظیر لیبی و عراق و مصر با ورود تدریجی تکنولوژی غربی و نیز اندیشه های مدرن به این کشورها همراه بود . این رویارویی موجد تکانه های شدیدی در جهان اسلام شد . براین پایه بیداری اسلامی در آغاز پیدایی خود ، بیشتر واکنشی احساسی به غرب بود اما این جریان به اینجا ختم نشد ، بلکه کم کم با نفوذ بیشتر مدرنیته در کشورهای اسلامی ، ابعاد تازه ای پیدا کرد ، از جمله در ایران که با توجه به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی آن ، از دوران جنگ های ایران و روس ، با شکل خاصی از بیداری اسلامی ( شیعی ) رویارو شدیم . که خود فراز و فرودهایی است که در ایران وجود داشته و خاص آن است . به هر حال ایران از گذشته ، اندیشه های فلسفی و عرفانی خاص خودش را داشته است . ایران هیچ گاه برخلاف عثمانی به طور مستقیم با اروپا همسایه نبوده است . این مسئله باعث می شده است که ما مستقیما مورد تعرض نظامی غربی ها قرار نگیریم .

بنابراین بیداری اسلامی در ایران در دوران جنگ های ایران و روس در دوره ی فتحعلی شاه و شکست ایران از روس ها بوده و از شخصیت های آن زمان که نقش موثری در حقیقت تداوم بیداری اسلامی داشت قیام قاضی ملامحمد بود که با شعار اتحاد شیعه و سنی باعث تداوم بیداری اسلامی شد .

از پایان جنگهای ایران و روس تا نهضت تحریم تنباکو فکر احیا شده و بیداری اسلامی در ظاهر دچار رکود و کندی شد . [5] در زمان ناصرالدین شاه ،‌ما شاهد حرکت بیدارگرانه دیگری نیز هستیم که سید جمال الدین اسدآبادی صورت داد . [6]

مهمترین اندیشه ی بیدارگرانه ی وی ، اندیشه اتحاد اسلامی است و شعار وی « بازگشت به اسلام» و « بازگشت به قرآن » به قصد ایجاد هویت نوین برای مسلمانان بود به خاطر همین هدفش مورد استقبال روحانیون قرار گرفت و با آنها به مباحثه روشنگرانه می پرداخت . [7]

به همین گونه خیزش ها و انقلابهایی را ما هم چنان در زمان های بعد از سید جمال الدین داشتیم تا اینک به زمان حضرت امام خمینی ( ره ) رسید و با ایجاد فضاهایی که از قبل توسط سخنان و مصاحبه ها و اعلامیه ها و افراد خاصی در نقاط ایران داشتند توانستند ایجاد فضای نسبتا بازی را در اواخر سال 1355 به بعد بویژه 1356 پیشروی جنبش اسلامی نهاده و با بدست گرفتن این حرکتهای شروع شده خیزش نهایی را برای تشکیل حکومت اسلامی برداشت و حکومت اسلامی را به کمک خداوند و به رهبری خودشان تشکیل داد .

بیداری اسلامی مقدمه ی ایجاد خاورمیانه ای جدید:

در ماههای اخیر ،‌خیزش اسلامی در جهان اسلام ، که از تونس آغاز شد و در مصر ، یمن ، بحرین و لیبی دنبال می شود . باردیگر دنیای غرب ، به ویژه آمریکا را متوجه قدرت نرم جهان اسلام کرده و آن ها را از احتمال وقوع انقلاب اسلامی در کشورهای عربی نگران ساخته است . آنان با دستگاههای تبلیغاتی غرب و با بهره گیری از قدرت نرم خود اعتقادات مسلمانان ،‌وحت جهان اسلام و بیداری اسلامی را نشانه گرفته اند ،‌بی تردید ، خیزشی که جهان عرب را در برگرفته است ، با تحولی بنیادین در منطقه خاورمیانه پایان خواهد یافت ،‌تحولی که در اسلام حرف اول را در آن خواهد زد . زیرا که مقاومت و ایمان و اراده ی قوی ملتهاست که نقشه های شیطانی شیطان های بزرگ را از پا در خواهد آورد . آمریکا شیطان بزرگ به عنوان حامی اصلی رژیم اشغالگر ، در حال تغییر رویکرد نقشه های خود است ، چرا که مقاومت در برابر اراده و ایمان ملت ها را  بسیار دشوار می بیند و دیری نخواهد پایید که بزرگ ترین برنده در تحولات کنونی ، جهان اسلام و بازنده ی اصلی رژیم اسرائیل و شیطان بزرگ آمریکا خواهد بود . همان طور که پیامبر گرامی اسلام ( ص ) و همه ی  ائمه ی ( ع ) به همه فهماندند که انسان کامل شدن وعلی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن ، افسانه نیست ، آنان به ملتها نیز فهماندند که قوی شدن و به بند اسارت گسستن و و پنجه در پنجه سلطه گران انداختن ممکن است .

ب:بیداری اسلامی زمینه ای برای صدور انقلاب و عاملی برای جهان اسلام:

بیداری و صدور انقلاب و ارزشهای اسلامی در سیره ی پیامبر اکرم ( ص ) :

سیره ی پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) نیز که حجتی بر همه مسلمانان است ، همین مطلب را تایید می کند که پیامبر اکرم ( ص ) از هر فرصتی و با استفاده از اهرمهای مختلف به دنبال گسترش اسلام و حاکمیت آن در جهان آن روز بوده است . نه تنها اصل این آرمان خواهی ، بلکه شیوه های تحقق آن نیز از سیره ی آن حضرت استفاده می شود . پیامبر اکرم ( ص ) در حالی که در مکه به سر می بردند و هنوز اسلام ، حکومتی و قدرتی در اختیار نداشت و مسلمانان تحت شدیدترین شکنجه ها قرار داشتند و یا برخی از آنان از ترس آزار مشرکین هجرت می کردند و برخی دیگر اسلام خود را مخفی نگه می داشتند ، پس از وفات ابوطالب به طائف سفر نمودند تا بنی ثقیف را به اسلام دعوت کند ،‌ مسلمانانی که به حبشه هجرت کردند ضمن پناه گرفتن در ضل حکومت نجاشی ، در آن دیار مسیحیان را به اسلام دعوت می کردند و عده ای نیز برای تحقیق از دین جدید روانه مکه می شدند . رسول اکرم ( ص ) سالها در موسم حج ، حاجیان را که از شهرهای مختلف به مکه می آمدند ، به اسلام فرا می خواندند . ایشان مشرکانی را که از سایر شهرها در موقعیت های گوناگون برای تجارت یا امور دیگر به مکه می آمدند ، به اسلام دعوت می نمودند . در واقع ایشان در حالی که اسلام هنوز در جزیره العرب به طور کامل حاکمیت نیافته بود ،‌از سال ششم تا دهم ، تعداد 26 نامه به سران کشورهای کوچک و بزرگ آن زمان ارسال کرد و از آنان دعوت کرد که به اسلام ناب محمدی ایمان بیاورند و مردم شهر و دیار خود را که در ظلم و خفقان و بت پرستی هستند بیدار کنند .

در واقع ایشان می خواستند نوعی بیداری اسلامی در بلادها همراه با شئون و قوانین اسلامی را به پا کنند . پیامبر اکرم ( ص ) آنقدر در این آرمان خواهی مصمم بود که در پایان نامه ای که به خسرو پرویز پادشاه ایران و قیصر روم دو ابر قدرت آن روز فرستادند ، نوشتند : « اسلام بیاور تا سلامت بمانی ، اگر امتناع ورزیدی گناه مجوس بر تو خواهد بود ) بنابراین ، آنچه از قرآن و سنت استفاده می شود ضرورت تلاش در جهت حاکمیت اسلام بر پهنه ی گیتی است و به عبارت دیگر این امرها اهداف استراتژیک اسلام است که در هیچ زمان ومکانی تعطیل بردار نیست .

ایجاد حکومت اسلامی در جهان برای بیداری اسلامی:

ظهور پیامبر اسلام ( ص ) که برای عموم بشر برانگیخته شده ، به معنای آن است که این دین و تعالیم این پیغمبر الی ابد و برای جهانیان تشریع شده است ، همگانی بودن تعالیم اسلام با تعطیل شدن برخی از احکام و قوانین آن در برهه ای از زمان یا در بخشی از جهان ناسازگار است . هیچ مسلمانی نمی تواند به حاکمیت اسلام در جهان و در همه زمان ها نیندیشد ، چه رسد به رهبران آن که مسئولیت تحقق این مهم را برعهده دارند .

گرچه معتقدیم این حاکمیت بالاخره به دست با کفایت آخرین جانشین پیامبر اکرم ( ص ) امام عصر ( عج ) تحقق خواهد یافت ، اما این به معنای سلب مسئولیت از سایر مسلمانان نیست ، بلکه بدون ایجاد زمینه و فراهم ساختن شرائط مناسب برای ظهور آن حجت در جهت تحقق این آرمان ، غرض حاصل نخواهد شد و اساسا تعطیل کردن احکام اجتماعی اسلام و بی انگیزه نمودن مسلمانان و سلب مسئولیت از ایشان نسبت به حاکمیت اسلام در جهان با مذاق شریعت و اهداف متعالی آن منطبق نیست . [8] اگر اراده ی حق تعالی بر ریشه کن نمودن کفار ، آن هم به دست مسلمانان تعلق گرفته ، چنانچه می فرماید : [9] « یریدالله ان یحق الحق بکلماته و یقطع د ابرالکافرین » و اگر برای تحقق این هدف دستور جنگ و جهاد صادر کرده و فرموده است : « یا ایها النبی جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم و ماویهم جهنم و بئس المصیر » [10] و نیز می فرماید : «‌ما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال  و النساء و الوالدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها و اجعل لناس لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک یضرا » [11] .

معلوم می شود که رسیدن به این آرمان آنقدر اهمیت دارد که حتی از جنگ و جهاد و خونریزی هم باید برای تحقق آن بهره جست ، آیه شریفه هر چند شأن نزولش در خصوص نجات مسلمانان مظلوم مکه به دست مسلمانان مدینه است ، اما این قبیل آیات اختصاص به مورد خود ندارد و به تعبیر مفسرین « مورد مخصص نیست » . آیا امروز فریاد مظلومیت مسلمانان در بلاد مختلف بلند نیست ؟ و آیا سایر مسلمانان موظف به یاری آنان نیستند ؟ کسانی که انقلاب و رهبری آن را دخالت در امورد دیگران متهم می کنند ، چگونه می توانند دم ازمسلمان بودن بزنند و دستورات قرآن را نادیده بگیرند ؟ پس از نظر قرآن بیداری اسلامی و صدور انقلاب اسلامی به جهان و تلاش در جهت نجات دادن سایر مسلمانان در کشورهای اسلامی از تحت سلطه کفار و ابر قدرتها و کوشش در راه حاکمیت اسلام در جهان و نجات بشریت از تحت سیطره ظالمان امری مسلم و غیر قابل تردید است . در کلمات معصومین نیز شاهدی بر این مطلب وجود دارد  .

احیای تمدن اسلامی:

مسلمانان باید به این نکته آگاهی یابند که از اسلام فاصله گرفته اند ، توجه به کوتاهی ها و مسئولیت خود ، نقطه شروع بیداری اسلامی است . بیداری و خود آگاهی ترکیبی از دو حالت      « شرمندگی » و « عزم بازگشت » است . یکی شرمندگی در برابر عزتی که خداوند به مومنان وعده داده و امروز مسلمانان از آن بی بهره اند ، دومی عزم بازگشت به اسلام و آموزه های اصیل آن . مقصود از « بازگشت » بازگشت به گذشته و سیر قهقرایی نیست ، بلکه منظور توبه تاریخی و یک جبران اجتماعی است . یعنی امت اسلام به فاصله عظیمی که در عقیده ، اخلاق و عمل اجتماعی از مفاهیم و ارزشهای اسلامی گرفته اند ، توبه کنند و برای جبران کوتاهی های چند قرن اخیر بکوشند . هدف از این بازگشت ، ساختن یک تمدن جدید اسلامی بر اساس فرهنگ صحیح اسلامی وبا استفاده از همه تجربه های مباح بشری است تا آن جا که در خدمت اهداف و احکام اسلام قرار گیرد . به هر روی بیداری ،‌نقطه شروع احیای تمدن اسلامی است و تا این احساس به وجود مسلمانان غالب نیاید ، عوامل دیگر در نیل به مقصود ناکام خواهند بود .[12]

 

بیداری اسلامی مسلمانان در مقابل توطئه های دشمنان:

دشمنان اسلام از راه های مختلف در پی ایجاد تفرقه و نفاق میان مسلمانان و امت اسلامی هستند. بنابراین هوشیاری مسلمانان در برابر توطئه دشمنان و خنثی نمودن این توطئه ها می تواند از اختلافات و جدایی های بیشتر جلوگیری کرده و موجب تقویت وحدت و همبستگی آنان شود . از آنجا که دشمنان امت اسلامی ابتدا از راه دوستی وارد شده و پس از شناخت نقاط ضعف مسلمانان ، ایجاد اختلاف می کنند [13] ، قرآن کریم در آیات مختلفی از دوستی با کفار به شدت منع کرده است و نوعی هشدار به مسلمانان می دهد مانند : « یا ایها الذین آمنو لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء ...... » [14] می فرمایند : ای کسانی که ایمان آورده اید ! یهود و نصاری را ولی ( تکیه گاه خود ) انتخاب نکنید آنها اولیای یک دیگرند و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند از آنها هستند ، خداوند جمعیت ستم کار را هدایت نمی کنند . و در آیه ی دیگر می فرماید : « یا ایهاالذین آمنو لاتتخذو عدوی و عدُوَّکم ...... » [15] . ای کسانی که ایمان آورده اید ! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید ! شما نسبت به آنان اظهار محبت می کنید ، در حالی که آن ها به آن چه از حق برای شما آمده کافر شده اند و رسول الله و شما را به خاطر ایمان به خداوندی که پروردگار همه شماست ، از شهر و دیارتان بیرون می رانند ،‌ اگر شما برای جهاد در راه من و جلب خشنودی ام هجرت کرده اید ، ( پیوند دوستی با آنان برقرار نسازید ) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستی برقرار می کنید در حالی که من به آن چه پنهان یا آشکار می سازید از همه داناترم ! و هرکس از شما چنین کاری کند ،‌از راه راست گمراه شده است . این در حالی است که متاسفانه ، برخی از سران کشورهای اسلامی به خصوص برخی از کشورهای عربی نه تنها با دشمنان اسلام رابطه دوستی دارند ، بلکه همواره در سدد تقویت این روابط هستند ، تا در سایه ی حمایت آنان بتوانند چند روزی بیشتر حکومت کرده و به اغراض مادی و دنیوی خود برسند ،‌هر چنداگر این ارتباط ،‌موجب ذلت و حقارت مسلمانان شود .

بنابراین آیه نوعی هشدار به تمامی انسانها و بویژه مسلمانان و ممالک اسلامی است که هیچ گاه سعی نکنند که طرح دوستی با کشورهای غیر اسلامی و ظالم را بریزند ، زیرا چه بسا که به خاطر بی خردی بسیاری از سران برخی کشورها بخصوص کشورهای عربی که هم اکنون در نظاره هستیم بسیاری از مسلمانان در ذلت و حقارت و بیچارگی به سر می برند و این شومی است به خاطر توجه نکردن به آیات الهی خداوند که برای انسانها پیش می آید و دامن گیر مردم بی گناه می شود .

 

بیداری اسلامی در جهان عرب:

اعراب چون ایرانیان از زمانی که با دولتهای اروپایی آشنا شدند ،‌به عمق عقب ماندگی خود و توسعه و پیشرفت اروپایی ها پی بردند . تا کنون راه حل های متعددی برای جبران این عقب ماندگی ارائه شده است که یکی از آنها بازگشت به اسلام به مثابه ی دین و تمدن است . [16]

براساس نوع پاسخ های داده شده به علل عقب ماندگی ، آن ها را به چهار گرایش تقسیم می کنیم. تذکر این نکته ضروری است که این تقسیم بندی پاسخ هایی است که در گفتمان بیداری اسلامی از سوی اندیشمندان عرب مطرح شده است این گرایشها عبارتند از :

الف : تمدن گرا ـ غرب گرا ، ب : تمدن گرا ـ اسلام گرا ، ج : اسلام گرایی سنتی ، د : اصول گرایی اسلامی .

براساس طبقه بندی فوق ، طهطاوی و خیرالدین تونسی [17] از دانشمندان عمده ی گرایش اول هستند . سید جمال الدین اسد آبادی و تا حدودی محمد عبده از متفکران گرایش دوم ، رشید رضا از سخن گویان اصلی گرایش سوم ، حسن النباء و سید قطب و اخوان المسلمین از فعالان گرایش چهارم هستند .

به لحاظ تاریخی ، هر چه به زمان حاضر نزدیک می شویم ، گرایشهای اسلامی اصول گرا بر دیگر جریان های فکری غالب شده آنها را به حاشیه می راند . جهت گیری ضد غربی آن تشدید می شود ، ویژگی مبارز مبارزه جویانه آن آشکارتر می شود و از دولتهای حاکم در جوامع اسلامی فاصله می گیرد . در جریان این تحولات مسئله مهم ، شکست اندیشه های قبلی است که موجب شکل گیری اندیشه های اصول گرا شده است .

الف:گرایش تمدن گرا-غرب گرا:

اولین موج بیداری اسلامی نوگرا از طهطاوی در مصر و خیرالدین پاشا تونسی در تونس آغاز می شود . طهطاوی اندیشه خود را بر این محور استوار می کند که مسلمانان برای ترقی چاره ای جز دستیابی به علم اروپا ندارند . وی اصولا از غرب و عامل استعمار به عنوان عامل عقب ماندگی جوامع اسلامی غافل است . اما در پاسخ به اینکه چرا گرایش وی را گرایش تمدن گرا ـ غرب گرا می نامیم ، باید گفت که طهطاوی در اندیشه ی ترقی اعراب و به طور محدودتر مصر است . خیرالدین تونسی از طهطاوی هم فراتر می رود ، هر چند که بنیادهای اصلی اندیشه ی وی نیز همانند طهطاوی است . او نظرش را بر دو استدلال متکی کرد: نخست آنکه فقه اسلامی اجرای اصلاحات برای تقویت و بهبود زندگی اقتصادی و فرهنگی راقدغن نمی کند و دوم اینکه از آن جا که تمدن اروپا بیشتر بر پایه ی چیزهایی قرار دارد که اسلام در گذشته به آن داده است ،‌این وظیفه ی مسلمانان است که آن را بازگردانند .[18]

به طور کلی ،‌می توان گفت که گرایش تمدن گرا ـ غرب گرا پنج ویژگی دارد : [19]

1.     اصالت و برتری تمدن غرب را پذیرفته بود و مسلمانان را دارای این توانایی می دانست که در سبک فناوری و تمدن غرب موفق اند ، زیرا علم غربی را همان علوم اسلامی می پنداشتند .

2.     هر دو نماینده برجسته این گرایش از مقامات دولتی بود و اخذ تمدن و فناوری غربی و ترقی مسلمانان را وظیفه ی دولت به شما می آوردند . به همین سبب اصولا حرکت آنان یک جنبش توده ای سیاسی نیست و ملت نیز مخاطب اول آن نیست .

3.     روش و منش آنان اصلاح گراست و به دنبال نهادهای سیاسی اجتماعی از تجارب و نهادهای اروپایی اند .

4.     این گروه اصولا به احتمال تضاد اسلام و تمدن اروپایی نمی اندیشند ، زیرا آنان یقین دارند که اساسا تمدن اروپایی برگرفته از اسلام و علوم اروپایی ترجمه ی علوم اسلامی پیشین است .

5.     آنان اندیشه ی وحدت امت اسلام را ندارند . نگرش آنان کاملا محدود به وطن خود است و حتی زمانی که از وطن عربی هم سخن می گویند ، مرادشان همه ممالک عربی زبان نیست ، بلکه دقیقا منظور مشخصی دارند که برای نمونه طهطاوی وطن عربی را مصر می داند .

ب : گرایش تمدن گرا ـ اسلام گرا :

بین این گرایش و گرایش اول اشتراکاتی وجود دارد . در واقع نسل دوم از منادیان بیداری اسلامی را می توان « تمدن گرا ـ اسلام گرا » نامید که چهره ی بارز آن سید جمال الدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده است . با این تفاوت که سید جمال به نسل اول نزدیکتر و عبده به نسل سنت گرای پس از خود نزدیکتر است . روح اصلی اصلاح گری سید جمال د رجهان اسلام « تجدد » است . سید به دنبال این است که جهان اسلام و مسلمانان را با دوران جدید ،‌و عوامل شکل گیری آن آشنا کند و شرایطی را فراهم کند که مسلمانان نیز در این دنیای جدید و تمدن آن سهمی به دست آورند و با اتکا به عناصر اصلی آن یعنی علم و عقل و دیگر عناصر آن از جمله نهادهای سیاسی و دموکراتیک بر قدرت خود بیفزایند . در واقع دغدغه ی اصلی سید دغدغه ی هویتی نیست ،‌بلکه این است که چگونه می توان به جهان اسلام قدرت بخشید . [20]

دو هدف اصلی سید جمال ،‌یعنی تحقق وحدت اسلامی و مبارزه با سلطه غرب ، از نقاط تمایز اندیشه ی وی از نحله ی تمدن گرایان عرب گرا بود . در نظر سید ، جهان اسلام کلیتی یکپارچه بود که در صورت انسجام و وحدت آن ، مسلمانان می توانستند در مقابل سلطه ی اروپا مقاومت کنند . سید تمدن و ترقی اروپا در علم و صنعت را به رسمیت می شناخت ، ولی به سلطه ی آن در جهان اسلام هم حساسیت بسیاری داشت و در نتیجه بخش عمده ی توان خود را صرف مبارزه با آن کرد که در این مبارزه گاه مخاطبان وی دولتهای اسلامی بودند و گاه ملل اسلامی و همین امر موجب شد که حرکت سیاسی جنبه ی یک جنبش سیاسی و توده ای را نیز به خود بگیرد .[21]

ج : گرایش اسلام گرایی سنتی :

اسلام گرایان سنتی و متفکر برجسته ی آن ، رشید رضا که در ادامه دهندگان سلفیه هستند ، احیاگری اسلامی را در بازگشت به روش و سیره ی بزرگان اسلام می دانستند . می توان گفت که ناکامی دولتهای اسلامی د رتحقق اندیشه های نحله های پیشین ، در جذب دستاوردهای علمی و سیاسی تمدن نوین و برعکس ، افتادن در دام قهقرایی شدیدتر    « تمدن و ترقی » ، سنت گرایان اسلامی را نسبت به تهدید غرب و از دست رفتن هویت اسلامی ،‌ دچار نگرانی هایی شدیدتری کرد و اسلام گرایی سنتی پاسخی به این نگرانی ها بوده . رشید رضا گر چه به ظاهر نوگراست ، ‌اما نمایانگر پیوندی درونی با سنت گرایی بود ، سلفی گرایی شدید رضا موجب تمرکز افراطی او بر احادیث شد که افزون بر اینکه نشان دهنده ی ماهیت سنتی اندیشه ی اوست ، مانع از دستیابی او به یک جهان بینی گسترده تر شد و همین امر هم او را از اندیشه های وحدت گرایانه ی سید جمال دورتر کرد و گرایشهای ستیزه جواینه وی درباره ی شیعه را ،‌که یادآور ستیزه جویی سلفیه بود ، موجب شد . به هر حال اندیشه ی سیاسی سنت گرای رشید رضا ، به جای تاکید حکومت قانون ،‌آزادی و مشروطه که در اندیشه های نوگرایانه طهطاوی و سید جمال بر آن پافشاری می شد به دنبال بازسازی نظام اسلامی بود که به آن عناصری از آرمان گرایی صدر اسلام که به پیش داوری های دنیوی ، نژادی ، فرقه ای آلوده شده افزوده می شد . [22] رشید رضا معتقد است که غرب برای طی کردن مراحل پیشرفت ، اصولی را به کار گرفت که اسلامی هستند ، حال آن که خود مسلمانان این اصول را رها کرده اند . اگر چه رشید رضا در رهیافت سنت گرایی خود چندان به غرب نپرداخته است ،‌ولی از خط فکری وی معلوم است که رویکردی ستیزه جویانه به غرب دارد و از آن خوش بینی های موجود در گرایش تمدن گرا ـ عرب گرا اثری به چشم نمی خورد .

د : گرایش اسلام گرایی اصول گرا :

ژاک برک در تحلیلی که از اصول گرایی اسلامی دارد « ناتوانی کشورهای اسلامی را در ارائه مدل های متناسب با عصر تکنیک و تمدن در قرن بیستم ، زمینه ساز افراطی شدن آن ها می داند . وی مهم ترین علت درونی را توقف اجتهاد و سرکوب حرکتهای اصلاحی به نام مبارزه با بدعت می داند . » [23]

حسن النباء ، بنیان گذار اخوان المسلمین ، درباره ی اصلاح گران اسلامی چنین نظر می دهد : اسد آبادی فقط یک فریاد هشدار برای مشکلات است و شیخ محمد عبده فقط یک معلم و فیلسوف و رشید رضا فقط یک تاریخ نویس است ، در حالی که اخوان المسلمین به معنی جهاد ، تلاش و کار است و فقط یک پیام نیست . [24]

اخوان المسلمین جنبش سیاسی ـ  مذهبی است . یکی از اعتقادات اساسی اخوان المسلمین        « قدرت توفق ناپذیر اسلام در حل مسائل اجتماعی و سیاسی مسلمین است » که در واقع جوهر اصول گرایی اسلامی است . سید قطب که از نمایندگان برجسته ی فکری اخوان المسلمین است در سیر تحول جنبش بیداری اسلامی کاملا مشهود است . ویژگی مبارزه جویی او و اندیشه های سید قطب نماینگر خلوص گرایی و اصول گرایی او است . سید قطب تمامی جوامع موجود را جاهلی می داند و جوامع اروپایی را اوج جاهلیت مدرن تلقی می کند . وی با تعریف دو واژه ی  « توسعه » و « توسعه نیافتگی » و معرفی معیارهای جدید به پیشرفت و ترقی پرداخت . قطب تاکید می کرد که جامعه ی توسعه یافته جامعه ای نیست که در نقطه ی اوج تولید مادی است ،‌ بلکه جامعه ای توسعه یافته است که تفوق اخلاقی از خود نشان دهد . جامعه ای که از نظر علم و فناوری در اوج است ولی در اخلاقیات در حضیض آن جامعه عقب مانده در حالی که جامعه ای که در اخلاق در رده بالا ولی از نظر علم و تولید مادی در پایین ، آن جامعه پیشرفته است .[25]

نهضت امام خمینی ( ره ) اوج گرایش اصول گرایی اسلامی است که دیگر جنبش های اسلام در سراسر جهان تحت تاثیر موفقیت ایشان در تاسیس جمهوری اسلامی توانا شدند . تفکر و طرح امام خمینی ( ره ) در واقع تلفیقی از هویت و توسعه بود . در حالی که رهبران پیشین جنبش بیداری اسلامی چون سید جمال به دنبال توسعه و تجدد بودند و برخی هم به صورت کمرنگی بر هویت تاکید می کردند . امام خمینی همان گونه که به دنبال احیای هویت اسلامی بودند ، توسعه نیز در گفتمان وی از جایگاه ویژه ای برخوردار بود ، توسعه ای که در چارچوب هویت اسلامی تعریف می شد . نظریه ی سیاسی امام منحصرا در قالب و شکل اسلامی مطرح می شد و همین امر موقعیت و ویژگی ممتازی به امام خمینی د رجنبش اسلام گرایی در جهان اسلام می دهد .[26]

انقلاب اسلامی ایران ، به رهبری امام خمینی ، در تولد و تحرک بسیاری از جنبش های اسلامی در جهان اسلام نقش داشته است . در میان رهبران بیداری اسلامی در جهان عرب ، اندیشه های سیاسی سید قطب تا حدی به اندیشه های امام نزدیک بود . « آیت الله خمینی و سید قطب هر دو راه حل نهایی مسائل را در راهی می دیدند که برای فهم اسلام داشتند . هر دو جهان را به صورت تقابل ما و آنها در نظر می گرفتند . آیت الله خمینی دو قطب این تقابل را مستضعف و مستکبر می نامید و سید قطب آن دو را جاهلیت و اسلام ، هر دو آن دسته از بخش های جهان که نظام اسلامی بر آن حاکم نیست ـ و در اینجا ما می توانیم آن بخش هایی را نیز که رفتار دینی بر آنها حاکم نیست به آن دسته اضافه کنیم ـ قلمرو جاهلیت و استکبار دانسته اند . »[27] در نظر اندیشمندانی چون امام و سید قطب ، اسلام هم دین است و هم دولت و ارزشها والگو های رفتاری غرب  نمی تواند با ارزشهای اسلامی سازگار باشد .

 فصل دوم:مولفه ها و شاخصه های بیداری اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره):

شخصیت امام خمینی ( ره ) :

امام خمینی ( ره ) اندیشه وری ذوالفنون بود که در ساحتهای گوناگون معرفت ، تلاش فکری و عملی پرداخته و آثار ارجمندی در دانش های مختلف از خود به جای گذاشت . نظریه ها و آرای علمی وی د رحوزه فقه ، اصول ، فلسفه ، عرفان ، اخلاق ، سیاست ، تفسیر و مباحث اجتماعی از جایگاه والایی برخوردار است و با توجه به نقش رهبری انقلاب اسلامی و تحول و شگرف سیاسی در ایران و تاسیس نظام جمهوری اسلامی در این کشور و بازتاب گسترده آن در جهان به طور عام ودر جهان اسلام به طور خاص و نقش قابل مطالعه وی در قبول اندیشه و آرای سیاسی و پیدایش دکترین های جدیدی که به گونه ای با عمل و رفتار سیاسی مشارالیه و نظرات وی ارتباط پیدا می کند .

ایشان در مکتب وحی پرورش یافته و قرآن را راهنمای عمل خویش قرار داده اند ، ایشان همچنین برای بازگشت عزت  و سیادت مسلمین کوشش بسیار نموده اند و نهضت امام خمینی از جمله حرکت ها ی اصلاحی است که هم در احیای فکر دینی و هم در اصلاح جامعه ی دینی سهم شایسته ای ایفا کرده است . ایشان در بعد احیای جامعه ی دینی و روی آوری مردم به دین ، با برقراری جمهوری اسلامی به تقویت حیات دینی اهتمام ورزید و برای نایل آمدن به این مقصود به سالم ساز ی نهادهای دینی و ارزش های ضد دینی ، و نیز اجرا و گسترش گزاره ها و آموزه های دینی که سبب شادابی ،‌پویایی ، عزتمندی ، آمادگی و رونق جامعه ی اسلامی است اقدامات بسیاری انجام داده است .

 شجاعت امام در دفاع از آرمان های اسلامی و دفاع از منافع ملی ایران باید به عنوان الگویی شایسته برای همگان و مخصوصا مسئولان نظام در تمامی عرصه های بین المللی بویژه در مجامع عمومی و در برخورد با رسانه های خارجی ، مورد پیروی قرار گیرد . وی شخصیتی بود که به مسلمانان و شیعیان عالم « عزت و سربلندی » و به ملت ایران « شرف و استقلال » بخشید ، و با تکیه بر قدرتی لایزال الهی ،‌ طومار ننگین حکومت استبدادی شاهنشاهی را در هم پیچید ، و حکومتی بر محور ارزشهای انسانی و اسلامی پی ریزی نمود .او به همه ی ملت های اسلامی فهماند که نباید در برابر حکومت های غیر اسلامی و استبدادی سکوت کرد بلکه باید به صحنه آمد و در برابر آنان قیام کرد . آری او در پرتو قیام الهی اش ،‌دین را در ابعاد مختلف ، « احیا » و اندیشه متفکران اسلامی را در زمینه های گوناگون ، « اصلاح » کرد .از این رو باید از او به عنوان یک « محیی و مصلح » نام برد.

امام عزیز بارها این آرمان را مطرح می نمودند ، بنگرید : ما انقلابمان را به تمامی جهان صادر می کنیم ، چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الاالله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند ، مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست ، ما هستیم ، ما از مردم بی پناه لبنان و فلسطین و سایر مردم در مقابل اسرائیل و مستکبران جنایتکار دفاع می کنیم . ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم ، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم ، ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند ، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله ( ص ) را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملت های در بند شاهد و نظاره گر آن خواهند بود . لذا از سخنان این امام عزیز متوجه این مطلب می شویم که ایشان و انقلابشان محدود به مرز جغرافیایی و سرزمینی یا محدود به ملت خاصی نمی باشد ، زیرا ایشان به دلیل موقعیت مذهبی خود مرجعیت شیعه نمی توانستند محدود در مرز جغرافیایی باشند زیرا پایگاه مرجعیت ، رهبران روحانی را به مردان فرا ملی تبدیل می کند که همواره مورد رجوع همه مسلمانان در همه نقاط دنیا می باشند .

بنابراین شخصییت انقلابی امام همه مسلمانان دردمندجهان ومبارزان شیعه راوا داشته بودکه همه ارمان خویش رایک سره دروجودش می دیدند . از این جهت نهضت ها و حرکت ها و جنبش های رهایی بخش و مذهبی و مبارزان جهان اسلام پیوندهایی را با امام خمینی برقرار کردند تا ایشان را سرمشق و الگوی راه و هدف خود در برابر ابر قدرتهای مستکبر جهانی قرار دهند . [28]

جایگاه و نقش امام در اندیشه متفکران اسلامی:

در دومین روز از همایش بیداری  اسلامی در تهران،اندیشمندان جهان اسلام بیداری اسلامی را مرهون انقلاب اسلامی دانسته و تأکید کردند که امروز روح امام خمینی(ره)در کالبد خیزش ما و قیام های اسلامی دمیده شده است.

 مرتضی پویا:

اندیشمند مسلمان پاکستانی در کمیسیون چشم انداز وافق های پیش روی بیداری اسلامی به تلاش آمریکا برای ممانعت از گسترش انقلاب اسلامی ایران به دیگر کشورها اشاره کرد و گفت:اکنون انقلاب اسلامی ،تأثیراتی در جهان ایجاد کرده که نمونه واضح آن بیداری اسلامی است و پیش از آن نیز حزب الله و حماس از انقلاب اسلامی ایران الگو گرفتند.

علی ناصر محمد:

رئیس جمهور سابق یمن هم در سخنانی در همایش بیداری اسلامی با اشاره به قیام مردم در منطقه گفت:این قیام ها همان تراوش های انقلاب اسلامی ایران توسط حضرت امام(ره) است که اکنون به بهار جهان عرب شهرت یافته است.

مهدی الدوری:

نماینده پارلمان عراق طی سخنانی در این همایش گفت:بیداری اسلامی امروز در مقابل سلطه غرب ایستاده است تا آنان همانند دهه های گذشته نتوانند خواسته های خود را به ملتها دیکته کنند.

خانم الدوری :

امروز روح امام خمینی،آیت الله محمدباقر صدر و محمدصادق صدر در کالبد حرکتهای مقاومت اسلامی منطقه دمیده شده است و بر همین اساس سلطه گران با ناکامی در مقابل مقاومت ملت های مسلمان به تفرقه افکنی میان شیعه و سنی روی می آوردند. و شخصیت ها و اندیشمندان جهان اسلام باید بر این وحدت میان امت اسلام و هوشیاری نسبت به دسیسه های نظام سلطه برای منحرف کردن قیام ها تأکید ورزند.

دکتر غیاث الدین صدیقی:

متفکر آزاد اندیش انگلیسی و عضو پارلمان مسلمان انگلستان می گوید: شخصیت امام (ره)تأثیر عمیقی بر دنیای جدید و به خصوص بر امت  اسلامی داشته است.مدتها بود که ما رهبری نداشتیم که آنچه را می گفت تأثیر داشته باشد. به نظر من این مهم ترین خصوصیت امام خمینی(ره)بود،مردم احساس می کردند که هر آنچه ایشان انجام می دادند،هیچ دلیلی جز برای عزت اسلام و کیان اسلامی نداشت.این مهم ترین دستاورد و ویژگی شخصیت او بود.در جامعه اسلامی خیلی معمول شده است که هر گاه چیزی مطابق معمول و خوب پیش نرود مردم می گویند: (ما یک خمینی لازم داریم)او نوعی استاندارد اخلاقی و رهبری در جامعه مسلمانان بنیان نهاده است و هر کسی که می خواهد برای خود کسی بشود،باید خصوصیت امام خمینی(ره) را داشته باشد.

پروفسور محمدحسین هدی اندیشمند مسلمان مقیم اتریش:

نهضت موفقیت آمیز امام خمینی(ره)در ذات خود یک انقلاب فرهنگی جامع و فراگیر را علیه غرب و ارزش های آنان در برداشت مثال ایران مجددا نشان داد که تصورات غرب،مبنی بر اینکه فرهنگ های خارج از جغرافیای اروپا و امریکابا ماشین و آسمان خراش،ارزشهای غربی را نیز خواهند پذیرفت،باطل و گمراه کننده بوده و امام خمینی بیدارگر همه موحدان درعصر ماست که احیای دین و معنویت مدیون امام خمینی و یاران انقلاب اسلامی است.

آقای احمد هوبر از اندیشمندان مسلمان اهل سوئیس:

هنگامی که من به مطالعه درباره امام خمینی پرداختم ،به طرز عجیبی شگفت زده شدم،چرا که امام خمینی اولین رهبر مذهبی در قرن ماست که انقلابی را بوجود اوردکه همزمان سه وجهه مذهبی ،سیاسی و فرهنگی را در خود جمع کرده بوده تمام انقلابیون قرن ما نظیر لنین،آدولف هیتلر و موسولینی !یک انقلاب سیاسی و اجتماعی را به وجود آوردند،اما چون آنان بویی از مذهب نبرده بودند راه وروش هایشان امروز کهنه شده و طرفدارانشان به پایان خط رسیده اند ولی امام خمینی اولین رهبر مذهبی است که دین و سیاست و فرهنگ را یک جا به کار گرفته و به همین دلیل نیز ادامه خواهد یافت.

من در شخصیت منحصر به فرد امام می دانم که اونه تنها از ارزشها بزرگ اخلاقی – انسانی و ایمان عمیق مذهبی برخورداربود بلکه عالمی دانشمند و فقیهی آگاه از مسایل جاری بودو در زمینه های سیاست و دانش اجتماعی اطلاعات وسیعی داشت،زیرا بدون این دانشها یک عالم مذهبی به دور از اطلاعات گسترده جهان امروز نمی تواند چنین قدرت نمایی کرده و هیولای وحشتناکی را که به نمایندگی از آمریکا در ایران حکومت می کرد به زیر بکشد.

کیفیت وماهیت حکومت اسلامی از منظر امام خمینی(ره):

مطلب مورد نظر این است که نظامی که مخالف نظام اسلام است در همه چیز،هم فرهنگش بر خلاف نظام است ،هم ارتشش و هم اقتصادش و هم سیاستش بایستی منقلب شود و نظام اسلامی تحقق پیدا کند.پس از اینکه نظام اسلامی تحقق پیدا کرد،آن وقت مجلس هست ، وکلای مجلس هست،تمام اینها هست ما می خواهیم همه احکام اسلامی را جاری کنیم،همه دستورات قرآن را جاری کنیم و حکومتی اسلامی و قرآنی داشته باشیم و الگو و سرآمد کشورهای اسلامی جهان باشیم و اسلام را به بهترین نحو به جهان منتشر کنیم.شکل حکومت ما ،جمهوری اسلامی است.جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای اکثریت است و اسلامی برای اینکه متکی به قانون اسلام است و دیگر حکومتها این طور نیستندکه تکیه بر قانون اسلام داشته باشند و هدفهای ما با هدفهای حکومتهای غیر اسلامی مختلف است.مامتکی به اسلام هستیم و برتوحید ،و آنها مخالف با هر دو آنها هستند،احکام ما احکام اسلام است و انها اسلام را نمی پذیرند،و لذا ما به آنها نه تنها علاقه مند نیستیم که همکاری هم نخواهیم داشت.

نظر امام خمینی (ره)درباره کیفیت و ماهیت حکومتهای عربی:

نظرمن نسبت به دول عربی،نظرخوبی نیست،دولتهای عربی نتوانسته اند استقلال خودشان را حفظ کنندونتوانسته اند یک وحدتی بین خودشان ایجاد نمایند که اسرائیل را از بین ببرند.اختلافات بین خودشان و خیانت بعضی از سران دولتهای عربی باعث این شده است که صهیونیستها در آنجا باشند و خودشان را تثبیت کنند و اخیرا هم متأسفانه رئیس مصر این کار را دارد انجام میدهد. البته ممکن است بعضیها نسبتا بد نباشند،لکن روی هم رفته نتوانسته اند یک اتحادی بین خودشان ایجاد کنند که به واسطه آن اتحاد ،هم از استعمار نجات پیدا کنندو هم از اذناب استعمار که از آن جمله اسرائیل  است و اما نسبت به ملت عرب ،همه برادر ما هستند و ما با آنها مثل برادر رفتار می کنیم و از آنان حمایت می کنیم.

بیداری اسلامی در کلام امام خمینی ( ره ) :

امام خمینی ( ره ) :بیدرای ملت ها ، رمز پیروزی است. باید کاری کرد که ملت ها هر جا که هستند ، ملت ها بفهمند تکلیف خودشان را ،‌ اگر بخواهید و بخواهند و دانشمندها بخواهند و علماء همه بلاد اسلامی و دانشگاه های همه بلاد اسلامی بخواهند مشکل اسلام و ممالک اسلامی حل شود ،‌ باید مردم را بیدار کنند ، این مردمی که با تبلیغات چند صد ساله ، به آنها باورانده بودند که نمی شود با آمریکا یا با شوروی مخالفت کرد و الان هم باور ملت های دیگری هست . باید این ها را به ایشان فهماند که می شود . مهمترین دلیل بر این که یک امری ممکن است وقوع اوست و این امر واقع شد در ایران ، دولت های دیگر ، ملت های دیگر گمان نکنند که ایران از آنها عُدِّه یا عِدّه بیشتر داشت خیر ، شاید در عشایر عراق بیشتر از ایران اسلحه باشد ، لکن مغزهای این ها را به واسطه تبلیغات دامنه واری که شده است شست و شو کرده اند و از اسلام مایوس کرده اند . و این مغز ها را پرکرده اند از این که با این قدرت ها نمی شود طرف شد .

 این از چیزهایی است که با تبلیغات خود آنها و عمّال در داخل ممالک تحقق پیدا کرده است .  باید آنهایی که در همه ی ممالک هستند ، آنهایی که دلشان برای ملت ها می تپد ، آنهایی  که به اسلام اعتقاد دارند و برای اسلام می خواهند خدمت کنند ، هر کدام در محل خودشان ،‌ملت خودشان را بیدار کنند ، تا ملت ، خودشان را که گم کرده اند پیدا کنند . ملت ها خودشان را گم کرده اند ، هر چه در ذهنشان وارد می شود ،‌ این است که نمی شود با این قدرت ها طرف شد ، باید از مغز ملت ها این « نمی شود ها » را بیرون کرد و به جای آن ، « می شود ها » را گذاشت . باید ملت را بیدار کرد تا بخواهند . ملت ما هم قبل از بیست سال ، خواب بود ، توجه نداشت .

از بیست سال به این طرف هی گفتند ، گویندگان گفتند ، علماء گفتند، دانشگاهی ها گفتند ، کم کم رسید به تظاهرات ،‌کم کم رسید به ریختن در خیابان ها ،‌کم کم رسید به « الله اکبر » . قدرت بزرگ شیطانی د رمقابل « الله اکبر » نتوانست بماند . بنابراین ملت ها از دولت های خودشان بخواهند که تسلیم شوند ، برای برداشتن این قدرتها و دولت ها باید ملت ها قیام کنند . قیامی که در پرتو ایمان باشد . ملت ها باید با قوت ایمان خودشان در برابر قدرت ها بایستند . [29]

ما به قوت ایمان که در شعب ما حاصل شد ، با آن قوت ایمان با این قدرت ها مخالفت کردیم و الحمدلله پیروز شدیم و دست همه ابر قدرت ها را کوتاه کردیم .

ملتهای مسلمان باید از فداکاری مجاهدین اسلام در راه استقلال و آزادی و اهداف مقدسه اسلام بزرگ الگو بگیرند و با پیوستن به هم سد استعمار و استثمار را بشکنند و پیش به سوی آزادی و زندگی انسانی بروند . انقلاب ایران ، الگوی مبارزه با سلطه شیطان و راهنمای ملل اسلامی بوده و پیامد انقلاب های رهایی بخش و نهضت های اصیل ملت های بارز جهان است . امید است انقلاب اسلامی ملت ما و پیروزی عظیم آن بر دشمنان اسلام و مملکت ، راهنمایی برای سایر ملل ستمدیده و تحت سلطه قرار گیرد و با اتحاد و همبستگی ، شر همه سلطه گران و بخصوص آمریکا این دشمن بزرگ را از خود کوتاه نموده و در تحت تعالیم مقدسه اسلام ، عظمت از دست رفته خود را بازیابد . انشاالله .[30]

عوامل بیداری ملت های در کلام امام خمینی ( ره ) :

نکته ای که مورد تاکید امام راحل ( ره ) بود بیداری ملت ها ی مستضعف و مسلمانانی که تحت ستم در گرو مطرح کردن این آرمان بلند است که در بیداری ملت ها قدم اول رسیدن به آن هدف اساسی است . گروهی گمان می کنند که « چون ما قدرت حاکم کردن اسلام وعدالت را در جهان نداریم ، پس وظیفه ای هم در این زمینه بر عهده نداریم » غافل از اینکه انبیاء الهی نیز آرمان هایی را مطرح نمودند که خود قادر به تحقق آن در عصر و زمان خودشان نبودند ، امام با بیانی روشن این شبهه را پاسخ می دهند . بنابراین ایشان می فرمایند : هدف ما از بیداری ملت ها گسترش اسلام ، آدم سازی ست و نه کشور گشایی . امام راحل ( ره ) دو اصل مهم را عامل بیداری ملت ها می دانند :

الف:بازگشت به خود:

دراین راستا ، « بازگشت به خود » یکی از اصلی ترین فریادهای امام در جهان اسلام بود . اینکه مسلمانان دریابند که همه چیز دارند و برای ترقی مادی و معنوی نیازی به بیگانگان ندارند ،‌ملت های اسلامی از خود باختگی به درآیند و تحقق سعادت خود را بر خلاف غربیها بازگشت به اسلام و تمدن و فرهنگ اسلامی بدانند .

ایشان می فرمایند : به خود آیید و شخصیت اسلامی خود را بیابید ، زیر بار ظلم نروید و هشیارانه نقشه های شوم جهان خواران بین المللی را که در راس آن ها آمریکاست افشاء کنید . لذا سعی و تلاش خود را در بیدار کردن ملت ها مصروف ساخته که اگر آن ها بیدار شوند ، می توانند یا دولت ها را تابع خود نمایند یا این موانع را از میان بردارند .

امام عزیز می فرمایند که غلبه بر مستکبران قدم اولش اتحاد مسلمین تحت یک پرچم و یک شعار است و اگر چنین اتحادی صورت گیرد ، قدرتی ما فوق قدرتها در جهان قد علم خواهد کرد و مستکبران را از صحنه خارج خواهد نمود .

ب : عرضه اسلام بی کم و کاست :

از دیدگاه امام راحل (ره ) عامل و رمز بیداری ملت ها و معرفی اصول انقلاب اسلامی در جهان در « عرضه ی اسلام آن طور که هست » می باشد . این توصیه امام را باید مهمترین عوامل موفقیت در این زمینه دانست . در شرایطی که در طی قرون متمادی اسلام و احکام آن دستخوش تحریف ها و کج اندیشی ها و افراطی ها و تفریطی ها گشته و به عنوان مکتبی که به تاریخ تعلق دارد و امروز در انزوای کامل به سر می برد به طوری که در امور سیاسی و اجتماعی دخالت نمی کند و نسبت به سرنوشت ملت ها بی تفاوت است ، معرفی شده بود ، قیام و نهضت امام و توصیه آن حضرت مبنی بر معرفی اسلام آن طور که هست ، معنا و مفهوم واقعی خود را پیدا می کند و روشن می شود که اگر شما متاعتان را آن طوری که هست عرضه کنید همه از شما می پذیرند . متاع خوب را همه می پذیرند و متاع ما خوب است ، مگر اینکه خودمان خرابش کنیم . متاع قرآن است ، اسلام است و .... متاع بزرگمان را آن طوری که هست به عالم عرضه کنیم . پس هرگاه توانستیم که متاع بزرگمان را یعنی قرآن و اسلام واقعی را به سراسر جهان آن طور که هست عرضه کنیم به ملت های جهان اسلام عرضه کنیم پس می توانیم در این ملت ها بزرگان و جوانانی را بسازیم که باعث بیداری و زمینه ساز بیداری در جهان اسلام شود .

راهکارهای بیداری اسلامی در کلام امام خمینی(ره):

امام فقید از اینکه انقلابمان را نتوانستیم به ملت های جهان معرفی کنیم ، گله مند بوده و معتقد بودند که این همه نفوذ ایران در میان ملت ها ، به خاطر اسلام بوده و ما در تبلیغاتمان بسیار ضعیف عمل کردیم . از این رو راه های گوناگونی را برای بیداری ملت ها فراراه ما نهاده اند :

الف :‌تبیین اسلام ناب توسط حوزه های علمیه :

ایشان حوزه های علمیه و علمای اسلام را مسئول اصلی معرفی انقلاب اسلامی به جهانیان می داشتند ، به طوری که معتقد بودند اگر امتیاز اسلام ناب محمدی ( ص ) از اسلام آمریکایی و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدا نشناس و مرفهین بی درد روشن شده بود و اگر حوزه های علمیه این واجب مهم سیاسی را که ممکن نیست در یک مکتب دو تفکر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد ، برای مردم تبیین نموده بودند ، چه بسا این همه خسارت بر ما وارد نمی شد[31] .

ب : اعزام مبلغان غیر رسمی :

امام امت چون خط ملت ها را جدای از دولت ها می دانستند معتقد بودند که : « باید اساس را مردم و فکر مردم قرار داد و به فکر مردم بود ، نه دولت ها » و برای رسیدن به این منظور باید علاوه بر سفرهای رسمی ، سفرهای غیر رسمی هم بنماییم تا دنیا را بیدار کنیم .... تنها در سفرهای غیر رسمی است که درست می توانید با مردم عادی کوچه و بازار تماس بگیرید و آن ها را روشن کنید[32] .

ج :دعوت از متفکران و آزاد اندیشان جهان :

دعوت از علماء‌و آزاد اندیشان کشورهای مختلف یکی از راه های معرفی انقلاب اسلامی در جهان و خنثی کردن تبلیغات دشمن و در نتیجه بیدار نمودن ملت ها توسط آنان است[33] . بنابراین باید زمینه حضور جوانان روشن اندیش و دانشجویان و فرهنگیان را از کشورهای مختلف فراهم نماییم ،‌چه بسا که موفقیتمان بیشتر خواهد بود .

د :‌بهره گیری از صنعت توریسم :

امروزه صنعت توریسم در جهان ، با اهدافی اقتصادی وسیله ای برای تفریح و گردش افراد متمول و گاهی هم وسیله جاسوسی شده است.نظام اسلامی می تواند با اهدافی فراتر از این بیندیشد و بدین وسیله که هم از نیروهای معتقد و متعهد انقلابی خود برای اعزام به کشورهای مختلف و ارتباط با مردم آن کشورها بهره بگیریم و هم از حضور خارجیان در شهرهای کشورمان ، به طوری که علاوه بر آشنا کردن آنان به آثار باستانی و تاریخی و مذهبی ،‌برای معرفی انقلاب و مکتبمان نیز استفاده کنیم.

ح : وزارت امور خارجه :

وزارت امور خارجه ارگانی است رسمی برای ایجاد ارتباط با کشورهای مختلف و فراهم کردن زمینه همکاری های دوجانبه در زمینه های گوناگون . امام بزرگوار حساسیت ویژه ای به این وزارتخانه و سفارتخانه های تابعه داشتند و همواره مراقب بودند که عزت و کرامت جمهوری اسلامی در پای رفت و آمدهای سیاسی و زد و بندهای ابر قدرتها در قالب سازمان های بین المللی قربانی شود . و در عین حال به معرفی انقلاب اسلامی و خنثی نمودن توطئه های دشمنان توسط سفارتخانه ها تاکید داشتند[34] .

خ : کنگره ی عظیم حج :

امام راحل ( ره ) فرصت حج را از بهترین و استثنایی ترین فرصت ها برای هدف والای خویس ( بیداری ملت ها ) می دانست و تمام سعی و تلاش خود را در این جهت مصروف می داشت .

امام ضمن دعوت حجاج بیت الله الحرام به برائت از مشرکین ، از آنان انتظار داشت که : « با رفتار شایسته و اخلاق اسلامی و انقلابی خود نظر همگان را جلب کرده و چهره ی انقلاب اسلامی را آن گونه که هست به نمایش ملت ها ی جهان بگذارند و توجه آنان را با برخوردهای برادرانه و محبت آمیز به انقلاب بزرگ ایران جلب نمایند و عملا تبلیغات فاسد مغرضانه بوقهای تبلیغاتی را خنثی نمایند[35] .

د : تشکیل بسیج مستضعفان در جهان :

بسیج تشکیلی بود که آثار و برکات آن در جمهوری اسلامی ایران در عرصه های مختلف نمایان شد . اگر پیروزی انقلاب و خنثی شدن توطئه ها در بسیاری از صحنه ها مرهون « بسیج » بود این ابزار مهم می تواند در جهان امروز بر علیه مستکبران مورد استفاده قرار گیرد .

حضرت امام ( ره ) معتقد بودند که :‌« باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است چرا که بسیج تنها منحصر به ایران نیست ، باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان بوجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد ....[36]» امت اسلامی در خارج از ایران ، برکات بسیج و حزب الله را در لبنان و فلسطین در برابر صهیونیزم نیز نظاره گر بوده اند . امام فقید آن قدر به بسیج معتقد بودند که می فرمودند : « مسئولین تنها به پشتوانه شماست که می توانند به تمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون امریکا و صهیونیزم می شود به زندگی مسالمت آمیز ،‌توأم با صلح و آزادی رسید[37]» .

ذ : اعزام ورزشکاران :

ورزشکاران به لحاظ صحنه فعالیتشان به کشورهای خارجی سفر می کنند . امام عزیز از آنان می خواست که از این فرصتی که نظام اسلامی در اختیار آنان گذاشته ،‌در جهت معرفی انقلاب و اخلاق متعالی اسلام بهره گیرند و هدف ،‌تنها پیروزی در مسابقات ورزشی نباشد ، ولو به قیمت زیر پا نهادن ارزشهای اخلاقی و انسانی . نکته ای که امام بزرگوار بر آن سفارش می فرمودند :

« یکی از وجه صدورش ( صدور انقلاب ) همین شما جوان ها هستید که در سایر کشورها می روید و جمعیت های زیادی به تماشای شما می آیند ، به تماشای قدرتهای شما می آیند . باید طوری بکنید که این جمعیت های زیاد را دعوت کنید عملا به اسلام ، در اعمالتان ، در رفتارتان ، در کردارتان طوری باشید که نمونه باشید برای جمهوری اسلامی تا سایر ممالک اسلامی و غیر اسلامی از شما الگو بگیرند . آری عزیزان امام عزیزمان با بیان این راه کارها سعی و تلاش برای بیداری ملت های به خواب خفته دارندو بانگ بیداری را به همه ملت ها توسط این عوامل می زنند تا ملت ها به خودشان آیند و روزی نه چندان دور به هدف نهایی خود که بیداری جهانی و خیزش همگانی جهان اسلام در برابر کفار و استکبار است برسند .

 

نتیجه:

 

یک عامل اساسی دراین که مسلمانان توانسته اند در مدت کوتاهی برملل ونحل،مذاهب وادیان دیگرودشمنان خویش قالب گردند ودرقلمرو وسیع فرهنگ،این جهان بینی واعتقاد واحد راحاکم کنند بیداری آنهادر برابرنقش های شوم دشمنانشان است.لذا مسلمانان درجهان معاصر،بعدازچند قرن انحطاط وفراموشی واستعمار بیگانگان فرصتی یافته اند که دوباره قدعلم کنندوبااستفاده ازتجربیات گذشته وباروی آوردن به تعالیم نجات بخش اسلام دروهله ی اول به حقوق ازدست رفته خود دست یابند وآن را استیفاء نمایند،ودروهله ی دوم به حاکمیت واظهار کامل دین خداواسلام ناب برسند.اینک درحال حاضرجهان اسلام بابیداری همه جانبه مواجه است واین خودبه خود به خصومت،دشمنی وجنگ جهان عرب واسلام منجرگردیده است.

 منابع:

1.       قران کریم

2.      مهیار ،رضا ،فرهنگ عربی به فارسی دانشیار ،

3.      فروتن، مجید ، فرهنگ فارسی دو جلدی ،‌جلد 1 ،

4.      نجفی، موسی، انقلاب فرامدرن ، -موئسسه فرهنگی نظر1387

5.      ندوسی، ابولحسن -بیداری اسلامی ،چلد دوم -1380

6.      آیتی، محمد ابراهیم ،تاریخ پیامبراسلام‌ ،چ184

7.      ورعی، سیدجواد ،احیای تفکراسلامی،انتشارات عروج1378

 

8.      کاشفی، محمدرضا، تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی (2 ) ، ، چاپ اول تابستان 1384 ،انتشارات مرکزجهانی علوم اسلامی

9.      حسینی، محمد رسول ،وحدت اسلامی  ، ، چاپ اول 1388 ، صص 214 و 215

10.  مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی،جلد3 خرداد1377

11.  صحیفه نور،جلد8،11،15،19،21

12.  ولایتی ،علی ، فرهنگ و تمدن اسلامی ، ، سال 1384

13.                          حنفی، حسن ، الاصولیه الاسلامیه ، قاهره ، مکتبه مدبولی

14.  اسدآبادی، سید جمال الدین ،‌مجموعه ی رسائل و مقالات ، کوشش سید هادی خسروشاهی ، انتشارات کلبه ی شروق 1381

15.  سارا شریعتی ( بنیاد گرایی و روایتی معقول از چپ اسلامی  ) ‌روزنامه ایران شنبه 26 / 5 / 81 ، و یکشنبه 27 / 5 / 81

16.  بهمن آقایی و خسرو صفوی ، اخوان المسلمین ، تهران ، نشر رسام ، 136

17.  فرهنگ رجایی ، پدیده ی جهانی شدن وضعیت بشری و تمدن اطلاعاتی ،‌ترجمه عبدالحسین آذرنگ ، نش رآگاه ،‌1380

18.  فصلنامه خبری طلیعه ( واحد مشهد ) ، شماره 16 ، بهاره 90

 


[1] - سوره ی یس ، آیه ی 70

[2] - تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی ، محمد رضا کاشفی سال چاپ 1384 ، ص217

3 – فرهنگ عربی به فارسی دانشیار ، نوشته رضا مهیارص223

[4] - فرهنگ فارسی دو جلدی ،‌جلد 1 ،‌نوشته مهندس مجید فروتن ص641

[5] - بیداری اسلامی ص226

[6] - بیداری اسلامی ص 230

3-همان-ص230-231

 [8] -امام خمینی واحیای تفکراسلامی ص274-275

[9] - سوره انفال ، آیه 2

[10] - سوره ی برائت ، آیه 73

[11] - سوره نساء ، آیه 74

[12] - تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی (2 ) ، محمدرضا کاشفی  ، ص 218

[13] - وحدت اسلامی  ، محمد رسول حسینی ، چاپ اول، صص 214 و 215

[14] - سوره ی مائده ، آیه 51

[15] - سوره ممتحنه ، آیه 1

[16] - دکترعلی ولایتی ص218-219

[17] - به نقل از فرهنگ رجایی ، اندیشه سیاسی معاصر در جهان عرب

هر دو برگرفته از کتاب « دکتر علی ولایتی » بخش دهم ،‌صفحه 218 و 219

[18] - فرهنگ و تمدن اسلامی ، دکتر ولایتی ، سال ، ص 218

[19] - حسن حنفی ، الاصولیه الاسلامیه ، قاهره ، مکتبه مدبولی ، ص 20

[20] - سید جمال الدین اسدآبادی ،‌مجموعه ی رسائل و مقالات ، کوشش سید هادی خسروشاهی ، ص 132 -134

[21] - همان ،‌ص 121

[22] - فرهنگ وتمدن اسلامی،دکترعلی ولایتی ص 220-221

[23] - سارا شریعتی ( بنیاد گرایی و روایتی معقول از چپ اسلامی  ) ‌روزنامه ایران شنبه 26 / 5 / 81 ، و یکشنبه 27 / 5 / 81 ، ص 8

[24]  - اخوان المسلمین ، بهمن اقایی وخسروصفوی، ص 21

25-فرهنگ وتمدن اسلامی، ص 222

[26]  - فرهنگ وتمدن اسلامی -دکترعلی ولایتی ، ص 105 ،‌109

[27] - فرهنگ رجایی ، پدیده ی جهانی شدن وضعیت بشری و تمدن اطلاعاتی ،‌ترجمه عبدالحسین آذرنگ ، ص 69

[28]  - مجموعه مقالات  دومین کنگره بین المللی امام خمینی ( جلد 3 ) ، ص 9 - 20

[29] - فصلنامه خبری طلیعه ( واحد مشهد ) ، شماره 16 ، بهاره 90

[30]  - ادامه فصلنامه ی خبری طلیعه ( واحد مشهد )

[31] -صحیفه نور،ج21،ص8.

[32] -همان،ص190.

[33] -همان،ج8،ص190.

[34] -همان،ج11،ص130.

[35] -همان،ج19،ص45.

[36] -همان،ج21،ص53.

[37] -همان.


موضوعات مرتبط: خانواده وزندگی، اندیشه ومذهب، مقالات، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی، آموزش قرآن،نماز،احکام
[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 21:44 ] [ بهروز علمی مریان ]

 

نقش نماز در مقابله با جنگ نرم

مقدّمه: نخستين گام در راه مبارزه،پيشگيري، و کنترل يک پديده، شناسايي صحيح و کامل آن است افزایش آگاهیهای دینی و مذهبی ‏یک امت،یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ برای مقابله با جنگ نرم است زیرا نمازدر عرصه‌های گوناگون سیاسی،فرهنگی و اقتصادی در جامعه امت اسلامی تاثیر زیادی دارد از ابزارهاي فرهنگي تاثيرگذار برای تقویت بنیان‌های فکری و اعتقادی،هویت ملی و دینی است.پیشینه جنگ نرم نشان می دهد که اين شيوه جنگي،از ديرباز مورد استفاده قرار گرفته و به عنوان یک ابزار مهم واستراتژیک مورد استفاده دشمنان بوده است.تفاوت جنگ هاي نرم گذشته و امروز،تفاوت در ابزارها و روشهاي آن است دشمنان اسلام از روشی بهره می‌گیرند كه حقیقت اسلام را پنهان نمایند و یا از صحنه بیرون رانندودر این میان نماز می تواند نقش بسیار مهمی را در تحقق فریضه مبارزه با جنگ نرم،باطل شدن نقشه های آنان،در رشد همه جانبه افراد جامعه پیشرفت و توسعه‌یافتگی جامعه اسلامی  ایفا کند.

اهمیّت و ضرّورت نقش نمازدر مقابله با جنگ نرم:نمازاز صدر اسلام مهمترين وسیله براي دفاع از حريم دين مقّدس اسلام بوده وخواهد بود.در کتاب آسماني ما کمتر عبادتي مانند نماز مورد اهميّت قرار گرفته است و دارای کارکرهای فراوان فردی واجتماعی می باشد بخصوص که در جنگ نرم بمب ها ویرانگر خانه هاو تکه پاره کننده ی جسم ها نیست.بلکه بمبها به قلب ساکنین خانه ها اصابت می کند واصالت وهویت مردم را هدف قرارمی دهد.طرح ها و برنامه هایی که در بعد فرهنگ سازی برای مقابله با جنگ نرم به نماز تمرکز بیشتری داشته باشند اثرات ماندگارتری دارند چون آموزه های لازم را از موثرترین مسیر به خانواده ها و جامعه تسری داده اند.نماز باعث شكوفائي استعدادها وارتقاء كيفيت افراد جامعه در تشخیص خوب و بد در زندگی آینده مي گردد.درجوامع سبب تغيير نگرشهاي فرهنگي و اجتماعي صحیح مي شود كه اين تغييرات به نوبه خود سبب هموارترشدن راه رشد ،توسعه پایدار،رسیدن به حیات طیبه و مدینه فاضله با توجه به افق چشم انداز 1404خواهد

نگاهی به پیشینه جنگ نرم تا زمان معاصر:به آغاز و تقابل حضرت آدم(ع)وحوا(س) با شیطان بر می‌گردد.شیطان در گم‌راه کردن انسان از همه شیوه‌های خود بهره می‌گیرد؛شیوه‌هایی مانند سیاست در کمین، سیاست گام به گام،سیاست پی‌گیری مداوم و سیاست هجوم جمعی و همه‌جانبه.دامنه جنگ نرم از لحظه آغاز تمرد ابلیس از سجده بر آدم(ع) شروع شده و به فرموده قرآن تا «الی یوم الوقت المعلوم»،كه به تفسیر روایات، زمان ظهور حضرت حجت(عج) است،ادامه خواهد یافت.آن چه در این میان جلب توجه می‌کند،پیچیده‌تر شدن جنگ نرم در گذر زمان است که در عصر از منظر قرآن،شیطان منشا تمام دشمنی‌ها،دسته‌بندی‌ها،جناح‌سازی‌ها و مدیریت پنهان جریان باطل در برابر انبیا و اولیای حق بوده و هدف او راهبری و پیشبرد بشریت به سوی ظلم و فساد و جلوگیری از تحقق رخداد ظهور مهدی موعود(عج) بوده است. نگاهی به گذشته جنگ نرم نشان می دهدکه در طول تاریخ بشر از همان ابتدا که جنگ سخت آغاز شد. عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می گرفته تا از شورش هایی که در مناطق تسخیر شده به وجود می آمده، جلو گیری شود. برخی از منابع، قدیمی ترین روایت پیرامون جنگ نرم را به نبرد«کیدئون» با «ماد»،رومیان،مغولهانسبت داده اند.با این حال نخستین تعاریف ارائه شده از جنگ نرم متعلق به «سان تزو» سیاستمدار چینی است که در کتاب«هنر جنگ» می گوید:«می شود جنگید، مهمترین کار این است که شما در یک نبرد بدون جنگ،پیروزی را به دست بیاورید!» امّا «جنگ نرم» با مختصات تئوریک و پراتیک جدید خود، بعد از شروع جنگ سرد و در اوج آن دهه 1970 و با مشارکت اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم ارتباطات از جمله«جوزف نای»،«هارولد لاسول»،«جان کالینز» و اعضای برجسته آژانس اطلاعات مرکزی[1]و فرماندهان ارشد پنتاگون در قالب مرکزی تحت عنوان«کمیته خطر جاری» طراحی،تدوین و عملیاتی شد.

كلمات كليدي: نقش[2]،نماز[3]، مقابله[4] ،جنگ نرم[5]،امنیت پایدار شد.

[6]

مفهوم جنگ نرم:مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare)در مقابل جنگ سخت(arfare Hard) است و تعريف واحدی كه مورد پذيرش همگان باشد ندارد.«جان كالينز» تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا،جنگ نرم را عبارت از“استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن،براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود”، مي داند.ارتش آمریکا آن را بدين صورت تعريف نموده است:“جنگ نرم،استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات،تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد”.

اقسام جنگ نرم:1.جنگ نرم بوسيله نيروي انساني و كشتارهاي دسته جمعي و قتل عام 2.جنگ نرم بوسيله سيستم اقتصادي شامل ربا،رشوه، گرانفروشي،قحطي،اختلاس،احتكار3.جنگ نرم بوسيله تفرقه افكني و طرح مساله تبعيض نژادي (عرب و عجم) و كار و كارگر 4.جنگ نرم بوسيله كينه توزي و نفاق 5.جنگ نرم بوسيله ترورشخص و شخصيت 6.جنگ نرم بوسيله همدستي با دشمنان اسلام 7.جنگ نرم بوسيله ايجاد تهاجم فرهنگي 8.جنگ نرم بوسيله القاء شبهه و تشكيك در عقايد 9.جنگ نرم بوسيله تحريف حقايق 10.جنگ نرم بوسيله تصرف مناصب و پستهاي حساس و كليدي و سوء استفاده از قدرت و آنگاه به بررسي نوع چهارم يعني: دشمن كينه توزي و نفاق و برخوردهاي منافقانه و اسلام

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت:1-حوزه تهديد نرم اجتماعي، فرهنگي و سياسي است،در حالي كه حوزه‌ تهديد سخت امنيتي و نظامي مي‌باشد؛2-تهديدهاي نرم پيچده و محصول پردازش ذهني نخبگان و بنابراين اندازه‌گيري آن مشكل است،در حالي كه تهديدهاي سخت؛ عيني، واقعي و محسوس است و مي‌توان آن را با ارائه برخي از معيارها اندازه‌گيري كرد3- روش اعمال تهديدهاي سخت، استفاده از زور و اجبار است،در حالي كه در نرم،از روش القاء و اقناع بهره‌گيري مي‌شود. و تصرف و اشغال سرزمين است در حالي كه در تهديد نرم ، هدف تاثير‌گذاري بر انتخاب‌ها، فرآيند تصميم‌گيري و الگوهاي رفتاري حريف و در نهايت سلب هويت‌هاي فرهنگي است؛4- مفهوم امنيت در رويكردهاي نرم شامل امنيت ارزش‌ها و هويت‌هاي اجتماعي مي‌شود، در حالي كه اين مفهوم در رويكردهاي سخت به معناي نبود تهديد خارجي تلقي مي‌گردد.5- تهديدهاي سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگيختن است، در حالي كه تهديدهاي نرم به دليل ماهيت غير عيني و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.6-مرجع امنيت در حوزه تهديدهاي سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند،در حالي كه مرجع امنيت در تهديدهاي نرم محيط فروملي و فراملي(هويت‌هاي فروملي و جهاني) است؛7-كاربرد تهديد سخت در رويكرد امنيتي جديد عمدتاً مترادف با فروپاشي نظام‌هاي سياسي- امنيتي مخالف يا معارض است، در حالي كه كاربرد تهديد نرم در رويكردهاي امنيتي جديد عليه نظام‌هاي سياسي مخالف يا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازي و نهادسازي در چارچوب انديشه و الگوهاي رفتاري نظام‌هاي ليبرال و دموكراسي تلقي مي‌شود.

روش شناسي و رفتارشناسي در جنگ نرم از دیدگاه قرآن:خداوند در تحليل روش شناسي و رفتارشناسي دشمنان اسلام و توحيد،به اين نكته توجه مي دهد كه دشمنان اسلام،به سبب همدلي و مشابهت و همانندي در فكر و انديشه، يكسان و همانند هم عمل مي كنند (بقره آيه 118) همگي آنان از عنصر مشترك انسانيت سود مي برند.

تاكتيك‏هاي جنگ نرم:-برچسب زدن-تلطيف و تنوير-انتقال-تصديق-شايعه- کلي‏گويي-دروغ بزرگ-پاره حقيقت‏گويي-انسانيت‏زدايي و اهريمن‏سازي-ارائه پيشگويي‏هاي فاجعه‏آميز- قطره‏چكاني-حذف و سانسور-جاذبه هاي جنسي-ماساژ پيام-ايجاد تفرقه و تضاد-ترور شخصيت-تكرار-توسل به ترس و ايجاد رعب-مبالغه-مغالطه

 برنامه ريز هاي مقابله با جنگ نرم:برنامه ريزي راهبردي (استراتژيك)[7]،برنامه ريزي عملياتي (اجرايي)[8]،برنامه ريزي تخصصي[9]

سطوح وحدود و مرزهاي جنگ نرم از دیدگاه قرآن واسلام:الف)سطح راهبردی متوجه رهبران امت ،ب)سطح میانی منحصراً متوجهه مردم،ج)سطح تاکتیکی متوجه نیروهای مسلح،

اهداف جنگ نرم ازمنظر قرآن واسلام:ترديد در شيوه زندگي و نظام سياسي،ايجاد بدبيني نسبت به مسئولان،ايجاد اختلاف و تفرقه براي تسلط بر جامعه و منابع آن از جمله اهداف جنگ نرم مي باشد. سه هدف اساسي ازمواجهه دشمن با اسلام متصور است که عبارتند ازاستحاله،بي ثبات سازي و براندازي.«استحاله»به معناي خاصيت زدايي از تفکر انقلاب اسلامي و اسلام ناب است که نهايتا به«تغيير رفتار» حکومت و جامعه منجر مي شود.فرآيند استحاله عمدتا دربسترهاي فکري و فرهنگي محقق ميشود و در اين فضا دشمن تلاش مي کند تا برانديشه افراد و خصوصا نخبگان جامعه (که در گروههاي هدف از آنها ذکر شده است)تاثير بگذارد.به طورکلي نتيجه و پيامدهاي اوليه استحاله تغيير گفتمان غالب جامعه از تفکر و انديشه اسلامی به سوي انديشه ها و فرهنگ خوداست که تداوم آن به تغيير تمايلات ورفتارهاي گوناگون سياسي،فرهنگي،اجتماعي و اقتصادي و در نهايت ازخودبيگانگي و تغيير ذائقه و رفتار(حاکميت و مردم)مي انجامد.«بي ثبات سازي» به معناي«تضعيف ساختار»حاکميت است و دشمن براي تحقق اين هدف تلاش مي کند با واردکردن شوکهاي گسترده و پياپي به حکومت اسلامی هدف،هرچه بيشتر پايه هاي آن را سست کند.«براندازي»نيز در حقيقت هدف غايي تمامي فعاليتهاي دشمن است وعبارت است از«تغييرساختار»حاکميت.به عبارت ديگر هدف نهايي از استحاله و بي ثبات سازي نيزدر نهايت براندازي ساختار مستقر در اسلام هدف است.

 

وظیفه رهبران ديني امت اسلامي و مردم مسلمان در برابر جنگ نرم: رهبران ديني امت اسلامي چون به عنوان يك پرچم دار اسلام هستند وهمه به آن ها نگاه مي كنندوصداي آن ها را همه مي شنوند در قدم اول رسالت آنهاست كه مردم را،جهت بدهندو راه هدايت را پيش روي مردم بگذارندوتعريف بكنند.آنان رسالت بيشتري در بیداری بصیرت مردم جامعه دارند که جزء آموزه هاي اسلام است.ما تا به مرز بصيرت و آگاهي لازم نرسيم و ديدگان خود را در برابر حقايق و واقعيت هاي موجود باز نكنيم غافلگير مي شويم و در دام دشمن قرار مي گيريم.ضرورت بصيرت واقعا و كاملاً لازم است و بايد هر فرد مسلمان خودش را به این آگاهي لازم برساند و سعي كند در قدم اول با شناخت كافي از آموزه هاي دين مقدس اسلام و همين طور شناخت از دشمن و اهداف پشت پرده دشمن بتواند خود و امت خود را بيمه كند.و فرهنگ سازی برای نماز بخصوص نماز جماعات نقش بسزایی در رشد وشکوفایی بصیرت،بخصوص بصیرت دینی دارند.

مخاطبان جنگ نرم از منظر قرآن:مخاطبان جنگ هاي نرم گروه هاي مختلف جامعه هستند ولي بيش ترين تاثير را در ميان اقشار جامعه،گروه هايي چون سست ايمان ها،دو چهرگان،خواص مغرور، بيماردلان و مي پذيرند.از اين رو خداوند از مومنان مي خواهد تا با تقويت توحيد خويش،ربوبيت خداوندي را در همه چيز احساس كنند و دلگرم به حضور و قدرت الهي در هر كاري باشند.

موانع پيش رو در شناخت جبهه های جنگ نرم:وارونه جلوه دادن واقعيات امت اسلامی است،دور شدن از ملاك تشخيص حق،که اسلام است،نداشتن بصيرت وبینش در شناخت نقشه های دشمن،کمرنگ شدن نقش نهادهاي فرهنگ ساز در امت اسلامی،حوزه‌ها،دانشگاه‌ها و ساير نهادهاي همسو با آرمان‌هاي فرهنگي و ارزشي نظام اسلام،  نداشت حضور قوي‌تردر حوزه رسانه زيرا بسياري از هجمه‌ها ی امروزی از ان طریق است.

ابعاد و راهکارهای مقابله با جنگ نرم ازدیدگاه مقام معظم رهبری:1.تقویت و پربار کردن فعالیت های فرهنگی و هنری۲.اتحاد مردم و جریان های سیاسی ودوری از اختلاف و تردید و بدبینی۳.امید به آینده و دیدی خوشبینانه همراه با اعتماد به نفس به دور از ناامیدی۴. راه اندازی کرسی های آزاداندیشی و نظریه پردازی آزاد ۵. بصیرت آحاد جامعه و بویژه نخبگان۶. ایستادگی و عدم سازش در برابر دشمنان انقلاب و نظام اسلامی

دیدگاه شهيد مطهري درباره نقش دين در امنيت بخشي به جامعه:زندگي بشرخواه و ناخواه دركنار خوشي هاو شيريني ها،رنج ها و شكست ها،از دست دادن ها و ناكامي ها دارد.پاره اي از حوادث جهان مانند پيري و مرگ قابل پيشگيري و برطرف ساختن نيست و اين ها اموري است كه انسان را رنج مي دهد.ايمان ديني درانسان،نيروي مقاومت مي آفريند و با تفسير تلخي ها آن ها را شيرين مي گرداند و اموري چون چنگال وحشتناك مرگ را به وسيله اي براي بازگشت به خدا و برخورداري از نعمت هاي ابدي خداوند مبدل مي سازد و بدين ترتيب نه تنها آن را تحمل پذير بلكه به پديده اي شيرين بدل مي سازد.)مطهري ، مرتضي مقدمه اي بر جهان بيني اسلام، ص34-.40(،

نقش نماز در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: حكومت ایران جمهوری اسلامی است. جمهوری كه به معنای حكومت عامه مردم است و تعریف جامع جمهوری اسلامی به فرمایش شهید مطهری چنین است: جمهوری شكل حكومت پیشنهاد شده را مشخص میكند و كلمه اسلامی محتوای آنرا. (1 ) شهید مطهری - كتاب پیرامون انقلاب اسلامی - چاپ دهم انتشارات صدرا  وقتی محتوای حكومت اسلامی است چه حكمی در اسلام به اندازه(( نماز ))مورد تاكید و امر به انجام آن در همه حال شده است آیا نماز ستون دین اسلام نیست؟ اقیموا الصلوه (2 ) انعام آیه 72 ، اقیموا صیغه امر میباشد و امرحضرت حق را می رساند كه می بایست آنرا انجام داد. نماز كه در بیش از 80 آیه قرآن واژه صلوه و مشقتات آن آمده است مگر راهی جز اطاعت پروردگار كه همان اقامه نماز است بر ما باقی میگذارد الذین ان مكنهم فی الارض اقامو الصلوه ( 3 ) حج آیه 41 اشاره مستقیم وغیر مستقیم در اصل های 1،2،3،4،12،17،43،67،57،121 به نماز شده است.

آثار نماز:نماز زنده كننده ياد خدا در انسان 1-درمان فساد پذیری انسان2- مصونیت از غفلت وتنگ نظری3-رهائی از تکبر وخودبرتربینی4-سوق به انضباط وانتظام اجتماعی5-رهائی از ظلمت وهدایت به خیر وحقیقت6-جبران خطاها واشتباهات7-تکامل انسان8-تهذیب نفس وپرورش روانی9- ایجاد آرامش دل ورفع نگرانی روحی10-اعتماد به نفس وامیدواری11-پشتوانه مبارزه باشیطان نفس

نماز یکی ازمنابع مهم مبارزه با جنگ نرم:انی تارک فیکم الثقلین کتاب‌الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا؛))در میان شما دو چیز گران‌بها می‌گذارم؛کتاب خدا و عترتم را؛تا وقتی که به هردو تمسک کنید گمراه نمی‌شوید.»این کلام نورانی پیامبر اکرم(ص) بیانگر این معناست که مهم‌ترین قدرت نرم در مکتب نورانی اسلام،قرآن و عترت است.بنابراین می‌فرماید:«هر فرد و گروه و جامعه‌ای که تمسک به این دو قدرت داشته باشد، هیچ‌گاه راه رستگاری و موفقیت را گم نخواهد کرد.»در واقع،با تسمک به آنها به عنوان دو منبع عظیم و الهی قدرت نرم،می‌توان قدرت‌های نرم فرهنگ اسلامی را شناسایی کرد که عمده‌ترین آنها عبارتند از:ایمان و معرفت(دین‌دانی)،تقوا،عمل صالح(دین‌داری)،جهاد،ایثار و شهادت‌طلبی(دین‌یاری و دین‌بانی).بنابراین امام بزرگوارمان رمز پیروزی را کلمه توحید و توحید کلمه دانستند و هرگاه پایبندی فکری،قلبی و عملی آحاد امت به باورهای دینی محکم باشد،هیچ قدرتی از قدرت‌های سخت و نرم شیاطین جن و انس،این امت را نمی‌تواند زمین‌گیر کند و هرگاه روحیه فداکاری،ایثار،جهاد و شهادت‌طلبی و در واقع،بذل جان،مال و آبرو برای یک امت،افتخار باشدهیچ قدرتی به حصن حصین این امت پولادین نمی‌تواند نفوذ کند. مقابله با جنگ نرم،نیازمند خودشناسی است و تا خودشناسی محقق نشود،حتی اگر چیزی به نام دشمن بیرونی هم نباشد، نمی‌توان دشمن را شناخت.

تبیین نفش نماز در بالا بردن معلومات دینی برای مقابله با جنگ نرم:اگر آموزه‌های دینی از سوی افراد جامعه پذیرفته شود،جامعه به سمت دین متمایل می‌شود.با اشاره به آیه«وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»از توبه به عنوان یکی از راهکارهای مورد تاکید قرآن کریم برای مبارزه با جنگ نرم یاد می‌کند.اتکا به بصیرت،ایمان و تقوای دینی راهبردهای اصلی مقابله با جنگ نرم است،زیرا بصیرت،ایمان،تقوا،مبانی فکری اسلامی،رویکردهای اخلاقی و باورهای ایمانی ترفندهای جنگ نرم را خنثی می‌کند. قرآن اشاره کرد و گفت:یکی از مهمترین مسائل برای مصونیت انسان در برابراین هجمه ها،بالا بردن سطح معلومات دینی است و بارها قرآن می فرماید"الذین لایعلمون"و آنهایی که نمی دانند فریب می خورند.جهل و ناآگاهی مایه ای برای فریب انسانها است.بالابردن دانش دینی وتقویت ایمان در مقابل این جنگ نرم بسیار مؤثر است چراکه قرآن می فرماید:إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ(نحل ۹۹)شیطان را بر کسانی که ایمان آورده و بر خدا توکل می کنند تسلطی نیست.و در ادامه می فرماید:انَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ یعنی تسلط شیطان (اعم از شیاطین جن و انس) تنها بر کسانی است که ولایت او راپذیرفتند... پس انسان است که اگر سطح آگاهی دینی خود را بالاببرد و باور وایمان خود را تقویت کند در برابر تزویر،تزیین،تلبیس،اغواگری و ...که ازابزارهای جنگ نرم شیطان است مصون می مانند.و به طور خلاصه می توان به نقش نماز در بالا بردن معلومات دینی برای مقابله با جنگ نرم به دشمن‌شناسی و شناخت طرح‌ها،برنامه‌ها و شیوه‌های اعمال دشمنی آنچه را می‌توان تحت عنوان موضع‌گیری صریح و شفاف در برابر باطل،دعوت دشمنان به استدلال،آگاهی و محتوای دورنی غنی،توبه،تعمیق باورهای دینی افراد،تبیین صحیح اصول و پایه‌های نظام اسلامی،ولایتمداری،رصدبرنامه‌های دشمن،ایجاد قرارگاه‌های تاکتیکی و عملیاتی برای مقابله با جنگ نرم،تبیین ابعاد جنگ نرم،تقویت مسجد و محراب و فرهنگ نماز وعبادت،را اولین حوزه مقابله با جنگ نرم می‌باشد از صدر اسلام تا امروز،دانست.

كاركردهای نماز در مقابله با جنگ نرم:-روحی ومعنوی- آرامش بخشی-ایجاد تمرکز-بازدارندگی-تربیتی واجتماعی-سیاسی-معنوی-امنیت-انسجام و بقای جامعه و وحدت آن-ضمانت اجرای احكام و دستورات الهی-برقراری عدالت اجتماعی -آبادانی و سازندگی در جامعه -خیر و سلامتی -قدرتمندی مومنان -تضعیف جبهه نفاق -مصلحت عمومی جامعه و طرد نااهلان از پست های كلیدی- شكوفایی فردی واجتماعی و...

نهاد های مشارکت کننده در توسعه وترویج فرهنگ نماز در مقابله با جنگ نرم :مجلس شورای اسلامی،دولت،نهاد های مردمی،شورای عالی انقلاب فرهنگی،مجمع تشخیص مصلحت نظام، سایر وزارتخانه ها،مجامع حوزه ودانشگاه و...

آثاراهتمام به توسعه وترویج فرهنگ نماز در مقابله با جنگ نرم:-دستیابی به استقلال و خودکفائی و خنثی نمودن تحریم های دشمنان انقلاب اسلامی-پیشگیری از آثار سوء فرهنگی بیگانه-ایجاد خودباوری در جامعه- بهبود رفاه اجتماعی.و...

روش انجام پژوهش:این پژوهش به روش توصیفی وتحلیلی وکتابخانه ای  از طریق مطالعه وبررسی اسناد، ومدارک وکتب معتبراز جمله  قرآن کریم، نهج البلاغه افق چشم انداز 1404،نقشه جامع علمی کشور،برنامه توسعه پنجم،سند تحول بنیادین آموزش وپرورشو... انجام شده است که پس از جمع آوری مطالب مربوط وتجزیه وتحلیل موارد مرتبط با موضوع مقاله بررسی گردیده است.

راهکارها[10]ي مقابله با جنگ نرم بوسیله نماز:-اعتلای سطح بینش اجتماعی-بیدار کردن قدرت وجدان اجتماعی،قدرت جامعه و دولت اسلامی-رعایت موازین شرعی و اخلاقی در امر و نهی-استفاده صحیح از ابزارها و کیفیت بخشیِ نفش رسانه های تبلیغی-شیوه شناسی و روش های تبلیغی مؤثر-اطلاع رساني دقيق در مورد آثار وبرکات نماز وتوانمندیهای کشور در نماز جماعات-قدرداني ازمدیران موفق فرهنگ ساز در زمینه نماز-جلب همكاري نهادها و دستگاه هاي دولتي و غير دولتي در گسترش فرهنگ نماز خوانی - راه اندازي نشريه يا گاهنامه ي های محلی با فرهنگ نماز-بر پايي هفته نماز در مدارس با مشاركت سازمانها ونهادهای گوناگون-افزایش فعالیتهای پرورشي درمورد برکات نمازو آثارش-انتشار كتاب و ايجاد نمايشگاهي -ايجاد ارتباط مستمر و پيگير با مراكز علمي،فرهنگي و پژوهشي جهت تبادل اطلاعات و آمار و استفاده از توان آنها در امر فرهنگ سازی- استفاده از رسانه هاي گروهي مانند راديو و تلويزيون-ارتباط با مراکز آموزش عالي و دانشگاه هاي مناطق وبرگزاري سمينارها و جلسات و کنفرانس ها -تجهيز کتابخانه های مدراس با کتاب های دینی-استفاده از توليدات ديداري، شنيداري، -آموزش خانوادهها با جديت بيشتري پيگيري شود-برگزاری مسابقات تفسیر آیات نماز-توزیع بروشور آیات نماز در مراسمات که نشان دهنده همبستگی واتحاد می باشند- برنامه ریزی برای توسعه اخلاق اسلامی-آسیب شناسی و تحقیقات در زمینه فریضه نماز بررسی نکات قوت وضعف-برنامه ریزی برای آموزش مهارت های زندگی با رویکرد دینی- نواختن زنگ امر به معروف و نهی از منکر ونماز در صبحگا ه روز اول محرم-آموزش،ترویج وفرهنگ سازی نماز و نماز خوانی-استفاده از تجربیات کشورهای اسلامی که با استفاده از اهرم مشارکت مردم-آگاهی از نیازها و خواسته‌های جامعه تحت پوشش- وجود مدیریت مشارکت جویانه -اجرای سیاست‌هاو فعالیت های فوق برنامه اساسی در مدارس- و...

نتيجه گيري:اینکه ما در معرض حملات نرم هستیم شکی نیست،امّا ادوات مقابله با جنگ نرم در دسترس است.فقط باید چشم های خود را بشوییم  و به گونه ای دیگر بنگریم و از ظرفیت های موجود به شکل کافی بهره ببریم.اگر بخواهیم آثار نماز را در مقابله با جنگ نرم درجامعه مشاهده کنیم.باید مقدمات وسایل اثر بخشی در وصول به آنان و امکانات هدایت جامع را فراهم نماییم که مهمترین و بزرگترین وسایل تاثیر قدرت،آموزش وپرورش و سازماندهی نیروهای آموزش دیده،متدین، مومن و پرشور و نشاط است.مي توان براي آموزش و فرهنگ سازی به كودكان و دانش آموزان اصول پایه واساسی را آموخت به نحوي كه با ورود دانش آموزان به جامعه و باز گشت آنان نزد خانواده خود به نوعي با سفير فرهنگي سر و كار داشته باشيم. راهکار خنثي سازي و بي اثر کردن تلاش هاي دشمنان،ايجاد فضاي بصیرت وآگاهی در درون و عملکرد امت اسلامی از طریق خودشناسی می باشد افشاي حقايق و توطئه هاي دشمنان جهان اسلام و تقويت زمينه هاي انسجام و وحدت در زمره راهکارهايي هستند که مي توانند در ناکامي نقشه هاي مراکز استراتژي سازي دشمنان در ايجاد جنگ نرم عليه مسلمانان تاثيرگذار باشند.

منابع و ماخذ

-امام خميني(ره)،( 1373)،قيام عاشورادركلام وپيام امام خميني(ره)،تهران:نشر آثار امام خميني

-بي نا،(1384)جنگ رواني،فصلنامه نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها،شماره14 ص 9.

- باهنر ، ناصر ، ( 1371 ) : « آموزش معارف ديني به كودكان » مجموعه مقالات سمپوزيوم جايگاه تربيت در آموزش و پرورش دوره ابتدايي ، تهران انتشارات تربيت .

- بهزادي چينجاني ، زهرا ( ويژه نامه تابستان 1380 ) : تعليم و تربيت فرزندان و خانواده ، ماهنامه تربيت ، سال شانزدهم .

-پورعباسی، غلامعلی (1375).جنگ نرم چیست؟.فصلنامه حوزه و دانشگاه، ش9، صص 41-35.

- جعفري، محمدتقي، 1364. ترجمه و شرح نهج البلاغه،تهران،دفتر نشر و فرهنگ اسلامي

- خدابخشي، سريرا ( 1379 ) : « نماز چشمه اي جوشان است » ، حقيقت عشق ، مجموعه مقالات ممتاز دانش آموزان دختر دبيرستان و پيش دانشگاهي كشور پيرامون نماز،تهران، انتشارات عابد .

-دلاور،علی (1385) روش تحقیق در علوم تربیتی، چاپ پنجم تهران :انتشارات پیام نور.

-دهخدا، علي اكبر،1334. لغت‌نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران

- زرهاني،احمد( 1380 ):« مروري بر عوامل موثردر تربيت ديني با تاكيد بر روش آموزش مشاركتي و فعال »، نگاه به رويدادهاي آموزش و پرورش ، وزارت آموزش و پرورش ، سال دهم ، شماره 180 .

-سرمد،زهره؛بازرگان، عباس و حجازی،(1379).روش های تحقیق در علوم رفتاری.چاپ سوم.تهران،نشر برگه.

- شيرواني، علي،1381،اخلاق اسلامي و مباني نظري آن، قم، دارالفكر، چ دوم

-شيرازي،محمد،1376،جنگ رواني و تبليغات،مفاهيم وكاركردها،تهران:نشر نمايندگي ولي فقيه در سپاه،.

- شرفي،محمد رضا( 1379 و1380 ):« مباني و آثار روان شناختي نماز »ماهنامه تربيت، وزارت آموزش و پرورش.سال شانزدهم،شماره هاي دي 379 ،ص 4 ؛ بهمن 1379، ص ص 25-23 ؛ اسفند 1379، ص ص41-38 ؛ ارديبهشت 1380 .

-طباطبايي،سيدمحمدحسين،الميزان،ترجمة سيدمحمدباقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامي،1363.

ـ طوسي، نصيرالدين محمد، 1364،اخلاق ناصري، تهران، خوارزمي، چ سوم،.

- عزیزی، عباس،1388، نمازو عبادت امام علی(ع)؛ قم، انتشارات صلاة، چاپ ششم،

-عطاري،سيد احمد( 1380 ):« راهكارهاي عملي براي جذب فراگيران به نماز » ، ماهنامه تربيت ، وزارت آموزش و پرورش ، سال شانزدهم ، ص 79 .

-قرضاوی، یوسف،1385،بیداری اسلامی و فرهنگ اختلاف؛ ترجمه قادری، تهران، انتشارات مترجم

-موسوی راد لاهیجی، سید حسین، نماز از دیدگاه قرآن و احادیث؛ قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهاردهم، 1374

-محقق کجیدی،محمدکاظم(1375، 21مهر)، تبیین پیشینه جنگ نرم، روزنامه کیهان، ص6.

-مقدسی پور،علی،اصول و روشهای آموزش مفاهیم دینی ،ماهنامه معرفت،شماره 75،ص 36

-محمدي نجم،سيدحسين(1384)،نقش عمليات فصلنامه عمليات رواني،سال سوم، شماره 9،ص 22

-مطهری،مرتضی(1372).آشنایی با علوم اسلامی.چاپ پنجم.قم،دفتر انتشارات اسلامی.

- مطهري،مرتضي ،1380،مقدمه اي بر جهان بيني اسلام، انتشارات صدرا .

- مظاهری،حسین،تربیت فرزند از نظر اسلام، انتشارات روحانی، قم ، 1378، صص 95ـ 112

-مکارم شیرازی،حسن،(1370)،مدیریت و فرماندهی در اسلام،.تهران. انتشارات هدف.

- موگهی،عبدالکریم؛ روشهای تربیت دینی ، ماهنامه فرهنگی یاس، 1380 ، پ 8 ، ص 42

- نراقی،احمد، معراج السعادة؛ تهران،انتشارات دهقان، چاپ چهاردهم، 1382

-وي.اي.دي،(1378)جنگ رواني،ترجمه گروه علوم انساني جهاد دانشگاهي،تهران:جهاد دانشگاهي.

-www.hodabook.ir/files/maghalat/jangenarmeemrikaoiran.htmذخيره شده

-www.shahidreza.blogfa.com/cat-24.aspxذخيره شده

 



[1] - Central Intelligence Agency

[2] -Role

[3] - Prayer

[4] - Confronting

[5] - Soft Warfare

[6] -Sustainable Security

 

3-Strategic  planning

4-Operational planning

[9]- Special Planning

[10] - Method       

                             

          


موضوعات مرتبط: خانواده وزندگی، جامعه وسیاست، اندیشه ومذهب، مقالات، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی، آموزش قرآن،نماز،احکام
[ سه شنبه پنجم دی 1391 ] [ 16:0 ] [ بهروز علمی مریان ]

معمولا معلمان معترض هستند که یاد دادن یکسری اطلاعات خشک و بی روح به بچه ها و یادآوری آن در امتحانات بسیار سهل الوصول تر است از اینکه به آنها یاد دهیم که چگونه فکر کنند. آیا می توان اندیشیدن را به دانش آموزان آموخت؟ تحقیقات می گویند: «بله»

 

 

معمولا معلمان معترض هستند که یاد دادن یکسری اطلاعات خشک و بی روح به بچه ها و یادآوری آن در امتحانات بسیار سهل الوصول تر است از اینکه به آنها یاد دهیم که چگونه فکر کنند. آیا می توان اندیشیدن را به دانش آموزان آموخت؟ تحقیقات می گویند: «بله»

 

بخشی از تفکر، از تجربه نشات می گیرد؛ بنابراین برای اینکه بچه ها یاد بگیرند چطور فکر کنند (که شامل چگونگی ارزیابی آنها از موقعیت، چگونگی توجه آنها بر مهمترین جنبه ها، نحوه تصمیم گیری برای انجام کار، و چگونگی ادامه کار می شود) نیاز به تجربه دارند.

 

● اما چگونه می شود بستر مناسب برای تجربه کودکان را فراهم آورد؟

 

مهارتهای فکر کردن درباره فعالیت های روزانه در مدرسه یا خانه را باید به کودکان و نوجوانان آموخت. این کار می تواند بسیار ساده آغاز شود. از خردسال ها سوالات با انتهای باز بپرسید که با آیا، چرا و چطور شروع می شوند؛ و درحالی که سوالات را برایشان می خوانید آنها را تشویق کنید مهارتهای کلامی خود را بهبود بخشند، این سوالات پرسشی می تواند کمک کند تا کودکان چگونه فکر کردن را یاد بگیرند. همین روش به کودکان سنین بالاتر هم می تواند کمک کند.

 

۱)- از کودکان بخواهید اطلاعات را با هم «جفت و جور» کرده و داده های جدید را با آنچه از قبل میدانستند، مقایسه کنند. این کار به آنها کمک می کند یاد بگیرند، ارتباط بین لغات یا مفاهیم را بشناسند و دریابند دو موضوع در چه نکاتی و مواردی با هم اشتراک و در چه مواردی با هم تفاوت دارند. دانش آموزان می توانند از طبقه بندی کردن اشیاء استفاده کنند که به آنها در یادآوری بهتر مطلب و اندوخته های ذهنیشان کمک کند.

 

۲)- عملکرد «تفکر انتقادی» را که توانایی ارزیابی کردن اطلاعات است را به بچه ها بیاموزید. به آنها بیاموزید تا درباره هر چیزی که می شنوند یا میخواهند که به دست بیاورند چهار پرسش بپرسند.

 

الف) آیا آن چیز جالب و درخور شایسته است؟

 

ب) دانستن اطلاعاتی راجع به ان چیز می تواند جزو اطلاعاتی قرار گیرد که اطلاعات عمومی به شمار میآید؟ مثلا اکسیژن ترکیب شده است از O۲ H

 

ج) اگر جزو اطلاعات عمومی قرار نمی گیرد، دلیل خاص بودن آن چیست و چرا کودک میل دارد راجع به آن نکاتی را بداند. اگر دلیلی دارد، آیا دلیل معتبر هست یا خیر؟ اگر نیست، بچه ها باید یادبگیرند که تلاشی برای درک و دانستن اطلاعاتی که به دردشان نمی خورد یا آن را دوست ندارند، نکنند.

 

د) به بچه ها نشان دهید چطور به یک مسأله نزدیک شوند:

 

▪ کودکان نیاز دارند تشخیص دهند چه چیزهایی را می دانند، چه چیزهایی را نمی دانند و باید چه کاری انجام دهند، سپس آنها می توانند

 

▪ نقشه یی را برای حل مساله طراحی کنند.

 

▪ نقشه یی را ارزیابی کنند و تصمیم بگیرند که آیا موثر هست یا خیر؟

 

۳)- از «راهنمای تصورات ذهنی» و تصویر یک حادثه یا تجربه استفاده کنید. تخیلات حسی به ما کمک میکنند که اطلاعات را در حافظه بلندمدت ذخیره کنیم. هر چه از ظرفیت بیشتر حواسمان استفاده کنیم، بهتر است. به این ترتیب ممکن است از بچه ها خواسته شود در حین خواندن داستان هایی درباره صحرا، آن را «ببینند»  شن های آنجا را لمس کنند، به صدای باد گوش دهند و گرما و تشنگی را احساس کنند. این رویکرد از جزییات و حواشی استفاده می کند.

 

۴)- به بچه ها یاد دهید فراتر از آنچه یادگرفته اند، فکر کنند. ممکن است از بچه ها خواسته شود در حین مطالعه انقلاب آمریکا بگویند سربازان در دوره «فورگ» چه احساسی داشتند؟ چه لباسی پوشیده بودند؟ تصور کنید شما در آن موقعیت قرار گرفته اید، نامه یی به خانواده خود بنویسید.

 

۵)- خلاقیت را بر انگیزید. از بچه ها بخواهید اطلاعات تازه یی را خلق کنند یا بسازند. مثلا یک وسیله خانگی برای یکی از کارهای سخت خانگی درست کنند.

 

۶)- طرح های خلاق پیشنهاد کنید. مثل نوشتن یک شعر یا طراحی یک تصویر. بچه ها را تشویق کنید. نسخه دست اول تهیه کنند تا بعد آن را چاپ کنند.

 

۷)- به کودکان ابزار اساسی کار را بدهید و به آنها یاد دهید چطور و چه وقت آنها را به کار ببرند، مثل خواندن نقشه، انجام محاسبات و کاربرد ذره بین.

 

۸)- بچه ها را تشویق کنید اهداف را مرتب کنند و یک چارچوب زمانی برای آنها مشخص کنند و سپس آنها را یادداشت کنند. به این ترتیب می توانند پیشرفت خود را ببینند.

 

۹)- کودکان را یاری دهید تا بیاموزند چطور مهمترین نکات آنچه را که می خوانند می بینند یا می شنوند، پیدا کنند.

 

۱۰)- کودکان را به نوشتن ترغیب کنید. زیرا وقتی افکار را بخواهیم بر روی کاغذ بیاوریم ناچار باید آنها را مرتب کنیم. طرح هایی که بچه ها می توانند از آن لذت برده و چیزهایی از آن بیاموزند؛ از جمله نگهداری یک مجله، ارایه یک بحث به یکی از والدین (برای افزایش پول تو جیبی یا خرید یک چیز خاص یا یک حق) یا نوشتن نام به یک شخص مشهور

      


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، خانواده وزندگی، مقالات، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ شنبه بیست و پنجم آذر 1391 ] [ 23:45 ] [ بهروز علمی مریان ]

 

ویژگیها و خصوصیات یک تدریس خوب

تدریس جنبه های متفاوتی دارد. هر کدام از جنبه های مهارتی، هنری و اخلاقی تدریس، در موفقیت برنامه های آموزشی و تربیتی نقش سازنده دارند. تدریس مستقیماً در پرورش و اصلاح رفتار دانش آموزان تأثیر می گذارد. با توجه به اهمیت تدریس در تحقق اهداف برنامه های آموزشی و تربیتی، در این مقاله ماهیت تدریس را توضیح می دهیم و برخی نشانه های تدریس خوب را یادآوری می کنیم.

تدریس فعالیتی است سهل و ممتنع. سهل است اگر آن را صرفاً ارائه ی اطلاعات بدانیم و سخت است اگر بخواهیم دانش آموزان در مدت و شرایط معینی، به اهداف تربیتی مشخص و از پیش تعیین شده ای نایل آیند و از موفقیت خود خوش حال باشند.

 

علمای تعلیم و تربیت، ماهیت تدریس را با سه دیدگاه متفاوت مشخص کرده اند. این سه دیدگاه عبارت اند از:

1. تدریس حرفه ای است دارای فنون و مهارت های ظریف. هر معلمی که بخواهد در کار خود موفق شود، باید این مهارت ها را به خوبی یاد بگیرد. کاربرد این مهارت ها در تدریس، حاکی از آن است که معلم، از اهداف آموزشی آگاهی و درک کاملی دارد. ساختار و نظام علمی را که آموزش می دهد، می شناسد و بر دانش مدیریت آموزشی و کاربرد مهارت ها و روش های تدریس ،به هنگام تنظیم و اجرای فرایند یاددهی و یادگیری، مسلط است.

 

2. تدریس هنری است وابسته به علوم تربیتی. از این رو، به تبع پیشرفت علوم تربیتی، در شیوه های تدریس نیز تغییر و تحول ایجاد می شود. علوم تربیتی رشته ای است پویا و در حال رشد که به طور دائم از نتایج تحقیقات علوم انسانی در زمینه هایی مانند جامعه شناسی، زیست شناسی، روان شناسی، فلسفه و تاریخ بهره می گیرد و روز به روز گنجینه ی دانش و تجربیات علمی و عملی خود را غنی تر می سازد. تدریس هنری است که می توان کیفیت آن را با بهره گیری از نتایج تحقیقات جدید علوم تربیتی، تجربه های آزمایشگاهی و کلاس درس، بهبود بخشید. هم چنین تدریس هنر است، زیرا ارتقای کیفیت آن، مستلزم برنامه ریزی و به کارگیری فعالیت های مبتکرانه، هوشمندانه و آگاهانه ی معلم است. از طریق تدریس هنرمندانه است که معلم می تواند رفتارهای دانش آموزان را اصلاح کند و در آن ها تغییرات مطلوب به وجود آورد.

 

در حقیقت می توان گفت تدریس، ابزار تعلیم و تربیت است، برای کنترل آگاهانه ی تأثیرات برنامه ها و اقداماتی که به منظور اصلاح رفتار، هدایت و رشد دانش آموزان طراحی و اجرا می شود. بنابراین اجرای موفقیت آمیز برنامه های تعلیم و تربیت در جهت شکوفایی استعدادهای جوانان، پیشرفت کشور در زمینه های گوناگون علمی، صنعتی و اقتصادی، و مهم تر از همه ایجاد جامعه ای سالم و نسل صالح، به سبب همّت و تلاش معلمان توانمند و متعهد فراهم می شود و چنین تلاشی فراتر از تسهیل یادگیری و ارائه ی اطلاعات علمی است.

3. در گرایش های جدید علوم تربیتی، تدریس نوعی خدمت اجتماعی تلقی می شود. معلم، خادم صادق و مورد اعتماد جامعه است. او علاوه بر شکل دهی، اصلاح و رشد رفتارهای دانش آموزان، وظیفه دارد از فرهنگ و الگوهای  جامعه ی خود پاس داری کند و در توسعه ی آن ها بکوشد. به یقین چنین نقش متعالی و پر مسئولیتی را تنها معلمی می تواند به درستی ایفا کند که خود مظهر انسانیت و نمادی از یک انسان صادق، فداکار و با محبت باشد. در این نگرش، معلم فردی است خیرخواه که برای تربیت نسل جوان بیش تر از خرد و جان خود مایه می گذارد تا از «بیان و کلام». او فردی است متعهد که رفتار و اخلاق نیکویش در دانش آموزان تأثیر مثبت می گذارد و در دل آن ها امید و نشاط می آفریند.

مهرورزی و ملاطفت، خیرخواهی و ارشاد، روشن گری و علم آموزی، صبر و بردباری، فداکاری و گذشت و... از نشانه های بارز وقار معنوی این گروه از معلمان است که تأثیرات عمیق و مثبت آن ها تا عمر باقی است، در دل و جان می ماند.

 

با توجه به ماهیت تدریس از منظر این سه دیدگاه، نتیجه می گیریم که تدریس خوب نمی تواند (به سبب تنوع اهداف آموزشی) در چارچوب نظری یکی از این سه دیدگاه محدود و مقید بماند. بنابراین، نشانه های تدریس خوب باید شامل نکات برجسته ی هر سه دیدگاه باشد. برخی از این نشانه ها عبارتند از:

* دوری از تحکم و دستورهای آمرانه و استفاده از روش هدایت و راهنمایی برای انجام فعالیت های یادگیری

* ارتقای کیفیت، کمیت و سرعت یادگیری به وسیله ی ایجاد شرایط مناسب برای تعامل و تفاهم در کلاس درس

* تهیه و تنظیم طرح درس انعطاف پذیر و تکمیل آن در کلاس درس متناسب با عکس العمل های دانش آموزان به هنگام تدریس

* مشورت با دانش آموزان در تنظیم برنامه ها و تصمیم گیری های جدید و شرکت دادن آن ها در اجرای فعالیت های آموزشی

* ایجاد فرصت و شرایط لازم برای آزادی در فعالیت های فردی و گروهی، احترام به عقاید دانش آموزان و استقبال از پیشنهادات و ابتکاراتی که ارائه می دهند.

* ایجاد انگیزه در دانش آموزان و ارائه ی محرک های گوناگون به آن ها، به منظور تشویق و ترغیب برای مشارکت فعال در بحث و گفت و گوها، یادگیری درس ها، تکمیل مطالب درسی در خانه و پی گیری مطالب جدید از طریق مطالعه ی آزاد

* تشخیص نقاط ضعف و مشکلات آموزشی خاص دانش آموزان با توجه به تفاوت های فردی آن ها، و ارائه ی راه حل های ساده و مشگل گشا.

و بالاتر از همه، ایجاد اعتماد به نفس و خودباوری در دانش آموزان؛ تا روز به روز از وابستگی شدید آن ها به معلم و والدین در یادگیری و انجام کارها کاسته شود، به انجام وظایف و تکالیف و مطالعات آزاد عادت کنند و در انجام بسیاری از کارها، خود- رهبر و علاقه مند به مشاوره و تحقیق باشند. این گونه تمایلات باید در تمام فعالیت های یادگیری دانش آموزان به چشم بخورد. بنابراین، لازم است در فعالیت های آموزشی معلم مانند روش های تدریس، تعامل با دانش آموزان، تعیین تکلیف، نوع سنجش و ارزشیابی و... نشانه های هدایت و رهبری دانش آموزان به سوی استقلال فردی، رشد معنوی و فکری، خودباوری و شهامت، دیده شود.


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، معرفی کتاب، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ جمعه هفدهم آذر 1391 ] [ 23:42 ] [ بهروز علمی مریان ]

مشکلات ما را متوقف نمي کنند، بلکه به ما آموزش مي دهند. (برایان تریسی)

اگر نيت يكصد ساله داريد انسان تربيت كنيد. (امیرکبیر)


 


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، شخصی، آموزش وپرورش، منابع و آزمون کاردانی -کارشناسی-،ارشد و دکترا، نکات مدیریتی، دانشجویان دانشگاه پیام نور
[ جمعه هفدهم آذر 1391 ] [ 23:18 ] [ بهروز علمی مریان ]

 
احادیثی از پیامبر اکرم(ص)

۱- قالَ حسين بن علي ع : کانَ رَسُولُ الله ص يَخزِنُ لِسانَهُ اِلاّ عَمّا کانَ يُعنيهِ امام حسين ع مي فرمايند: «پيامبر خدا ص زبان خود را از بيان سخنان غير لازم نگاه مي داشت» سنن النبي 50

2-قال الحسين ع : مَجلِسُهُ مجلِسُ حلمٍ و حَياءٍ ، وَ صِدقٍ و أمانَةٍ، امام حسين ع مي فرمايند: «مجلس پيامبر ص ، مجلس بردباري ، حياء و راستگوئي و امانت بود سنن النبي 52

3-قال علي ع : کان دائِمَ البِشرِ، سَهلَ الخُلُقِ ، ليَِّنَ الجانِبِ حضرت علي ع فرمود: «پيامبر ص هميشه خوشرو ، خوش خلق و نرم خوي بود» سنن النبي 52


4-قال : سَمِعتُ النبي ص يقول : بُعِثتُ بِمَکارِمِ الاَخلاقِ وَ مَحاسِنِها امام علي ع فرمود: از رسول خدا ص شنيدم که اينگونه فرمود: «من با اخلاق نيک و شايسته مبعوث گرديدم.» امالي شيخ طوسي 2 : 209

 5-عَنِ النَّبي ص انَّهُ کانَ يُسَلِّمُ علي الصَّغيرِ وَ الکَبيرِ رسول خدا ص به کوچک و بزرگ سلام

مي نمود. المستدرک 8 : 364


 6-قالَ : کانَ رسُول الله ص اَکثَرَ ما يَجلِسُ تِجاهَ القِبلَةِ امام صادق ع فرمود: «رسول خدا ص اکثر اوقات رو به قبله مي نشست» الکافي 2: 661

 7-قال الصادق ع : کان رَسُولُ الله ص اِذا دَخَلَ مَنزِلاً قَعَدَ في اَدنَي المَجلِسِ اِليهِ حينَ يَدخُلُ امام صادق ع فرمود: «هنگامي که رسول خدا ص وارد مجلس مي شد، در نزديک ترين جاي به محل ورود خود مي نشست.» الکافي 2 : 662


 8-عن النبي ص : مُرُوَّتُنا اَهلَ البَيتِ : اَلعَفوُ عَمَّن ظَلَمَنا وَ اِعطاءُ مَن حَرَمَنا رسول خدا ص فرمود: «جوانمردي ما اهل بيت در اين است که از کساني که به ما ظلم مي کنند ، گذشت مي نمائيم و به کساني که ما را محروم ساختند، بخشش مي نمائيم.» تحف العقول 38


 9-قال رسول الله ص : اَمَرَني رَبّي بِحُبِّ المَساکينَ المُسلِمينَ مِنهُم رسول خدا ص فرمود: پروردگارم مرا به دوست داشتن فقيران فرمان داده است. الکافي : 8


 10-قال : اِنَّ الصَّبرَ ، والصِّدقَ ، والحُلمَ ، و حُسنَ الخُلقِ ، مِن اَخلاقِ الَانبياءِ : امام صادق ع فرمود: «صبر، راستگويي، بردباري و حسن خلق از اخلاق پيامبران است» ارشاد القلوب : 133

11-قال رسول الله ص : اَکرَمُ اَخلاقِ النَّبِيِيّنَ وَ الصّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالحينَ التَّزاوُرُ في اللهِ رسول خدا ص فرمودند: «گرامي ترين و بهترين اخلاق پيامبران ، صديقين ، شهداء و صالحين به زيارت يکديگر رفتن در راه خدا مي باشد.» دعائم الاسلام 2 : 106

12-قال رسول الله ص : بُعِثتُ لِلحِلمِ مَرکَزاً وَ لِلعِلمِ مَعدِناً وَ لِلصَّبرِ مَسکَناً رسول خدا ص فرمود: «من مبعوث شدم تا مرکز حلم ، معدن علم و مسکن صبر باشم.» مصباح الشريعه : 155

13-ان رسول الله ص قال : اِنَّ اللهَ اُوحي اِلَيَّ اَن اُحِبَّ اَربَعَةً : عَليّاً وَ اَباذَرٍّ وَ سَلمانَ وَ المِقدادَ رسول خدا ص فرمود:« خداوند متعال به من وحي فرموده است که چهار نفر را دوست بدارم : علي ، ابوذر ، سلمان و مقداد» تفسير العياشي 1: 328

14-قال الصادق ع : اَلقَرضُ وَ العارِيَةُ وَ قِريَ الضَّيفِ مِنَ السُّنََّةِ امام صادق ع فرمود:«قرض دادن ، عاريه دادن ، و پذيرائي از ميهمان ، جزو سنت است» دعائم الاسلام2: 489

15-قال ابوعبدالله ع : عَلَيکُم بِصَلاةِ اللَّيلِ فَانَّها سُنَّةُ نَبِيّکُم امام صادق ع فرمودند:« بر شما باد به نماز شب ، چرا که نماز شب سنت پيامبرتان مي باشد.» تهذيب الاحکام 2

 16- قال رسول الله ص : اَلا خَيرُکُم خَيرُکُم لِنِسائِه وَ اَنَا خَيرُکُم لِنِسائي رسول خدا ص فرمود: «بدانيد که بهترين شما کساني هستند که نسبت به زنان خويش مهربانتر مي باشند و من در اين باره بهترين شما هستم. » في الفقيه 3: 443

 17- کان رسول الله ص اِذا بُشِّرَ بِجاريَةٍ قالَ : رَيحانَةٌ وَ رِزقُها عَلَي الله « هرگاه بشارت به دنيا آمدن دختري را به پيامبر ص مي دادند ، مي فرمود:« ريحانه است و رزق او برعهده خداست.» الجعفريات 189

18- قال النبي ص : اُمِرتُ أَن آخُذَ الصَّدَقَةَ مِن أَغنيائِکُم فَأَرُدَّها فِي فُقَرائِکُم رسول خدا ص فرمود: « من مأمورم که زکات و صدقه را از ثروتمندان شما گرفته و به فقيرانتان بدهم» سنن النبي122

19-عن ابي عبدالله ع قال : کانَ رَسولُ الله ص يُنفِقُ في الطّيبِ اَکثَرَ مِمَّا يُنفِقُ في الطَّعامِ امام صادق ع فرمودند : « رسول خدا ص بيشتر از مقداري که براي خوراک خرج مي نمود ، پول براي عطر مي داد» سنن النبي

 20-قال ابي عبدالله ع : مِنَ السُّنَّةِ الصَّلاةُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ يَومَ الجُمُعَةِ اَلفَ مَرَّةٍ وَ في غَيرِ الجُمُعَةِ مِائَةُ مَرَّةٍ امام صادق ع فرمودند: « صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد هزار بار در روز جمعه و صد مرتبه در روزهاي غير جمعه از سنت است » سنن النبي

21-عَنِ النّبي اَنَّهُ کانَ يَقُولُ قَبلَ القِراءَةِ اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ رسول خدا ص در نماز، قبل از مشغول شدن به خواندن قرائت ، «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» مي گفت. ذکري الشيعه 191

 22- قال رسول الله ص : جُعِلَ قُرَّةُ عَيني في الصَّلاةِ وَ الصَّومِ رسول خدا ص مي فرمودند: «نور چشم من در نماز و روزه قرار داده شده است» مکارم الاخلاق 34

23-قال رسول الله ص : لَرَکعَتانِ في جَوفِ اللَيلِ اَحَبُّ اِليَّ مِنَ الدُّنيا وَ ما فيها رسول خدا ص فرمودند: «به جاي آوردن دو رکعت نماز در دل شب ، نزد من محبوب تر است از دنيا و آنچه در آن است.» علل الشرايع 363

24-عن ابي جعفر ع في حديث أن رسول الله ص کانَ أَحسَنَ النّاسِ صَوتاً بِالقُرآنِ امام باقر ع فرمودند: «همانا رسول خدا ص قرآن را از همه مردم خوش صداتر مي خواند.» تفسير العياشي 2:295


 25-عن الرضا ع اَنَّهُ کانَ يَقُولُ لِاَصحابِهِ عَليکُم بِسِلاحِ الَانبياءِ فَقيلَ وَ ما سِلاحُ الَانبياء ؟ قالَ : اَلدُّعاءُ حضرت امام رضا ع به ياران خويش فرمودند: «سلاح پيامبران را همراه خود داشته باشيد. به امام گفتند: سلاح پيامبران چيست ؟ فرمود : «دعا کردن» الکافي 2 : 468 26-کانَ رَسولُ الله ص يَتَعَوَّذُ في کُلٍّ يَومٍ مِن سَتٍّ : مِنَ الشَّکِ وَ الشِّرکِ وَ الحَميَّةِ وَ الغَضَبِ وَ البَغي وَ الحَسَدِ رسول خدا ص در هر روز از شش چيز به خدا پناه مي برد: از شک ، شرک ، تعصب بي جا، خشم ، ستم و حسد. الخصال : 329

27-قالَ جبرئيل : يا مُحَمَّدُ قُل في کُلِّ أَوقاتِکَ : اَلحَمدُ لله رَبِّ العالَمينَ » « جبرئيل به پيامبر ص فرمود : اي محمد ! بگو در همه اوقاتت : الحمد لله رب العالمين » امالي الشيخ المفيد :347

 28- کانَ رسُولُ اللهِ ص لا يُؤثِرُ عَلَي الصَّلاةِ عِشاءً وَ لا غَيرَهُ وَ کانَ اِذا دَخَلَ وَقتُها کَاَنَّهُ لا يَعرِفُ اَهلاً وَ لا حَميماً امام علي ع فرمودند : رسول خدا ص هيچ چيز را از شام و غير آن بر نماز مقدم نمي داشت و هنگامي که وقت نماز مي شد ، گوئي هيچ کدام از اهل و عيال قوم و خويش ، دوست و رفيق خود را نمي شناخت. وعدة الداعي :139

 29-عن الرضا ع قال : اِنّا اَهلُ بَيتٍ نَري وَعدَنا عَلَينا دَيناً کَما صَنَعَ رَسُولُ اللهِ ص امام رضا ع فرمودند : «ما اهل بيت وعده هاي خودمان را بر خويشتن ، دين حساب مي کنيم ، همچنانکه رسول خدا ص اين کار را مي کرد .» تحف العقول 446

30- کانَ النَّبِيُّ ص : يَنتَظِرُ وَقتَ الصَّلاةِ وَ يَشتَدُّ شَوقُهُ وَ يَتَرَقَّبُ دُخُولَهُ وَ يَقولُ لِبَلالَ مُوذِّنِهِ : اَرِحنا يا بِلال رسول خدا ص مشتاقانه انتظار وقت نماز را مي کشيد و بر آن مراقبت مي نمود و هنگامي که وقت نماز فرا مي رسيد، به مؤذن خود بلال مي فرمود: اي بلال ! با اذان گفتن شادمان نما اسرار الصلاة : 120

31-قال رسول الله ص : مَن أَرادَ أَن يَشُمَّ رائِحَتي فَليَشُمَّ الوَردَ الاَحمَرَ رسول خدا ص فرمودند: « هر کس که مي خواهد عطر مرا استشمام کند ، گل محمدي را بو نمايد .» مکارم الاخلاق 44

 32- قال رسول الله ص الدال عَلي الخَير کفاعله راهنمايي به نيکي مثل کسي است که آن را

انجام مي دهد . (الکافي)

33- قال رسول الله ص : العبادة سبعون جزءاً افضلها طلب الحلال پيامبر اکرم ص فرمودند: عبادت هفتاد بخش است برترين آنها کسب (درآمد) حلال است

34- قال رسول الله ص : اکثر ما تلج به اُمتي الجنّة تقوي الله و حُسن الخلق پيامبر اکرم ص فرمودند: بيشترين چيزی که امت من به سبب آن وارد بهشت می شوند پرهیزگاری و حسن خلق است کافی ج 2 ص 100

35- قال رسول الله ص : من احبّ ان یُستجاب دعاؤه فلیُطب مطعَمَه و مکسَبه پیامبر اکرم ص فرمودند : هر کس دوست دارد دعایش مستجاب شود پس باید خوراک و کسب خود را حلال و پاکیزه کند بحار ج 93 ص 37

36-کان رسول الله ص : وَ یُحَسِّنُ الحَسَنَ وَ یُقَوّیهِ وَ یُقَبِّحُ القَبیحَ وَ یُوهِنُهُ کارهای نیک را تحسین و تقویت می نمود و کارهای زشت را قبیح و حقیر می شمرد (سنن النبی 50)

 37- امام علی ع فرمود: فَتَأسَّ بِنَبیَّّکَ الاََطیَبِ الاَطهَرِ به پیامبر ص پاک و پاکیزه اقتدا نما (سنن النبی 66)

38-وَ کانَ المُحَدِثُ عَنهُ یَقُولُ: لَم اَرَ بِعَینَیَّ مِثلَهُ قَبلَهُ وَ لا بَعدَهُ ص هر کس که محضر پیامبر ص درک کرده بود می گفت مانند پیامبر هیچکس را نه از پیشینیان و نه بعد ندیده ام. ( مکارم الاخلاق 23)

39-کانَ رَسُولُ اللهِ ص اِذا حَزَنَهُ اَمرٌ فَزَعَ اِلیَ الصَّلاهِ هنگامی که رسول خدا ص از چیزی محزون و غمناک می گردید به نماز پناه می برد. (مجمع البیان 6: 347 سوره الحجر)

40- اول ما یوضع فی میزان العبد یوم القیمة حسن خلقه اولین چیزی که در روز قیامت در میزان اعمال بنده قرار می گیرد اخلاق پسندیده او است . وسائل الشیعه ج 12 ص 157

 


 


موضوعات مرتبط: عمومی، خانواده وزندگی، شخصی، اندیشه ومذهب، نکات مدیریتی، پزشکی، آموزش قرآن،نماز،احکام
[ چهارشنبه پانزدهم آذر 1391 ] [ 17:5 ] [ بهروز علمی مریان ]
 

 کلاس درس دانش آموزان روستای ارده



هر معلمی با بالا رفتن تجربه اش پی خواهد برد که باید به برخی کارهای ضروری در کلاس درس توجه نماید ، بعضی اعمال را نباید انجام دهد، و خود را در کلاس برای دقایقی به جای شاگردان فرض نماید . تجربه نشان داده معلمانی که در کلاس درس فعالیت و تحرک بیشتری داشته ، به شغل خود علاقه و عشق می ورزند ، هدف های متنوعی دارند ، درگیری ها و جنگ اعصاب کمتری داشته باشند ، دیر تر از دیگران فرسوده و شکسته خواهند شد و همیشه به عنوان فردی شاداب و با نشاط و موفق در شغل خود نزد دیگران شناخته شده اند . در زیر به صورت خلاصه ، کارهایی که معمولا" در کلاس درس باعث حلب توجه دانش آموزان ، علاقمندی به درس و معلم و نشاط آنان میشود و برگفته از تجارب شخصی است ، ذکر می گردد .

       با شنیدن نام " برنامه " یا " طرح درس " یا " طرحی برای مدیریت کلاس"  ، اذهان به سراغ چندین صفحه کاغذ می رود که در آن با دقیقه و ثانیه ، ریز فعالیتها نوشته شده و به عبارتی ، معلم را در چهار چوب مقرراتی ، محصور می کند ، (و به این دلیل خیلی ها حتی در مورد آن هم صحبت نمی کنند) اما مقصود از داشتن برنامه ، الزاما" با ثبت آن ( و چیزی شبیه به طرح درس معرفی شده در کتب روش تدریس ) ، یکسان نیست . موارد زیر در دوره ابتدایی تا دبیرستان اعمال شده است و تاثیرات شگرفی بر دانش آموزان داشته است :

1-     به محض مشاهده علایم خستگی در دانش آموزان و حواس پرتی آنان ، جریان تدریس  یا پرسش را قطع کرده و به آنها اجازه داده شود که از جای خود بلند شده ، کشش عضلانی داشته ، نفسی بکشند و دقایقی کوتاه آزاد باشند ( در این حال تحمل برخی مزه پرانی ها به هم در جلسات اول  ، ضروری است و سپس عادت خواهند کرد ) ، اگر بدون توجه به خستگی دانش آموزان به تدریس یا پرسش ادامه دهیم ، در واقع کاری بیهوده و بی ثمر را دنبال خواهیم کرد .

2-     هیچگاه بدون اطلاع قبلی ، پرسش کلاسی یا امتحان کتبی برگزار نکنیم و حتی در جلسه قبل ، صفحات و نوع پرسش و حتی افرادی که از آنان پرسش شفاهی انجام می شود تلویحا" مشخص شوند و این صرفا" برای رفع حالت اضطراب دانش آموزان است ، برخی معلمان برای  حالت " همیشه آماده باش بودن کلاس " توجهی به این نکته ندارند که امتحان یا پرسش  بدون اطلاع قبلی ، از نظر دانش آموزان نوعی مچ گیری محسوب می شود . در رابطه با دانش آموزانی که از آنان پرسش به عمل می آید باید گفت معمولا" به سه دسته تقسیم می شوند و هر کسی تکلیف خود را خواهد دانست و در کنار آن پاسخ گویی داوطلبانه هم مد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب دانش آموزان تمایل بیشتری هم برای جواب دادن دارند و درگیری ها خیلی کمتر می شود .

3-     حتما" قبل از تدریس درس جدید ، خلاصه مطلب قبلی برای دانش آموزان گفته شود و آنها را به هم ربط داد .

4-     اگر وقت اضافه ای در کلاس موجود بود ، نباید گذاشت دانش آموزان از سرو کول هم بالا بروند بلکه به نحوی باید آنها را تحت آموزش قرار داد به عنوان مثال صحبت و تبادل نظر در مورد مسایل اجتماعی محل سکونت ، یا وضع مدرسه و غیره ، دانش آموزان اظهار نطر در جمع را خیلی دوست دارند .

5-     طوری برنامه ریزی شده  که هر جلسه با توجه به دوره تحصیلی و پایه ، حدود 3 تا 5 دقیقه یک رفتار نیکو اجتماعی  فردی ، و یک روایت یا حئیث مرتبط با دانش آموزان در پایان کلاس ذکر می شود . دانش آموزان آن را یاداشت می کنند این موارد حتی در کلاس ریاضی  و تاریخ و غیره هم امکان پذیر است و اگر حالت اظهار نظر پیدا کند ، از آن به عنوان روش تدریس  " قضاوت به شیوه حقوقی"  هم   استفاده می شود .

6-     با بهره گیری از روش ایفای نقش ( برای هر درسی امکان دارد) توسط دانش اموزان ، منظور خود و موضوع  را سریعتر و بهتر به دانش آموزان منتقل کنید ، بهتر است جلسه قبل ، قرار ایفای نقش ، موضوعات و شرکت کنندگان مشخص شوند .حمید رضا ترکمندی http://moallem1.blogfa.com

7-     به صلاحدید معلم می توان هر جلسه یکی از دانش آموزان را به ترتیب انتخاب کرد تا مطالبی در راستای درس را به دانش آموزان ارائه دهد ( این کار بین دانش آموزان به نام کنفرانس  مشهور است) . اگر معلم بتواند اهداف این کار را کاملا" تشریح و زمینه های آن را فراهم نماید ، شاگردان هم بدان علاقمند خواهند شد ، در صورتی که همه کلاس در برنامه شرکت کنند ، موانعی مانند  تمسخر دیگران ،اضراب صحبت در روبروی همکلاسی ها و غیره به تدریج  کمتر خواهد شد .

8-     استفاده از ارزانترین و کاراترین تشویق ها یعنی تشویق لفظی ( با دلیل نه طبق عادت کلامی ) را در کلاس هرگز فراموش نکنید . کلماتی مانند : آفرین !  احسنت !  خوبه ! باریک ا...! تشکر ! به جابود ! خوشحالم ! و غیره اثری شگفت انگیز دارد .

9-     استفاده از  تشویق " کف زدن " توسط کل کلاس برای موفقیتهای کوچک و بزرگ آنان ، یا به دنبال آمادگی کل دانش آموزان یا گروهی از آنان برای پاسخ گویی به درس ، اتمام درس ، کسب نمرات مطلوب ، اظهار نظرهای مناسب و غیره ، حال و هوای کلاس را عوض خواهد کرد .

10-دو کار در کلاس نباید توسط معلم فراموش شود ، و اثر معجزه آسایی در آرامش و آمادگی دانش آموزان دارد و آن ذکر صلوات در برخی مواقع و یا  تلاوت آیاتی از قرآن مجید با ترجمه توسط یکی از دانش آموزان است . و این کار ارتباطی به دروس خاص ندارد اینکه نباید فقط به کلاس دینی و پرورشی یا قرآن بسپاریم . حداقل هر چند جلسه یکبار شروع کلاس با تلاوت قرآن در آرامش شاگردان موثر است ...

11-بردن روزنامه به کلاس حتی ، دو سه هفته یکبار ،و اختصاص دقایقی از ذکر خلاصه مطالب آن که مرتبط با درس باشد، مفید است .

12-برای پرسش پای تخته الزامی نیست که دانش آموز سرپا و روبروی دانش آموزان بیاستد ، می توان برای آنها که خیلی اضطراب دارند ، یک صندلی روبروی میز معلم گذاشت تا دانش آموزانی که مایل هستند روی آن نشسته و با حالت شبیه به مصاحبه به درس پاسخ گویند ( با اجرای این روش ، کلیه دانش آموزان ، خصوصا" شاگردان مضطرب ، تمایل نشان داده و نمرات مطلوبی کسب کرده اند )

13-هر دو ماه یکبار  به صورت غیر مستقیم نظر دانش آموزان خود را در مورد  شیوه تدریس و کلاس داری و برنامه آن بسنجید ، مطالبی را به شما خواهن گفت که قطعا" تعجب خواهید کرد!(شنیدن یا خوانده انتقادات دانش آموزان  جرات خاصی می خواهد !) و شما باید برای رفع نقایص روش خود اقداماتی بیاندیشید یا از رضایت آنان مطلع شوید.www.zibaweb.com

14-سعی کنید هر ساله با دانش آموزان خود تعدادی عکس دسته جمعی بیاندازید و یکی از دانش آموزان اسامی را پشت عکس یااگر دیجیتالی بود به صورت دستی برای شما بنویسد ، این کار خیلی مورد علاقه دانش آموزان است و احساس صمیمیت خاصی با معلم می کنند و برخی از آنها که برای کلاس درد سر ساز بوده اند با این اعمال ، تغییراتی خواهند داشت . امروزه دوربین های دیجیتالی و غیره  کار را بسیار راحت و کم هزینه کرده اند .

15-حتی در دبیرستان به دانش آموزانی که درخواست بیرون رفتن از کلاس و ابخوری یا غیره را دارند ، توجه نمایید  و در راهنمایی و ابتدایی به هیچ وجه مانع نشوید ، در غیر این صورت آن دسته دانش آموزان به اجبار در کلاس نشسته و حتی گاها" شاهد مشکلات ناخواسته ای خواهید شد مثل : تهوع ، بیهوش شدن از ضعف یا احساس شرمندگی آنان ، برخی معلمان به اشتباه ، عدم اجازه به دانش آموز را نشان از مدیریت مطلوب خود و اداره کلاس می دانند ! برای این مورد باید در شورای معلمان هماهنگی لازم با دفتر صورت گیرد مانند کنترل برای عدم خروج از مدرسه و ...

16-با هماهنگی دفتر مدرسه و انجمن اولیا جوایز هر چند ساده مانند  خودکار و غیره را تهیه و به بهانه های مختلف هر مدت یکبار به دانش آموزان اهدا کنید در این میان دانش آموزانی که پیشرفتهایی داشته اند باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند تا حال مشاهده نشده که آنها جایزه را رد کنند  و هیچ سالی هم نبوده که انجمن اولیا و مدیر مدرسه از تهیه این جوایز کوچک  خوداری نمایند . حتی در دبیرستان هم این موارد به کار گرفته و دانش آموزانی که دارای توانایی مالی بسیار بالایی هستند ، از این کار معلم بسیار خوشحال می شوند .

17-تهیه تراکت هایی برای کلاس توسط معلم در رابطه با درس یا موضوعات دیگر و نصب آن در کلاس ( در حضور دانش آموزان) توجه آنان را به شدت جلب می کند ( قبلا با خودکار و مازیک نوشته می شد ولی امروزه هر مدرسه ای چاپگر دارد ...)نباید این کار را فقط وظیفه مربی پرورشی دانست بلکه برای هر درسی امکان پذیر است .

18-استفاده از روش مصاحبه 2 یا 4 نفری در رابطه با درس یا موضوعات اجتماعی توسط دانش آموزان و با هدایت معلم برای آنان بسیار جذاب است که می توان دو میز را در پای تخته  روبروی هم گذاشت و 4 نفر  دو به  دو برای مدت 5 تا 10 دقیقه  با هم به بحث بپردازند . البته باید جلسه قبل موضوع و افراد مشخص شوند و نظارت کامل معلم برای رسیدن به هدف مد نظر قرار گیرد .

19-هر معلمی در شرایط لازم میتواند مهارت های زندگی را در کلاس به دانش آموزان آموزش دهد گاهی وقت ذکر یک خاطره کوتاه از حسادت ، میتواند در تغییر نگرش دانش آموزان بسیار موثر باشد و درگیری های کلاسی و یا درگیری با دفتر را به طرز چشمگیری کاهش داد ، معلمان چند دهه قبل پند و نصایح خود را از دانش آموزان دریغ نمی کردند و عموما" نتایج مطلوبی داشت و شما هم حتما" خاطره ای از این اعمال معلم در کلاس دارید .

20-رعایت زمانبندی دروس بسیار مهم است اگر در یک جلسه  3 درس داده شود و یا 3 جلسه پشت سر هم فقط پرسش پای تخته بدون تدریس داشته باشیم ، اشکال ایجاد خواهد شد و منتظر خستگی خود و دانش آموزان و افزایش  بی نظمی آنها و جنگ اعصاب برای خود باشید .

21-هر چند وقت یکبار به دانش آموزان اجازه بدهیم خاطرات خوب و بد خود را از کلاس  شما یا کلاس سنوات قبل برای کلاس تعریف کنند ، این مورد علاوه بر اینکه یک بازخورد مفید برای روش شماست ، می تواند در جذابیت کلاس  و رفع نگرانی و حتی اضطراب دانش آموزان هم نقش داشته باشد .

22-اگر وقت اضافه ای موجود بود ، با دانش آموزان در مورد مهمترین اتفاقات هفته پیش در سطح شهر یا رسانه ها تبادل نظر کنید تا دید آنها به مسایل محیط و نحوه بیانشان را تقویت نمایید .

23-بردن کتابهای مرتبط با درس ، اثر خوبی بر حلب توجه دانش آموزان دارد و این اعمال را هرگز فراموش نکرده و شما را به عنوان معلمی دلسوز و علاقمند به حرفه خود معرفی خواهد کرد .

24-متاسفانه برخی معلمان ، "تدریس" را با در آوردن سئوال و جواب تمام متن توسط خودشان ، اشتباه می گیرند ! این کار علاوه بر اینکه باعث انهدام خلاقیت و کاوشگری دانش آموز می شود بلکه معلم را خسته کرده و دانش آموز چیز تازه ای یاد نخواهد گرفت  ! باید گفت بعضی از والدین در این کار معلم هم نقش دارند و وی را مجبور میکنند که به خیال خود ، فرزندشان را برای امتحان آخر سال آماده کند ! اگر نوشتن نمونه سوال لازم است بهتر است این کار را به دانش آموزان محول کنیم ، آنهم بعد از تدریس و با هدف مشخص برای صفحات محدود، و باز هم متاسفانه باید گفت برخی والدین یا دانش آموزان از بعضی معلمان تعریف و تمجید می کنند که ؛ حتی یک سوال را از کتاب جا نمی گذارد ( والبته یک کلمه هم توضیح نداده !)

25-صحبتهای بسیار مختصر با دانش آموزان در سالن و حیاط  یا حای درب مدرسه ، نقش مهمی در آرام کردن آنها در کلاس خواهد داشت و آنها احساس صمیمیت بیشتری  با معلم خواهند کرد.این صحبتها می تواند بسیار ساده و غیر خصوصی باشد مانند : "معلوم بود که دیشب درست رو خب خوانده بودی !"  یا  " آمادگی تو برای کنفرانس امروز خیلی خوب بود "  یا " ایا باز هم می توانی 3 خط مطلب در مورد درس فلان بنویسی ؟" ... این کار در هر سه دوره مهم است ولی در دبیرستان برای پیشگیری از اخلال و بی نظمی در کلاس و  در دوره ابتدایی و راهنمایی باعث کاهش چشمگیر اضطراب آنان خواهد شد . متاسفانه شنیده شده که" این کار ها دانش آموزان را پر رو خواهد کرد !"

26-وضع نکردن مقررات دست و پاگیر  و خشک کلاسی با عث جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموز در کلاس خواهد شد  مهمتر اینکه آنها از معلم و کلاس دلزده نخواهند شد . بعضی معلمان حساسیت زیادی به جنب و جوش گریز ناپذیر شاگردان در کلاس دارند و حتی تنبیه هایی را اعمال کرده و وقت گرانبهای کلاس را به درگیری و تنبیه در مورد مقررات خود ، اختصاص می دهند .( به عنوان مثال کسی به هیچ وجه نباید برگردد و دانش آموز دیگر را نگاه کند ... یا نگاه کرده به پنجره کلاس ممنوع است !)

27-هر چند وقت یکبار نسبت به استفاده از تلویزیون و کامپیوتر و پخش تراکهایی در رابطه با درس ، برای دانش آموزان جالب خواهد بود و در یادگیری خیلی موثر است .

28-متاسفانه جدیت  بیش از اندازه و افراطی و خشک بودن معلم در کلاس باعث عدم علاقه دانش آموزان به وی ، درس و مدرسه خواهد شد و خود را مجبور به " تحمل" معلم و کلاس خواهند دانست  ، حتی این جدیت و سختگیری افراطی باعث شده تا برخی دانش آموزان از ادامه تحصیل در آن رشته جدا" واهمه داشته و مسیر زندگی آنها عوض شود ،  معلمانی که خوش اخلاق بوده و تبسم بر لب داشته باشند در آموزش موفق ترند ، شما هم این را تایید می کنید اگر ؛ در حدی باشد که مورد سوء استفاده قرار نگیرد . (نباید قاطعیت ، مدیریت وتوانایی اداره مطلوب کلاس را با سختگیری افراطی معلم ، اشتباه گرفت )

29-تغییر محل کلاس حداقل ، ماهی یکبار  موجب جلب توجه دانش آموز می شود مانند تشکیل کلاس در کارگاه ، آزمایشگاه ، نمازخانه ، کتابخانه وغیره.

30-یکی از راههای علاقمند کردن شاگردان به کلاس و درس و معلم  و همچنین رفع کدورتهای احتمالی طرفین ، بردن دانش آموزان به گردش علمی کلاسی است حتی بازدید از نمایشگاههای کتاب ، صنایع دستی ، جشنواره های دانش آموزی ، حضور در مزار شهدا برای دانش آموزان متوسطه  ، هواشناسی و غیره با هماهنگی دفتر مدرسه و اداره متبوع ، فواید زیادی دارد ...

در پایان متذکر می شود تمام موارد بالا در کلاس و پایه های مختلف و برای دروس مختلف اعمال شده است و نه تنها وقت برای تدریس و توجه به زمان بندی دروس کم نیامده بلکه شاهد کمترین در گیری ها در کلاس و نیز بازده خوبی در رفتار و عملکرد و حتی میانگین نمرات پایان ترم هم بوده ایم و نکته مهمتر اینکه اگر دانش اموزان بدانند  معلم این کارها را برای ارتقای سطح علمی و آموزشی دانش آموز و حتی به منزله احترام به دانش آموزان انجام می دهد ، هیچگونه سوء استفاده ای نخواهند کرند ( سوء استفاده به معنای مصطلح همکاران) .

موفق باشید . 


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی، تالش شناسی، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ چهارشنبه هشتم آذر 1391 ] [ 15:59 ] [ بهروز علمی مریان ]
 
 

یکی از راهبردهای متداول در ایجاد خلاقیت و فعال ساختن اندیشه ها به صورت گروهی، راهبرد بارش مغزی است. این راهبرد برای تولید افکار جدید و مفید به کار گرفته می شود.

از بارش مغزی می توان به عنوان نوعی فعالیت آغازگر برای ایجاد جرقه ای در ذهن دانش آموزان استفاده کرد تا آنان بتوانند، قبل از این که خواندن را شروع کنند، دانسته های خود را درباره ی موضوع به کار ببرند. این راهبرد دانش آموزان را ترغیب می کند، هرچه درباره ی موضوع یا عنوان مورد بحث می دانند، بگویند و در مورد آن چه ممکن است در داستان اتفاق بیفتد، فکر کنند یا برای ارائه ی مطلب خواندنی آماده شوند. از این راهبرد هم چنین می توان بعد از این که دانش آموزان خواندن را به پایان رساندند، استفاده کرد؛ ولی باید توجه داشت که قبل از شروع نوشتن انجام گیرد.

 

 

دلیل استفاده از این راهبرد چیست؟

از طریق بارش مغزی، دانش آموزان به طیف وسیعی از افکار پی می برند. وقتی آنان نظرات افراد دیگر را می شنوند، درباره ی آن ها فکر می کنند و به ایده ها و روش های جدیدی از تفکر درباره ی موضوعات دست می یابند. این فعالیت، معمولاً به تولید نظرات متفاوتی درباره ی موضوع مطرح شده می انجامد.

معلمان هم چنین دانش آموزان را قبل از این که خواندن را شروع کنند، درگیر بارش مغزی می کنند تا دریابند، آنان درباره ی موضوع مورد بحث چه اطلاعاتی دارند.

 

 

از بارش مغزی چگونه باید استفاده کرد؟

قبل از شروع این فعالیت، معلم برای بحث، چند پرسش درباره ی یک کتاب یا بخشی از آن، انتخاب می کند. این پرسش ها باید آزاد باشند و دانش آموزان را به تفکر درباره ی مطلب خواندنی ترغیب کنند. به علاوه، دانش آموزان باید بتوانند، مفاهیم را در تجربیات شخصی خود به کار برند. برای مثال در مورد یک داستان، پرسش ها ممکن است به طرح، موضوع، شخصیت ها یا چیدمان داستان یا حتی نویسنده ی آن مربوط باشند.

بارش مغزی و راهبرد آن در کلاس درس

 

در گروه های دانش آموزان کم سن، معلم ثبت کننده ی نظرات، روی تخته یا آلبوم نمودارهاست. در گروه های دانش آموزان بزرگ تر، یکی از دانش آموزان برای ثبت نظرات انتخاب می شود. معلم به دانش آموزان می آموزد تا هر طور که دوست دارند، به پرسش ها پاسخ دهند، ولی پاسخ هایشان کوتاه باشند. به دانش آموزان گفته نمی شود که پاسخ آنان درست است یا نه. هر پاسخی مورد قبول واقع می شود و هیچ پاسخی رد نمی شود. احتیاج نیست دانش آموزان دستشان را برای پاسخ دادن بالا ببرند، ولی باید در صحبت کردن، نوبت را رعایت کنند. وقتی دانش آموزی صحبت خود را تمام کرد، دانش آموز دیگر با پاسخی متفاوت یا واکنشی نسبت به توضیح دانش آموز قبلی، صحبت را ادامه می دهد. هدف، ارائه ی بیش ترین نظرات در مورد موضوع مطرح شده است تا ثبت شوند.

اولین پرسش مطرح می شود و برای پاسخ دادن، داوطلب خواسته می شود. اگر کسی داوطلب نشد، معلم دانش آموزی را انتخاب می کند و نظر او را جویا می شود. همان گونه که دانش آموز پاسخ می دهد، فرد ثبت کننده ی نظرات، یادداشت برمی دارد. در مواردی که سکوت برقرار می شود، ممکن است معلم دانش آموز خاصی را صدا کند تا پاسخ دهد یا این که پرسش دیگری مطرح کند.

 

 

به چه طریق دیگری می توان از این راهبرد استفاده کرد؟

طومار عقاید: ثبت کننده ی نظرات، نظر هر یک از اعضای گروه را به نوبت می پرسد و ثبت می کند. اعضای گروه در صورت تمایل اظهار نظر می کنند. این کار تا زمانی که همه ی اعضای گروه صحبت یا اظهار نظر کرده باشند، ادامه می یابد.

روش تکه کاغذی: دانش آموزان به جای صحبت کردن، نظراتشان را در یک تکه کاغذ کوچک می نویسند. سپس ثبت کننده آن ها را جمع آوری و قبل از نوشتن مرتب می کند.

 

ارائه ی نظرات به صورت خوشه ای: در این روش، معلم یا ثبت کننده ی نظرات، به دانش آموزان کمک می کند، تصویری از نظرات مرتب شده را (یک خوشه) مشاهده کنند. خوشه ای کردن کمک می کند، روند نظرات ارائه شده در مورد یک موضوع به دست آید. ثبت کننده، یک کلمه کلیدی یا یک جمله را در مرکز دایره می نویسد و خارج از دایره و در امتداد شعاع، خطوطی را می کشد (مانند اشعه هایی از خورشید در نقاشی) تا نظرات ساطع شده را نشان دهد. همه ی گفته ها در یک دایره قرار می گیرند و با یک خط، نظراتی که با هم ارتباط دارند، به هم وصل می شوند. همان طور که بارش مغزی پیش می رود، ثبت کننده خطوطی را که از هر دایره بیرون می زند تا به ارائه ی نظرات اضافی یاری رساند، رسم می کند. بارش مغزی خوشه ای، فرایندی غیرخطی است که به تداعی آزاد (فی البداهه) شباهت دارد.

بارش مغزی و راهبرد آن در کلاس درس

 

طرح پیش از خواندن: این طرح نوعی از بارش مغزی است که توسط "جودیت لانگر" بسط یافته است تا روشی را به دانش آموزان بیاموزد که قبل از خواندن، اطلاعات را مورد توجه قرار دهند. این روش، هم می تواند از طریق کل کلاس انجام شود و هم به صورت مباحثه در یک گروه کوچک صورت گیرد. طرح پیش از خواندن با این جمله ی معلم شروع می شود: «به من بگویید، چه چیزی به ذهنتان می رسد وقتی که من می گویم: «گوسفند؟» یا (عنکبوت و یا روستا). تداعی آزاد (تفکر فی البداهه) دانش آموزان روی تخته ثبت می شود. سپس معلم به یک جواب روی تخته اشاره می کند و می پرسد: «این جواب چه فکری را به ذهنتان می آورد؟» به این ترتیب، هر یک از دانش آموزان به جمله ی اول پاسخ می دهند. بعد از این که پاسخ ها شفاف شدند و بسط پیدا کردند، معلم می گوید: «براساس بحثی که داشتیم، آیا فکر جدیدی درباره ی (گوسفند، عنکبوت و یا روستا) دارید؟» پاسخ های جدید نیز باید ثبت شوند. سرانجام دانش آموزان بعد از کل بحث، داستان (یا متن گزارشی) را می خوانند تا ببینند، افکار جدید و قدیمی شان چگونه مورد استفاده قرار می گیرند.


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، خانواده وزندگی، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 ] [ 15:32 ] [ بهروز علمی مریان ]
 
 

یکی از راهبردهای متداول در ایجاد خلاقیت و فعال ساختن اندیشه ها به صورت گروهی، راهبرد بارش مغزی است. این راهبرد برای تولید افکار جدید و مفید به کار گرفته می شود.

از بارش مغزی می توان به عنوان نوعی فعالیت آغازگر برای ایجاد جرقه ای در ذهن دانش آموزان استفاده کرد تا آنان بتوانند، قبل از این که خواندن را شروع کنند، دانسته های خود را درباره ی موضوع به کار ببرند. این راهبرد دانش آموزان را ترغیب می کند، هرچه درباره ی موضوع یا عنوان مورد بحث می دانند، بگویند و در مورد آن چه ممکن است در داستان اتفاق بیفتد، فکر کنند یا برای ارائه ی مطلب خواندنی آماده شوند. از این راهبرد هم چنین می توان بعد از این که دانش آموزان خواندن را به پایان رساندند، استفاده کرد؛ ولی باید توجه داشت که قبل از شروع نوشتن انجام گیرد.

 

 

دلیل استفاده از این راهبرد چیست؟

از طریق بارش مغزی، دانش آموزان به طیف وسیعی از افکار پی می برند. وقتی آنان نظرات افراد دیگر را می شنوند، درباره ی آن ها فکر می کنند و به ایده ها و روش های جدیدی از تفکر درباره ی موضوعات دست می یابند. این فعالیت، معمولاً به تولید نظرات متفاوتی درباره ی موضوع مطرح شده می انجامد.

معلمان هم چنین دانش آموزان را قبل از این که خواندن را شروع کنند، درگیر بارش مغزی می کنند تا دریابند، آنان درباره ی موضوع مورد بحث چه اطلاعاتی دارند.

 

 

از بارش مغزی چگونه باید استفاده کرد؟

قبل از شروع این فعالیت، معلم برای بحث، چند پرسش درباره ی یک کتاب یا بخشی از آن، انتخاب می کند. این پرسش ها باید آزاد باشند و دانش آموزان را به تفکر درباره ی مطلب خواندنی ترغیب کنند. به علاوه، دانش آموزان باید بتوانند، مفاهیم را در تجربیات شخصی خود به کار برند. برای مثال در مورد یک داستان، پرسش ها ممکن است به طرح، موضوع، شخصیت ها یا چیدمان داستان یا حتی نویسنده ی آن مربوط باشند.

بارش مغزی و راهبرد آن در کلاس درس

 

در گروه های دانش آموزان کم سن، معلم ثبت کننده ی نظرات، روی تخته یا آلبوم نمودارهاست. در گروه های دانش آموزان بزرگ تر، یکی از دانش آموزان برای ثبت نظرات انتخاب می شود. معلم به دانش آموزان می آموزد تا هر طور که دوست دارند، به پرسش ها پاسخ دهند، ولی پاسخ هایشان کوتاه باشند. به دانش آموزان گفته نمی شود که پاسخ آنان درست است یا نه. هر پاسخی مورد قبول واقع می شود و هیچ پاسخی رد نمی شود. احتیاج نیست دانش آموزان دستشان را برای پاسخ دادن بالا ببرند، ولی باید در صحبت کردن، نوبت را رعایت کنند. وقتی دانش آموزی صحبت خود را تمام کرد، دانش آموز دیگر با پاسخی متفاوت یا واکنشی نسبت به توضیح دانش آموز قبلی، صحبت را ادامه می دهد. هدف، ارائه ی بیش ترین نظرات در مورد موضوع مطرح شده است تا ثبت شوند.

اولین پرسش مطرح می شود و برای پاسخ دادن، داوطلب خواسته می شود. اگر کسی داوطلب نشد، معلم دانش آموزی را انتخاب می کند و نظر او را جویا می شود. همان گونه که دانش آموز پاسخ می دهد، فرد ثبت کننده ی نظرات، یادداشت برمی دارد. در مواردی که سکوت برقرار می شود، ممکن است معلم دانش آموز خاصی را صدا کند تا پاسخ دهد یا این که پرسش دیگری مطرح کند.

 

 

به چه طریق دیگری می توان از این راهبرد استفاده کرد؟

طومار عقاید: ثبت کننده ی نظرات، نظر هر یک از اعضای گروه را به نوبت می پرسد و ثبت می کند. اعضای گروه در صورت تمایل اظهار نظر می کنند. این کار تا زمانی که همه ی اعضای گروه صحبت یا اظهار نظر کرده باشند، ادامه می یابد.

روش تکه کاغذی: دانش آموزان به جای صحبت کردن، نظراتشان را در یک تکه کاغذ کوچک می نویسند. سپس ثبت کننده آن ها را جمع آوری و قبل از نوشتن مرتب می کند.

 

ارائه ی نظرات به صورت خوشه ای: در این روش، معلم یا ثبت کننده ی نظرات، به دانش آموزان کمک می کند، تصویری از نظرات مرتب شده را (یک خوشه) مشاهده کنند. خوشه ای کردن کمک می کند، روند نظرات ارائه شده در مورد یک موضوع به دست آید. ثبت کننده، یک کلمه کلیدی یا یک جمله را در مرکز دایره می نویسد و خارج از دایره و در امتداد شعاع، خطوطی را می کشد (مانند اشعه هایی از خورشید در نقاشی) تا نظرات ساطع شده را نشان دهد. همه ی گفته ها در یک دایره قرار می گیرند و با یک خط، نظراتی که با هم ارتباط دارند، به هم وصل می شوند. همان طور که بارش مغزی پیش می رود، ثبت کننده خطوطی را که از هر دایره بیرون می زند تا به ارائه ی نظرات اضافی یاری رساند، رسم می کند. بارش مغزی خوشه ای، فرایندی غیرخطی است که به تداعی آزاد (فی البداهه) شباهت دارد.

بارش مغزی و راهبرد آن در کلاس درس

 

طرح پیش از خواندن: این طرح نوعی از بارش مغزی است که توسط "جودیت لانگر" بسط یافته است تا روشی را به دانش آموزان بیاموزد که قبل از خواندن، اطلاعات را مورد توجه قرار دهند. این روش، هم می تواند از طریق کل کلاس انجام شود و هم به صورت مباحثه در یک گروه کوچک صورت گیرد. طرح پیش از خواندن با این جمله ی معلم شروع می شود: «به من بگویید، چه چیزی به ذهنتان می رسد وقتی که من می گویم: «گوسفند؟» یا (عنکبوت و یا روستا). تداعی آزاد (تفکر فی البداهه) دانش آموزان روی تخته ثبت می شود. سپس معلم به یک جواب روی تخته اشاره می کند و می پرسد: «این جواب چه فکری را به ذهنتان می آورد؟» به این ترتیب، هر یک از دانش آموزان به جمله ی اول پاسخ می دهند. بعد از این که پاسخ ها شفاف شدند و بسط پیدا کردند، معلم می گوید: «براساس بحثی که داشتیم، آیا فکر جدیدی درباره ی (گوسفند، عنکبوت و یا روستا) دارید؟» پاسخ های جدید نیز باید ثبت شوند. سرانجام دانش آموزان بعد از کل بحث، داستان (یا متن گزارشی) را می خوانند تا ببینند، افکار جدید و قدیمی شان چگونه مورد استفاده قرار می گیرند.


موضوعات مرتبط: علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، خانواده وزندگی، آموزش وپرورش، نکات مدیریتی
[ سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 ] [ 15:31 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ شنبه سیزدهم آبان 1391 ] [ 8:58 ] [ بهروز علمی مریان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بهروز علمی مریان کارشناس ارشد مدیریت آموزشی
آموزگار عشایری وییلاقی استان گیلان،شهرستان تالش - مجتمع شهید صادق فایزی،مدرس دانشگاه
"راز موفقیت در صبر و پشتکار و توکل بر خدا است."
اللهم عجل لولیک الفرج
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1-نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا
2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا
3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا
4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
سامانه پیام کوتاه:50002010334060
رایانامه:behroozelmi875@mihanmail.ir
شماره تماس:09383396291
امکانات وب




كد تغيير شكل موس

كد موسيقي براي وبلاگ

فال حافظ


فال انبیاء



.


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


استخاره با قرآن کریم
دریافت کد استخاره آنلاین







خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا خطاطي نستعليق آنلاين